بازدید کنندۀ گرامی! از حضورتان در سایت هم اندیشی دینی تشکر می کنم.
متأسفانه به علت مشغلۀ کاری فرصت پاسخگویی به سؤلات را ندارم، لطف کنید فعلا سؤالی مطرح نفرمایید.

بسم الله الرحمن الرحیم

حکایت اول:

روز عاشورا، علامه ­­ی بحرالعلوم به همراه گروهی از طلاب با استقبال عزاداران حسینی حرکت کردند. به محله طُـوَیـرَج که رسیدند، ناگهان علامه با آن کهولت سن و موقعیت اجتماعی داخل جمعیت شد و با شوری وصف ناپذیر به سینه زدن پرداخت. علما و طلاب هر چه تلاش کردند تا مانع کار او شوند تا مبادا صدمه­ ای به ایشان وارد شود موفق نشدند. پس از عزاداری یکی از خواص پرسید چه رویدادی پیش آمد که این گونه سر از پا نشناختید؟!

علامه فرمود: با رسیدن دسته­ی عزاداری ناگهان چشمم به محبوب دلها امام عصر (عجل ­الله ­تعالی ­فرجه) افتاد. دیدم آن گرامی با سر و پای برهنه، با چشمی اشک بار به سر و سینه می­ زنند. به همین جهت آن منظره مرا به این حال انداخت که قرار از کف دادم.[۱]

حکایت دوم:

اشعار مرحوم حلّی گمشده­ ی من بود تا این که آن اشعار را پیدا کردم و رفتم در حرم امام حسین (علیه ­السلام) و مشغول خواندن آن اشعار شدم. ناگهان سیّدی را دیدم که در برابرم ایستاده و به اشعارم گوش می­ دهد و گریه می­ کند چون به این بیت رسیدم:

أیَقتُلُ ظَمآناً حُسَینُ بِکَربَلا   وَ فی کُلِّ عُضوٍ مِن أنامِلِهِ بَحرٌ

آیا حسین را در کربلا تشنه به شهادت رساندند   در حالی که در هر گوشه از کربلا دریایی از آب بود

گریه­ ی آن بزرگوار شدید شد و رو به سوی ضریح امام حسین (علیه ­السلام) کرد و این بیت را تکرار نمود و همچون زن جوان مرده می­ گریست. همین که اشعار را به پایان بردم، دیگر آن بزرگوار را ندیدم! به هر کجا رو نمودم اثری نیافتم …[۲] 


[۱]  . میر مهر، صفحه ی۱۱۱

[۲] . میر مهر، صفحه ی۱۱۱

متولد سال ۱۳۵۴ هستم. در سال ۷۶، توفیق پیدا کردم تا در جمع خوبان طلبه حضور داشته باشم و مشغول دروس حوزوی شوم. ـــــ بعد از ده سال مطالعه ی دروس حوزوی، وارد درس خارج حوزه شدم. به مدت شش سال از کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی بودم ــــ همچنین در حوزۀ مشاوره ی خانواده، تربیت کودک، امور جوانان و نیز پاسخگویی به مسائل اخلاقی مشغول فعالیت هستم.
نوشته های مرتبط :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

مدیر سایت: احمد نباتي
Thumb_141956
ای برادر! پشتیبان «ولی فقیه» باش، اما پیشاپیش «ولی فقیه» بایست و تیرهای زهر آگین دشمن را که به سوی او روانه می شوند به جان خریدار شو ... تنها عافیت طلبان دنیا دوست هستند که عوام فریبانه از «ولایت» و «ولایت مداری» دم میزنند، اما در هنگامه ی فتنه ها و امتحان های سخت، پشت سر ولی فقیه سنگر می گیرند، تا دنیای "فانی" خود را در خطر نبینند!  
ویــژه هـــا
پی گیری پرسش شما
آمار سایت
  • بازدید امروز: 691
  • بازدید دیروز: 5036
  • بازدید سال: 1520655
  • کل نوشته‌ها: 1274
  • کل دیدگاه‌ها: 3791
عکس های متنوع تصادفی