×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

بازدید کنندۀ محترم سؤالات خود از مدیر سایت را در کانال تلگرامی مطرح فرمایید.

https://t.me/joinchat/AAAAAFCh-2WqTf7Q1wwTSQ

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هر کس که بعد از نماز صبح، این ذکر را «صد مرتبه» بگوید، در آن روز، پیشامد ناگواری برای وی رخ نمی دهد:

َ مَا شَاءَ اللَّهُ‏ كَانَ‏ لَا حَوْلَ‏ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِ‏ الْعَظِيم

الکافی، ج۲، ص۵۳۱ 

  1. زهرا

    من مدتی بود که هر روز صبح دعایی برای رفع بلا در اون روز میخوندم. داشتم سعی می کردم بعد از نماز صبح نخوابم ولی اگه بیدار نمی شدم هم صبح بازم اون دعا رو می خوندم. تا اینکه دیروز یادم رفت بخونم و بدبختی برام نازل شد. یکی از اقوام چند ماه پیش یه بچه خرگوش گوشه خیابون پیدا کرده بودن و مدتها نگهش داشته و بزرگش کرده بودن. من بهشون گفتم دارن میان خونه ما بیارنش بازی کنه. وقتی آوردن از بدبختی من چند دقیقه غافل شدم و نمی دونم چطور شد مرد. به نظرم گربه دید ترسید. وقتی پاشونو گذاشتن خونه ما من یادم اومد دعامو نخوندم ولی وقت زیادی هم نداشتم برای همین زود آیه الکرسی خوندم که اتفاقی نیفته و آبروم نره. بعدشم به بچه شون با اطمینان گفتم چیزی نمیشه. حالا ناراحتم که هم از حیوون مواظبت نکردم بی جهت مرد چطور اون دنیا جواب بدم. هم یه جورایی امانت بود و اونا به امید مواظبت من آوردنش من خیانت کردم. هرچند بهم چیزی نگفتن. بدتر اینکه این دفعه دومه که آیه الکرسی میخونم و اینطوری میشه. یه بار برای یه مار که توی کوچه دیدم خوندم ولی کمی بعد پدرم اومد خونه با ناراحتی گفت که یه مار توی کوچه دیده که بچه ها کشته بودنش. همونجایی که من اونو دیدم. یعنی ممکنه چون به خودم بیش از حد اطمینان داشتم اینطور شده؟ والا دیگه روم نمیشه برم خونه شون. میدونم اجلش رسیده بودولی همش میگم کاش خدا کمکم می کرد اینطور ضایع نمی شدم.

    • احمد نباتی

      سلام / تحلیل شما از این حادثه اشتباه است.
      علت این اتفاق دعا نخوندن شما نبودهو بنابراین نباید در دعا و مناجات، خودتون رو در اضطراب و استرس بیندازید و نباید تصور کنید که اگر دعا نخنید حتما مشکلی رخ خواهد داد.
      در رابطه با حیوان هم می تونید مقدای مختصرری صدقه بدید و رضایت صاحب حیوان را کسب کنید. یا پول خرگوش رو بهشون بدید و یا این که ازشون حلالیت بطلبید.
      موضوع مردن مار هم ربطی به شما نداره.
      موفق باشید.

  2. سارا

    با سلام خواهشا کمکم کتید زندگیم داره از دست میره. من ٤سال بود که با ی پسری رابطه داشتم ب ی دلایلی از هم جدا شدیم و من الان حدود ی سال ک ازدواج کردم با ی پسره دیگه و ایشون خبر دارن ک من ازدواج کردم .و همسرم از رابطم خبر نداشته.و تو این ی سال نه ایشونو دیدم نه خبری ازش دارم. من الان خونه خودمم. همش دلشوره دارم فک میکنم میتزسم قراره بیاد سر وقتمون و منو همسرمو بکشه برا تلافی. من خیلی میتزسم همسرمم شک کرده میگه تو چرا اینطوری شدی دارم ب خاطره این فکرا زندگیمو از دست میدم فقط دارم ب این مساله فک میکنم. میترسم من از گذشته خودم پشیمونم توبه کردم و همسرمم خیلی دوست دارم. خواهشا کمکم کنید اصلا ارامش ندارم سر تا پامو دلشوره و ترس و اضطراب گرفته ب طوزی که نمیزارم شوهرم تنها باشه میترسم براش اتفاقی بیفته

  3. سارا

    ممنون میشم جوابمو بدید ی راه حلی بهم بدید دارم روانی میشم. با تشکر

    • احمد نباتی

      سلام بر شما
      با بنده تماس بگیرید
      ۰۹۱۳۶۹۶۵۹۸۳

  4. سارا

    سلام من ۲۴سالمه خدا میدونه چقد دلم خون شده از این زندگی پر از استرس خسته شدم ای خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا دارم عذاب میکشم
    برام دعا کنین

  5. سعید

    سلام علیکم بنده الان ۲۷ سالمه و متاهلم در سن ۱۴ سالگی در اتاقم حدود ساعتایه دم صبح قبل از اذان یک موجود قد کوناه خاکستری رنگ با مشخصات ظاهری وحشتناک و کثیف دیدم از اون روز تا به حال دیگه ندیدمش ولی همش حسش میکنم باور کنید سالهاست که ذهنمو مشغول کرده خواهش میکنم راهنماییم کنید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


question