بسم الله الرحمن الرحیم

خلاصۀ تفسیر سورۀ مبارکۀ حمد (برگرفته از تفسیر ارزشمند تسنیم)

«مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ»

مالِک، مَلِک و مَلیک، سه اسم از اسمای حسنای خداوند است که دارای ریشۀ واحد (مِلک، یا مَلک) و به معنای سلطۀ خاصی است که زمینه ساز هرگونه تصرف در شیء مملوک باشد؛ همانند سلطه ای که انسان بر مال خود دارد یا استیلا و سلطه ای که حاکمان بر مردم دارند.

نام های مالک، ملِک و ملیک، هر سه در قرآن کریم آمده است: «قُلِ اللَّهُمَّ مالِکَ الْمُلْک»،[۱] «فَتَعالَى اللَّهُ الْمَلِکُ الْحَقُّ»،[۲] «فی‏ مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلیکٍ مُقْتَدِرٍ»[۳]

«یوم»: یوم در عرف به معنای پاره ای محدود از امتداد زمان است؛ کم باشد یا زیاد و از این رو هم بر فاصلۀ بین طلوع و غروب خورشید اطلاق می شود و هم بر مقاطع وسیعتری از زمان. در قرآن کریم به معنای «ظهور» هم آمده است؛ مانند: «کُلَّ یَوْمٍ هُوَ فی‏ شَأْنٍ»[۴] در این آیه، یوم به معنای متعارف آن نیست؛ زیرا خود یوم به معنای متعارف نیز شأن جدید فیض خداست.

«الدّین»: دین، خضوع و انقیاد در برابر برنامه یا مقرراتی معین است. بنابراین، در معنای «دین» دو قید معتبر است: یکی انقیاد و خضوع و دیگری این که آن انقیاد در برابر برنامۀ خاصی باشد.

علاوه بر آیات دوم و سوم، این آیه هم برهانی دیگر بر ضرورت اختصاص حمد به ذات مقدس الهی است. خدای سبحان مدبر و مربی انسان هاست و چون بدون حیات جاوید ابدی، راه کمال انسانی مسدود خواهد شد، با برپا کردن قیامت، راه تکامل نهایی انسان را باز می کند و چون رها کردن انسان ها به حال خود، عامل تباهی آنان خواهد شد، آنان را به خود وا نمی گذارد، بلکه با اعتقاد به قیامت و یاد معاد که بهترین عامل رهایی انسان از تباهی است، آنان را می پروراند و سرانجام در قیامت پاداش کار نیک آنان را می دهد.  

مراد از یوم در بیشتر استعمال های قرآنی آن، جهان آخرت است؛ مانند: «یَوُم الدِّین»، «یَومَ یَقُومُ الرُّوح»[۵]، «یَوْمَ لا تَمْلِکُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَیْئاً وَ الأمْرُ یَوْمَئِذٍ لِلَّهِ»[۶] و به معنای روز در مقابل شب نیست. بلکه به معنای «ظهور» است. در قیامت همۀ کثرت ها به وحدت بازگشته، برای همگان معلوم می شود که یک واحد است که عالم را اداره می کند و با ظهور توحید، پندار تثنیه و تثلیت رخت بر می بندد؛ بر خلاف آغاز آفرینش که چون روز ظهور کثرت از وحدت است، سخن از «یومین»، «ایام» و «ستۀ ایام» است.

اما ظهور چه چیزی مراد است؟ قیامت، روز ظهور دین است، روزی که تمام حقیقت دین ظهور خواهد کرد.

نقش یاد معاد در هدایت و تربیت

قرآن کریم کتاب هدایت و تربیت است: «ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فیهِ هُدىً لِلْمُتَّقین»[۷] و چون مهمترین عامل در هدایت انسان، اعتقاد به قیامت و یاد معاد است و فراموشی «روز حساب» اساسی ترین عامل تبه کاری و مبتلا شدن به عذاب است: «لَهُمْ عَذابٌ شَدیدٌ بِما نَسُوا یَوْمَ الْحِساب»،[۸] در بسیاری از آیات قرآن، سخن از معاد و قیامت به میان آمده است. با فراموشی حساب، حتی اعتقاد به ربوبیت خداوند هم در تهذیب انسان روح مؤثر نیست؛ اما اگر انسان خود را در برابر رب العالمین مسئول دانست و معتقد بود که روزی باید پاسخ گوی همۀ کارهایش باشد، این اعتقاد، در تهذیب و تزکیۀ جان او مؤثر است.

در سورۀ حمد، در کنار رحمت الهی: «الرحمن الرحیم»، سخن از مالکیت «یوم الدین» است تا انسان ها را بین خوف و رجا بپروراند تا با نگاه یک سویه به رحمت الهی مبتلا به تجری و غرور نشوند.  

اقسام مالکیت

مِلک که مبدأ استقاق مالک است، اقسامی دارد؛ در نتیجه مالک هم انحای متعدد دارد:

قسم اول: مالکیت اعتباری است؛ مانند مالکیت انسان نسبت به لباس و خانۀ خودش. این مالکیت با خرید و فروش و سایر معاملات، قابل تغییر است.

قسم دوم: این قسم، برتر از قسم نخست بوده و «مالکیت حقیقی محدود» است؛ مانند مالکیت انسان نسبت به اندام و جوارح خود. این مالکیت حقیقی است، اما چون خود انسان موجود محدودی است، مالکیت وی نیز محدود خواهد بود.

قسم سوم: این قسم، «مالکیت حقیقی مطلق» است و آن مالکیت نامحدود خدای سبحان نسبت به عالم است. همان گونه که علت تامه مالک همۀ شئون هستی خویش است، خدای سبحان نیز قیوم سراسر نظام هستی و مالک همۀ شئون آن است و همۀ موجودات، مِلک و معلول و متقوّم به او هستند.

مالکیتی که در روابط اجتماعی انسان ها مطرح است، مالکیت اعتباری و برای نظم امور اجتماعی است. اما وقتی سخن از رابطۀ انسان با خداست، مالکیت حقیقی نامحدود مطرح است: «وَ آتُوهُمْ مِنْ مالِ اللَّهِ الَّذی آتاکُمْ».[۹] پس مال، حقیقتا از آن خداست که آن را در اختیار انسان گذاشته است.

ظهور مالکیت مطلقه در قیامت

قرآن کریم در آیاتی چند، مِلک و مُلک جهان آفرینش را به خداوند نسبت می دهد؛ مانند: «أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما لَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لا نَصیر»؛ «آیا نمى‏دانستى که حکومت آسمانها و زمین، از آن خداست؟! (و حق دارد هر گونه تغییر و تبدیلى در احکام خود طبق مصالح بدهد؟!) و جز خدا، ولى و یاورى براى شما نیست. (و اوست که مصلحت شما را مى‏داند و تعیین مى‏کند).»[۱۰] «وَ ما أدْراکَ ما یَوْمُ الدِّینِ * ثُمَّ ما أدْراکَ ما یَوْمُ الدِّینِ * یَوْمَ لا تَمْلِکُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَیْئاً وَ الأمْرُ یَوْمَئِذٍ لِلَّهِ»؛ «تو چه مى‏دانى روز جزا چیست؟! * باز چه مى‏دانى روز جزا چیست؟! * روزى است که هیچ کس قادر بر انجام کارى به سود دیگرى نیست، و همۀ امور در آن روز از آن خداست!»[۱۱] آیۀ نخست دربارۀ فرمانروایی خداوند بر اسمان ها و زمین است و آیۀ دوم که مِلک و مُلک یوم الدین را به طور مطلق برای خدا ثابت می کند، با تعبیرهایی مشعر بر عظمت قیامت است.

چه در یوم الدین و چه در غیر آن، مِلک و مُلک مخصوص خدای سبحان است و احدی با او شریک نیست. امروز ما نمی دانیم کار به دست کیست، ولی در قیامت که روز ظهور حق است: «ذلک الیوم الحقّ»،[۱۲] معلوم خواهد شد که کار به دست دیگری بوده و انسان به عنوان «اعتماد به نفس» خود را فریب می داده و گاهی به عنوان «تشکر از مخلوق» به دیگران پناهنده می شده، ولی فردا می فهمد که کار تنها به دست خدا بوده و هست و علل و اسباب ظاهری، همه از شئون فاعلیت خداوند است. به مقتضای توحید افعالی، انسان و هر فاعل دیگری درجه ای از درجات و شأنی از شئون فاعلیت خدای سبحان است؛ آب و غذا که برطرف کنندۀ تشنگی و گرسنگی است و آتش که حرارت بخش و دارو که شفابخش است، همه از شئون فعلی و درجات فاعلیت خداوند است و هیچ گونه استقلالی در تأثیر و فاعلیت ندارد. از این رو می توان همۀ کارها و از جمله شفا را به او نسبت داد: «وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفینِ».[۱۳]

پس در قیامت ثابت می شود که خداوند فرمانروای مطلق بوده، هست و خواهد بود.

قیامت هم اکنون موجود است

قیامت هم اکنون موجود است و این مدعا با براهین عقلی و شواهد نقلی قابل اثبات است:

  1. قرآن کریم از بی توجهی تبهکاران نسبت به معاد، به غفلت تعبیر می کند: «لَقَدْ کُنْتَ فی‏ غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَکَشَفْنا عَنْکَ غِطاءَ»،[۱۴] «یا وَیْلَنا قَدْ کُنَّا فی‏ غَفْلَةٍ مِنْ هذا».[۱۵] غفلت در جایی است که چیزی موجود باشد.
  2. آیۀ کریمۀ: «کَلاَّ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقینِ * لَتَرَوُنَّ الْجَحیمَ * ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَیْنَ الْیَقینِ»،[۱۶] به صراحت بر مشاهدۀ دوزخ برای صاحبان علم الیقین دلالت دارد و این مطلب ناظر بر شهود در دنیاست وگرنه پس از مرگ، همۀ مردم آن را مشاهده می کنند.
  3. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) در معراج، بهشت و جهنم و از نزدیک دید و به خوردنی ها و نوشیدنی های هر یک از پرهیزکاران و تبهکاران آگاه شد. در برخی روایات هم آمده: از ما نیست کسی که منکر وجود فعلی بهشت و دوزخ باشد: «ما اولئک منا و لانحن منهم»[۱۷]

[۱] . آل عمران، ۲۶٫

[۲] . مؤمنون، ۱۱۶٫

[۳] . قمر، ۵۵٫

[۴] . الرحمن، ۲۹٫

[۵] . نبأ، ۳۸٫

[۶] . انفطار، ۱۹٫

[۷] . بقره، ۲٫

[۸] . ص، ۲۶٫

[۹] . نور، ۳۳٫

[۱۰] . بقره، ۱۰۷٫

[۱۱] . انفطار، ۱۷ ـ ۱۹٫

[۱۲] . نبأ، ۳۹٫

[۱۳] . شعراء، ۸۰٫

[۱۴] . ق، ۲۲٫

[۱۵] . انبیاء، ۹۷٫

[۱۶] . تکاثر، ۵٫

[۱۷] . بحارالانوار، ج۴، ص۴٫

متولد سال ۱۳۵۴ هستم. در سال ۷۶، توفیق پیدا کردم تا در جمع خوبان طلبه حضور داشته باشم و مشغول دروس حوزوی شوم. ـــــ بعد از ده سال مطالعه ی دروس حوزوی، وارد درس خارج حوزه شدم و از محضر اساتیدی چون: آیت الله العظمی وحید خراسانی، آیت الله سید احمد خاتمی و آیت الله محمد عندلیب همدانی استفاده کردم. به مدت شش سال از کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی بودم ــــ همچنین در حوزۀ مشاوره ی خانواده، تربیت کودک، امور جوانان و نیز پاسخگویی به مسائل اخلاقی مشغول فعالیت هستم و در این رابطه هم دارای تألیفاتی هستم.
نوشته های مرتبط :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

مدیر سایت: احمد نباتي
Thumb_141956
ای برادر! پشتیبان «ولی فقیه» باش، اما پیشاپیش «ولی فقیه» بایست و تیرهای زهر آگین دشمن را که به سوی او روانه می شوند به جان خریدار شو ... تنها عافیت طلبان دنیا دوست هستند که عوام فریبانه از «ولایت» و «ولایت مداری» دم میزنند، اما در هنگامه ی فتنه ها و امتحان های سخت، پشت سر ولی فقیه سنگر می گیرند، تا دنیای "فانی" خود را در خطر نبینند!  
ویــژه هـــا
پی گیری پرسش شما
آمار سایت
    عکس های متنوع تصادفی