امام باقر (علیه السلام) در رابطه با دعای بهاء که در سحرهای ماه مبارک رمضان خوانده می شود، فرمودند: اگر مردم می دانستند که این دعا چه عظمتی نزد خداوند دارد و اگر می دانستند که این دعا با چه سرعتی به اجابت می رسد، برای دستیابی به آن، با یکدیگر به جنگ بر می خواستند، هر چند با شمشیر!

بسم الله الرحمن الرحیم

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏ * سُبْحانَ الَّذی أَسْرى‏ بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذی بارَکْنا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آیاتِنا إِنَّهُ هُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُ (۱)

سبحان: اسم مصدر از ماده­ ی تسبیح به معنای تنزیه است و همواره به صورت اضافه استعمال می ­شود و در ترکیب مفعول مطلقی استکه قائم مقام فعل است. تقدیر «سبحان الله»، «سبحت الله تسبیحاً» است. خدای را تنزیه می­کنم تنزیه کردن مخصوصی.

سبحان بیشتر برای اظهار تعجب استعمال می­شود اما اینجا به وحدت سیاق برای تنزیه است.

اسری: ثلاثی مجرد آن «سری» است و به معنای سیر شبانه است. بنابراین «سری» و «اسری» یعنی فلانی در شب راه پیمود. و «سیر» مخصوص روز و یا اعم از روز است.

لیلاً: مفعول فیه است. فایده ­ی آن در کلام برای افاده­ ی این مطلب است که همه­ی سیر شبانه انجام شده است.

مسجد الأقصی: مراد از آن به قرینه­ی «بارکنا حوله» بیت المقدس است. «اقصی» از ماده­ی «قصو» به معنای دوری است. این مسجد نسبت به محل زندگی پیامبر اکرم (صلی ­الله ­علیه ­و آله) و مخاطبینش خیلی دور بود.

لنریه من آیانتا: نتیجه­ ی سیر دادن برای نشان دادن پاره­ای از آیات ماست. سیاق کلام دلالت دارد که آن آیات از آیات و نشانه­ های عظیمی بوده است. «لَقَدْ رَأى‏ مِنْ آیاتِ رَبِّهِ الْکُبْرى».[۱]

انه هو السمیع البصیر: بیان علت سری دادن است. خداوند چون شنوا به گفته­ های بندگان و بینای به افعال ایشان است و تقاضای حال رسول خود را دید که چنین اکرامی را اقتضا می­ کرد لذا او را برای نشان دادن پاره­ ای از آیات و نشانه­ هایش شبانه سیر داد.

نکته: در این آیه التفات از غیبت به خطاب به کار رفته است. «بارکنا حوله لنریه من آیاتنا» و دوباره به لفظ غایب برگشته است. علت آن این است که نشان دهد این آیات امری بوده از ساحت عظمت و کبریایی و موطن عزت و جبروت خداوند صادر شده است و خداوند با ایات کبرای خود بر او تجلی نمود. و اگر این التفات نبود و می­ گفت: «لیریه من آیاته» این نکته حاصل نمی ­شد.  

آیت الله جوادی آملی:

خدای سبحان گاه می ­فرماید: فلان پیامبر به طرف خدا رفت و گاه می ­فرماید فلان پیامبر را به طرف خود بردم. همه­ ی انبیاء محبوب خدایند اما درجه­ ی محبت فرق می­ کند؛ درباره­ی موسای کلیم می­ فرماید: «و واعدنا موسی .. آنگاه می­ فرماید: «و لما جاء موسی لمیقاتنا». درباره­ی ابراهیم خلیل می­ گوید: «إنی ذاهب إلی ربی» اما درباره­ ی پیامبر خاتم سخن از بردن است: «سبحان الذی اسری بعبده …» ما او را دعوت کردیم، مجذوبش نموده به سمت خود بردیم. بین بردن و رفتن، «سلوک» و «جذبه» فرق ها وجود دارد. سالک لنگان لنگان می­ رود ولی وجذوب با سرعت می­ دود. جمله­ای که درباره­ ی معراج وارد شده: «خطوته مدّ البصر»[۲]: هر قدم براق در معراج به اندازه­ ی دید چشم بود، ناظر به همین نکته است. اگر از زمین پا بر می­ داشت تا دورترین نقطه­ ی آسمان ها پا می­گذاشت، برق وار می ­رفت. خداوند محبوب خویش را به سرعت می­ برد و لازم نیست او تدریجا و آهسته قدم بردارد.[۳]

قرآن کریم وقتی می­ خواهد تعبیر «عبد» را نسبت به سایر انبیاء به کار ببرد همراه با ذکر نام آن ها بکار می­برد مثلا می­ فرماید: وَ اذْکُرْ عِبادَنا إِبْراهیمَ وَ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ أُولِی الْأَیْدی وَ الْأَبْصارِ»[۴] یا می­فرماید: «وَ اذْکُرْ عَبْدَنا داوُد»،[۵] «وَ اذْکُرْ عَبْدَنا أَیُّوب‏»،[۶] «کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَکَذَّبُوا عَبْدَنا».[۷] ولی پیامبر خاتم را بدون نام یاد می­کند، عبد مطلق، به آن فرد کامل انصراف دارد: «تَبارَکَ الَّذی نَزَّلَ الْفُرْقانَ عَلى‏ عَبْدِهِ لِیَکُونَ لِلْعالَمینَ نَذیراً»[۸] «سبحان الذی أسری بعبده» وقتی عبد مطلق گفته می ­شود، عبد کامل به ذهن می ­آید و آن رسول خداست. حتی نمی ­گوید: «عبدنا» تا ناظر به کثرت باشد، بلکه می­ فرماید: «عبده» که ناظر به مقام وحدت است. این کلمه از «عبد الله» نیز بالاتر است، زیرا این عبودیت، حاکی از هویت مطلقه است که بالاتر از مقام الوهیت است.  


[۱] . نجم ۱۸  

[۲] . بحار الأنوار ج۱۶ ص۲۳ ح۱۹ 

[۳] . سیره­ی رسول اکرم در قرآن کریم ص۲۵۳ آیت الله جوادی آملی (تفسیر موضوعی ج۸) .

[۴] . سوره­ی ص ۴۵٫

[۵] . سوره­ی ص ۱۷٫

[۶] . سوره­ی ص ۴۱   .

[۷] . سوره­ی قمر ۹ .

[۸] . فرقان ۱٫ 

متولد سال ۱۳۵۴ هستم. در سال ۷۶، توفیق پیدا کردم تا در جمع خوبان طلبه حضور داشته باشم و مشغول دروس حوزوی شوم. ـــــ بعد از ده سال مطالعه ی دروس حوزوی، وارد درس خارج حوزه شدم و از محضر اساتیدی چون: آیت الله العظمی وحید خراسانی، آیت الله سید احمد خاتمی و آیت الله محمد عندلیب همدانی استفاده کردم. به مدت شش سال از کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی بودم ــــ همچنین در حوزۀ مشاوره ی خانواده، تربیت کودک، امور جوانان و نیز پاسخگویی به مسائل اخلاقی مشغول فعالیت هستم و در این رابطه هم دارای تألیفاتی هستم.
نوشته های مرتبط :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

مدیر سایت: احمد نباتي
Thumb_141956
ای برادر! پشتیبان «ولی فقیه» باش، اما پیشاپیش «ولی فقیه» بایست و تیرهای زهر آگین دشمن را که به سوی او روانه می شوند به جان خریدار شو ... تنها عافیت طلبان دنیا دوست هستند که عوام فریبانه از «ولایت» و «ولایت مداری» دم میزنند، اما در هنگامه ی فتنه ها و امتحان های سخت، پشت سر ولی فقیه سنگر می گیرند، تا دنیای "فانی" خود را در خطر نبینند!  
ویــژه هـــا
پی گیری پرسش شما
آمار سایت
  • بازدید امروز: 4899
  • بازدید دیروز: 5104
  • بازدید هفته: 44034
  • بازدید ماه: 149072
  • بازدید سال: 1669508