×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

بسم الله الرحمن الرحیم

جایگاه عقل ما در فهم احکام الهی

برگرفته از کتاب پیوند جوان با نماز ـ نوشتۀ مدیر سایت

فلسفۀ برخی از احکام نماز برای من مشخص نیست. بنابراین تا زمانی که با عقل خود، پی به علت واقعی آن­ها نبرم، نماز نمی­ خوانم. مثلاً: «چرا باید این­ گونه وضو بگیرم»، «چرا نماز صبح دو رکعت است» و «چرا در هر نمازی باید یک رکوع و دو سجده انجام داد»؟و ده­ ها سؤال دیگر، که پاسخ قانع­ کننده ­ای برای آن­ها نشنیده­ ام!

اجازه دهید این سؤال را کمی بازتر کنیم. چنین شخصی می ­گوید: «من تابع عقل هستم» و «تنها مسائلی را می ­پذیرم که عقل من بتواند فلسفۀ آن را درک کند».

قسمت اول گفتار وی که می ­گوید: «من تابع عقل هستم»، سخن بسیار خوب و متینی است. اما قسمت دوم این گفتار که می­ گوید: «تنها مسائلی را می ­پذیرم که عقل من بتواند فلسفۀ آن را درک کند»، حرف دقیقی نیست. انسان عاقلی که نزد پزشک می ­رود، هرگز به پزشک نمی­ گوید تا زمانی که به تمام ترکیبات شیمیایی این دارو پی نبرده ­ام، داروی شما را مصرف  نمی ­کنم! همین که به پزشک اطمینان داریم، به داروی تجویزی وی هم اطمینان می ­کنیم، و با خیال راحت آن را مصرف می ­کنیم.

همین که با عقل خود به یقین رسیده ­ایم خدای ما، حکیم است و سخن بیهوده ­ای نمی ­گوید، با دل و جان به دستورهای او گوش می ­دهیم و هرگز به بهانۀ ناآگاهی از حکمت احکامش، خود را از آن­ ها محروم نمی­ کنیم.

اما چرا خداوند فلسفۀ برخی از احکام را به ما نگفته است؟

  1. ممکن است در برخی روایت ­ها بیان شده، اما آن روایت ­ها به دست ما نرسیده است. 
  2. ممکن است گفتن آن ضرورتی نداشته، و گفتن آن، اصل عبادت را تحت شعاع قرار می ­داده است.
  3. ممکن است عقل ضعیف ما انسان­ ها، در حدی نبوده که بتواند آن را درک کند.
  4. ممکن است علت نگفتن آن، تقویت روحیۀ عبودیت و بندگی ما بوده است.

مهم ­ترین مقام برای هر انسانی، این است که خود را بنده­ و عبد خدای متعال بداند. مقام عبودیت که تنها راه تقرب به درگاه الهی است، از چنان جایگاهی برخوردار است که حتی از مقام رسالت هم بالاتر است. روی همین اساس در تشهد نماز می­ گوییم: «أشهَدُ أنَّ مُحمَّداً عَبدُهُ وَ رَسولُهُ»؛ یعنی ابتدا شهادت می ­دهیم که پیامبر اکرم(صلی ­الله­ علیه­ و آله) عبد خدا بوده، و بعد از آن شهادت به رسالت او می ­دهیم.

خداوند، در نوع بیان احکام شرعی، سعی دارد تا ما را در معرض تربیت ربوبی خود قرار دهد. کسی که «عبد» خدا است، حتی اگر پی به فلسفۀ احکام الهی هم نبرده باشد، باز هم دستورهای خداوند را بدون چون و چرا می­پذیرد.

کسی که در برابر دستورهای خداوند، سخن از درک و فهم خود به میان می­آورد، پیداست که هنوز گرفتار «خود» و «خودبینی» است، و بویی از «بندگی» و «عبودیت» خداوند استشمام نکرده است!

خدای متعال قصد دارد به ما بفهماند، مهمتر از این عقلی که مدام از آن دم می ­زنیم، خدایی است که خالق ما و خالق عقل ما می ­باشد. خداوند متعال به ما می ­آموزد که به جای بندگی عقل، بندۀ خودش باشیم. چرا که او خدای «علیم» و «حکیم» است که بر همۀ شئون ما آگاهی دارد؛ و اوست که می ­تواند بهترین برنامه ­ها را برای پیشرفت و تکامل ما ارائه دهد. (این مطلب، نکتۀ بسیار دقیقی است که جای تأمل بسیار دارد.)

همۀ احکام الهی کاملا منطبق با عقل و حکمت است، منتهی عقل درجات متفاوتی دارد، و ما انسان ­ها که درجات ناچیزی از عقل را دریافت کرده ­ایم، هرگز نباید عقل خود را با عقل شارع مقدس مقایسه کنیم و انتظار داشته باشیم که همانند او به فلسفۀ احکام آگاه باشیم.

تنها چیزی که می­ تواند توفیق چنین عبودیت و تعبدی را در انسان ایجاد کند، تقوای الهی است. خدای متعال به حضرت نوح (علیه ­السلام) امر کرد در سرزمینی که فاصله­ ای طولانی با دریا داشت کشتی بسازد. پرواضح است که اگر نوح پیامبر می­خواست صرفا با عقل خود رفتار کند، در انجام کارش دچار تردید می ­شد، اما تقوای او بود که موجب شد، با ایمان به خدا و تحمل تمسخرهای انسان ­های حس­ زده، به ساخت کشتی بپردازد و همین تقوا و تعبد بود که موجب پیروزی و نجات نوح (علیه ­السلام) و قومش شد.[۱]


[۱] . «وَ بِالتَّقوَی نَجَی نُوحٌ وَ مَن مَعَهُ فِی السَّفِینَۀ». (الکافی، ج۸، ص۵۲)

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


question