×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

بسم الله الرحمن الرحیم

تواتر حدیث منزلت در روایت های اهل سنت

حدیث منزلت به نقل از عمر بن خطاب:

سيوطي نقل مي‌کند از ابن عباس که عمر بن خطاب گفت: «كُفُّوا عَنْ ذِكْرِ عَلِي بْنِ أَبِي طَالِبٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ» (از بدگويي به علي بن ابي طالب دست برداريد.) «فَإِني سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ يَقُولُ : فِي عَلِيَ ثَلاَثُ خِصَالٍ» (من از پيامبر شنيدم که علي سه تا ويژگي دارد) «لأنْ يَكُونَ لِي وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ أَحَبَّ إِلَيَّ مِمَّا طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ» (اگر يکي از اين ويژگي ها در من بود، از تمام ثروت روي زمين برای من دوست داشتنی تر بود) «كُنْتُ أَنَا وَ أَبُوبَكْرٍ وَ أَبُو عُبَيْدَةَ بْنُ الْجَرَّاحِ، وَ نَفَرٌ مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ …» (من و ابوبکر و ابو عبيده جراح و تعدادي از صحابه بوديم که پيامبر اکرم بر علي بن ابي طالب تکيه کرده بود و دستشان را بر شانه حضرت زد و فرمود) «أَنْتَ يَا عَلِيُّ أَوَّلُ المُؤْمِنِينَ إِيمَانَاً» (علي! تو اوّلين کسي هستي که ايمان آوردي) «وَ أَوَّلُهُمْ إِسْلاَمَاً» (تو اوّلين کسي هستي که اسلام را پذيرفتي) «ثُمَّ قَالَ: أَنْتَ مِني بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسى» (فرمود جايگاه و رتبه ی تو نسبت به من، همانند جايگاه حضرت هارون است نسبت به موسي.) «وَ كَذَبَ عَلَيَّ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ يُحِبُّنِي وَ يُبْغِضُكَ» (پيامبر فرمود: دروغ مي‌بندد بر من، هر کس گمان مي‌کند من را دوست دارد ولي تو را دشمن مي‌دارد.) (الحافظ جلال الدين عبد الرحمن السيوطي، جامع الأحاديث، ج ۱۶، ص ۲۴۴)

جناب سيوطي اين روايت را از «حسن بن بدر» و از «حاکم» و از «ابن نجار» نقل مي‌کند.

توجه: خیلی عجیب است که برخی از آقایان، فقره ی آخر روایت را سانسور کردند و در کتاب های خود ذکر نکردند. آن ها به رسم  امانت داری! عبارت «وَ كَذَبَ عَلَيَّ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ يُحِبُّنِي وَ يُبْغِضُكَ» (پيامبر فرمود: دروغ مي‌بندد بر من، هر کس گمان مي‌کند من را دوست دارد ولي تو را دشمن مي‌دارد.) را از کتاب های خود حذف کردند و از نقل آن خودداری نمودند. از جمله آقاي صالحي شامي در سبل الهدي و الرشاد جلد ۱۱ صفحه ۲۹۲ و بعضي دیگر از علمای اهل سنت.

در روایت دیگری ابن عساکر از «سوید بن غفلة» نقل می کند که عمر بن خطاب «أنَّه رأي رَجُلاً يَسُبُّ عَلياً» (مردی را دید که علی را دشنام می داد) «فقال إنّي أظُنُّکَ مُنافِقاً» (عمر گفت من نظرم اين است که تو منافق هستي، چون از پيامبر اکرم شنيدم که فرمود) «إنَّما عَليٌّ مِنِّي بِمَنزِلَةِ هَارُونَ مِن مُوسي إلَّا أنَّهُ لا نَبِيَّ بَعدي» (همانا رتبه ی علي نسبت به من، همانند رتبه و جايگاه هارون است نسبت به موسي؛ جز اين که بعد از من دیگر پیامبری نیست.)

 حدیث منزلت به نقل از ابن عباس: 

عمر بن ابی عاصم از ابن عباس نقل می کند که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به علی بن ابی طالب (علیه السلام) فرمود: 

«أنت مني بمنزلة هارون من موسى» (جايگاه تو نسبت به من همان جايگاه هارون نسبت به موسي است) «إلا أنك لست نبيا» (جز اينکه تو پيامبر نيستي) «إنه لا ينبغي أن أذهب» (من از مدينه شايسته نيست بيرون بروم ) «إلا و أنت خليفتي في كل مؤمن من بعدي» (مگر اينکه تو خليفه و جانشين بعد از من در حق تمام مؤمنان هستي)  (السنة لابن أبي عاصم، ج ۲، ص ۵۶۵)

توجه: آقاي الباني هم در ذیل رویات مي‌گويد: سند اين روايت حسن و معتبر است.

باز جناب طبراني از مجاهد از ابن عباس همين روايت را نقل مي‌کند. (سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم الطبراني، المعجم الكبير ، ج ۱۲، ص ۹۸)  

حدیث منزلت به نقل از ابوسعید خدری:

احمد بن حنبل از عطية عوفي که از ابو سعيد خدري نقل مي‌کند که پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: «أنت مني بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ من مُوسَى الا انه لاَ نبي بعدي» (مسند أحمد بن حنبل، ج ۳، ص ۳۲)

توجه: هيثمي بعد از اينکه روايت را نقل مي‌کند، مي‌گويد: عطيه ی عوفي در سند اين روايت هست، يحيي بن معين او را توثيق کرده است، احمد و جماعتي او را تضعيف کردند و بقيه ی رجال احمد رجال صحيحين است.

این حجر در مورد عطیه ی عوفی می گوید: «و كان ثقة إن شاء الله و له أحاديث صالحة.» (العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل ، تهذيب التهذيب ، ج ۷ ، ص ۲۰۱)

ترمذي بعد از نقل روايتي كه در سند آن عطيه عوفي وجود دارد مي‌گويد :«هذا حَدِيثٌ حَسَنٌ صَحِيحٌ» (الترمذي السلمي ، محمد بن عيسى أبو عيسى (متوفاي۲۷۹هـ) ، الجامع الصحيح سنن الترمذي ، ج ۴ ، ص ۶۷۰ ، ح ۲۵۲۲)  

ملا علي قاري مي‌گويد: «عطية بن سعد العوفي، و هو من أجلاء التابعين» (عطيه از بزرگان تابعان است.) (ملا علي القاري ، علي بن سلطان محمد (متوفاي۱۰۱۴هـ) ، شرح مسند أبي حنيفة ، ج ۱ ، ص ۲۹۲)

جناب ترمذي بعد از نقل حديثي که عطيه عوفي است مي‌گويد: «هذا حَدِيثٌ حَسَنٌ صَحِيحٌ» (الترمذي السلمي ، محمد بن عيسى أبو عيسى (متوفاي۲۷۹هـ) ، الجامع الصحيح سنن الترمذي ، ج ۴ ، ص ۶۷۰ ، ح ۲۵۲۲)

جناب الباني در صحيح سنن ابن ماجه مي‌گويد: «اين روايت صحيح است، با اينکه عطيه عوفي در آن است.»

باز در سنن ابن ماجه آقاي الباني مي‌گويد: «روايت صحيح است با اينکه عطيه عوفي در سند روايت است.»

نسبت به عطيه عوفي اشکالي وجود ندارد، مضاف بر اينکه آقايان می گویند: اگر عده ای یک روای را توثیق کنند و عده ی دیگی تضعیف، روایت او حسن است. یعنی روایت معتبر است.  

حديث منزلت به نقل از امّ سلمه:

در حدیث مفصلی از عامر بن سعد بن ابي وقاص است که ام سلمه نقل می کند: «أما ترضى أن تكون مني بمنزلة هارون من موسى» (مسند أبي يعلى  ج ۱۲، ص ۳۱۰) 

حدیث منزلت به نقل  از سعد بن ابی وقاص:

اين روايت خيلي مفصل است و در صحاح هم آمده است که رواي مي‌گويد: پيش سعد بن ابي وقاص رفتم و گفتم چنین رواتی به گوشم خورده، آيا صحت دارد؟ سعد گفت: بله! من خودم از پيامبر شنيدم که فرمود: «أنت مني كهارون من موسى، ما تنكر أن يقول لعلي هذا» (آيا برايت تعجب آور است که علي همچنين فضيلتي داشته باشد؟) «و افضل من هذا» (علي افضل از اين هم هست.) (محمد بن مكرم بن منظور الأفريقي المصري ، مختصر تاريخ دمشق، ج ۵، ص ۳۸۸)  

حديث منزلت به نقل از اسماء بنت عميس:

اسماء، ابتدا همسر جعفر طيار بود بعد از آن همسر ابوبکر شد و بعد از او همسر اميرالمؤمنين (سلام الله عليه) شد. ایشان مي‌گويد از پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) شنيدم که فرمود: «يا علي أنت مني بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ بن مُوسَى الا انه ليس بعدي نبي» (مسند أحمد بن حنبل، ج ۶، ص ۴۳۸)

توجه: هيثمي هم مي‌گويد: روايت صحيح است.

حديث منزلت به نقل از جابر بن عبدالله انصاري

جابر مي‌گويد پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به علي (علیه السلام) فرمودند: «أما ترضى أن تَكونَ مِنّي بِمَنزِلَةِ هَارُونَ مِن مُوسى إلّا أنَّهُ لا نَبِيَّ بَعدِي» (آیا راضی نیستی که جایگاه و منزلت تو در نزد من، همانند منزلت هارون در نزد موسی باشد؟! مگر اینکه بعد از من نبی دیگری نیست) «وَ لَو كانَ لَكُنتَه» (البته اگر پيامبري بعد از من بود، يا علي تو همان پيامبر بودي.) (تاريخ مدينة دمشق، ج ۴۲، ص ۱۷۶)  

حديث منزلت به نقل از جابر بن سمرة

ابن عساکر از جابر بن سمره نقل مي‌کند که پيامبر اکرم فرمود: «علي مني بمنزلة هارون من موسى غير أنه وقال خيثمة» خيثمه مي‌گويد: «إلا أنه لا نبي بعدي» (تاريخ مدينة دمشق، ج ۴۲ ، ص ۱۷۸)  

حديث منزلت به نقل از اميرالمؤمنین علی (علیه السلام)

حدود ده روایت از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در این زمینه وجود دارد. راوی می گوید: «دخل علي سفيان الثوري فقلت له حدثني بأحسن فضيلة لعلي» (در زمان مهدی عباسی از سفيان ثوري سوال کرديم بالاترين حديثي که در فضيلت علي آمده است براي ما بيان کن) سفیان ثوری گفت: سلمة بن کهيل از حجية عدي از علي بن ابيطالب نقل کرد که پيامبر اکرم فرمود:«أنت مني بمنزلة هارون من موسى إلا أنه لا نبي بعدي.» (تاريخ مدينة دمشق، ج ۴۲، ص ۱۶۸)  

حديث منزلت به نقل فاطمه بنت حمزة

کريمه بنت عقبه مي‌گويد از فاطمه بنت حمزه شنيدم که من نزد پيامبر بودم و پيامبر فرمود: «علي مني بمنزلة هارون من موسى إلا أنه لا نبي بعدي» (تاريخ مدينة دمشق، ج ۴۲، ص ۱۸۶)

حديث منزلت به نقل ابوهريره

ابن عساکر با سند خودش از وليد بن رباح از ابوهريره نقل کرده است که پيامبر اکرم فرمود: «أنت مني بمنزلة هارون من موسى إلا النبوة.» (تاریخ مدينة دمشق، ج ۴۲، ص ۱۷۱)

در روایت دیگری ابن عساکر از سعيد مقبري نقل مي‌کند از پدرش از ابوهريره که پیامبر اکرم فرمود: «أما ترضى أن تكون مني بمنزلة هارون من موسى إلا أنه لا نبي بعدي.» (تاريخ مدينة دمشق، ج ۴۲ ، ص ۱۷۲)

ابن عساکر می گوید: این روایت  از «سعد بن ابی وقاص»، «عمر بن خطاب»، «علي بن ابي طالب»، «ابوهريره»، «ابن عباس»، «عبدالله جعفر»، «معاويه بن ابی سفیان»، «جابر بن عبدالله انصاري»، «ابوسعيد خدري»، «براء بن عاذب»، «زيد بن ارقم»، «جابر بن سمره»، «انس بن مالک» خادم رسول الله، «زيد بن ابي عوفي»، «حبيشي بن جنادة» ، «حبش بن جراده»، «ابي الطفيل»، «اسماء بنت عميس»، «ام سلمة»، «فاطمة بنت حمزة».  

 

سند حدیث منزلت:

حدیث منزلت نیازی به بررسی سندی ندارد؛ چرا که روایت آن در صحیحین (صحیح مسلم و صحیح بخاری) با تعابیر و سندهای مختلف ذکر شده است.

جناب مزی که از علمای شاخص رجالی اهل سنت است، وقتی به حدیث منزلت می رسد می گوید: «هو من أثبت الآثار و أصحِّها» (این حدیث از ثابت ترین و صحیح ترین روایات است) (تهذيب الكمال – المزي – ج ۲۰ ص ۴۸۳)

ما در این نوشتار حدیث منزلت را از زبان ۲۰ نفر از صحابه ای که این حدیث را به مناسبت های مختلف نقل کرده اند، ذکر  کردیم. حدیث منزلت را نزدیک به ۳۰ نفر از زبان اصحاب رسول خدا نقل کرده اند و بعضی هم در مورد آن ادعای تواتر کرده اند. 

ابن تيميه مي‌گويد: «تعدد الطرق وكثرتها يقوى بعضها بعضا حتى قد يحصل العلم بها» (اگر يک حديثي با سندهاي متعدّد آمد، همديگر را تقويت مي‌کند، به طوري که انسان يقين پيدا مي‌کند.) «و لو كان الناقلون فجارا فساقا» (اگر چه ناقلين اين سندها فاجر و فاسق هم باشند) «فكيف إذا كانوا علماء عدولا» (تا چه رسد به آنجايي که ناقل آن علماي عدول باشند.) (مجموع الفتاوى، ج ۱۸، ص ۲۶)

همچنين جناب محمد بن اسماعيل کهلاني تعبيرش در مورد حديث «اقتدوا بالذين من بعدي ابي بکر و عمر» (بعد از من به ابوبکر و عمر اقتدا کنيد) مي‌گويد:

تمام طُرق و سندهايي که دارد ضعيف است. «إلّا أنّه يُقَوّي بَعضُها بَعضا» (البته این سندها مختلف همديگر را تقويت مي‌کند».

یعنی از سه یا چهار حدیث ضعیف کنار هم قرار گیرند، یکدیگر را تقویت می کنند، و تبدیل به حدیث مستفیض می شود. (محمد بن إسماعيل الصنعاني الأمير الوفاة: ۸۵۲ ، سبل السلام  ج ۲ ، ص ۱۱)

جناب سيد صابر که الان کتاب هاي او در دانشگاه کشورهاي عربي تدريس مي‌شود در فقه السنة نسبت به يک حديث که بيان شده است مي‌گويد:

«و ان کانت ضعيفة» (اين احاديث هر چند تک تک آن ها ضعيف هستند) «إلّا أنّهُ يُقَوّي بَعضُها بَعضاً» (امّا یکدیگر را تقویت می کنند) (فقه السنه، ج۲، ص۵۷)

جناب الباني هم همين تعبير را در تمام المنة مي‌آورد و مي‌گويد:

در باب آثاري است مرسل و مسند ولي «يقوّي بعضها بعضا» (تمام المنة – محمد ناصر الألباني – ص ۳۷۵)

بنابراین با توجه به مطالبی  که  ذکر شد، دیگرا راهی برای انکار حدیث منزلت باقی نمی ماند.

(برگرفته از سخنان آیت الله حسینی قزوینی در شبکه ی ولایت با اندکی تصرف و ویراستاری)

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


question