بازدید کنندۀ گرامی! از حضورتان در سایت هم اندیشی دینی تشکر می کنم.
متأسفانه به علت مشغلۀ کاری فرصت پاسخگویی به سؤلات را ندارم، لطف کنید فعلا سؤالی مطرح نفرمایید.

بسم الله الرحمن الرحیم

برگرفته و تلخیص شده از تفسیر ارزشمند تسنیم

«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى‏ کَالَّذی یُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَیْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلْداً لا یَقْدِرُونَ عَلى‏ شَیْ‏ءٍ مِمَّا کَسَبُوا وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرینَ»؛ « اى کسانى که ایمان آورده‏اید! بخششهاى خود را با منت و آزار، باطل نسازید! همانند کسى که مال خود را براى نشان دادن به مردم، انفاق مى‏کند و به خدا و روز رستاخیز، ایمان نمى‏آورد (کار او) همچون قطعه سنگى است که بر آن، (قشر نازکى از) خاک باشد (و بذرهایى در آن افشانده شود) و رگبار باران به آن برسد، (و همه خاکها و بذرها را بشوید،) و آن را صاف (و خالى از خاک و بذر) رها کند. آنها از کارى که انجام داده‏اند، چیزى به دست نمى‏آورند و خداوند، جمعیت کافران را هدایت نمى‏کند». (بقر، ۲۶۴)

مفردات

لا تُبْطِلُوا: یاطل در مقابل حق، و چیزی است که ثبات و واقعیتی ندارد و نابود شدنی است. باطل گاهی در قبال حق است و زمانی در برابر مقبول که مطلب کلامی است و گاهی در برابر صحیح است که مطلب فقهی است و جامع همۀ آن ها، «ناپایداری و بی اثر بودن» است که در هر فنّ، حکم خاص خود را دارد.

صَفْوانٍ: «صفاء» خالص بودن چیزی از تیرگی و آمیختگی است و صفا به معنای سنگ صاف از همین معناست. صفوان، سنگی است که هیچ سوراخی ندارد تا خاک را در خود نگه دارد.

وابِلٌ: «وَبل»، شدت همراه با سنگینی مادی یا معنوی است.

صَلْداً: «صلد»، سختی و صلابت ویژه ای است که نموّ و افزایشی در آن نیست و چیزی را نمی رویاند. مانند سنگ سخت.

تفسیر

معنای باطل کردن صدقه

جملۀ «لایَقْدِرُونَ عَلى‏ شَیْ‏ءٍ مِمَّا کَسَبُوا» نشان حبط عمل منان و موذی، نظیر ریاکار است؛ مانند: «وَ قَدِمْنا إِلى‏ ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً» هباء منثور به ذرات ریز معلق و پراکنده در فضا گفته می شود که بهره بردنی نیست.

باطل در اینجا، بطلان محض است که عمل را همچون سراب می کند. البته مقصود از باطل وبی اثر شدن صدقه به سبب «من» و «اذی» و زوال آثار کلامی، یعنی اجر و مزد و برکات آن است، وگرنه اثر فقهی صدقه مانند مالکیت گیرنده و حلیت تصرف در آن نابود نمی شود، پس مراد از ابطال، حبط کلامی است، نه بطلان فقهی به طور مطلق؛ یعنی در این گونه موارد آثار متعددی مطرح است:

۱ـ به لحاظ کلامی، ثواب و اجر اخروی برای او منتفی است.

۲ـ حلیت تصرف برای نیازمند که گیرندۀ مال است و به ناچار منت و اذیت را تحمل می کند.

۳ـ صحت فقهی، به معنای مجزی بودن تصدق مزبور، منتفی است و شخص صدقه دهنده دوباره باید آن عمل واجب، مانند زکات را انجام دهد.

۴ـ چون تصدق واجب که با منت و اذیت آلوده شد، مجزی نیست ممکن است گفته شود با بقای عین مال در دست گیرنده، می توان از او گرفت و دوباره با قربت محض و بدون آلودگی به «منّ» و «اذی» به او یا به مستمند دیگری داد.

«منّ» و «اذی»، همتای ریا است

خدشه دار کردن حیثیت نیازمند و آزار او در حد گناه ریا می باشد. و ریا از گناهان کبیره ای است که شرک (خفیف) به خداست. البته هر اذیت و آزاری همانند ریا نیست، اذیت مستمند است که فشار روحی را بر فشار مالی وی می افزاید و دارای پیامدهای بدتر و در حد ریا می باشد. ص۳۶۷

ریا، صرف انجام دادن علنی عمل یا نشان دادن آن به دیگران نیست، بلکه تظاهر به اخلاصِ در عمل با هدف جلب نظر مردم و کسب شهرت است. زیرا ریاکار به جای آن که خدا را تنها مؤثر مستقل در امور بداند، نظر مردم را دارای اثر استقلالی می پندارد.

ریا، گاه از راه اسماع نیز عملی می شود؛ یعنی کسی کار خیری را برای این که به گوش مردم برسد انجام می دهد.

راز ذکر جداگانۀ ریا

خداوند نفرمود: «لا تبطلوا اعمالکم بالمن و الاذی و الریا» بلکه ریا را جداگانه ذکر کرد. با توجه به این که صدر آیه خطاب به مؤمنان است: «یَا أیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا» و با توجه به این که ریا با ایمان سازگار نیست، آن را جداگانه آورد. و به مؤمنین هشدار داد که اعمال خود را با منت و اذیت، که با ایمان قابل جمع است، نابود نسازند. گفتنی است که شرک خفی که به مقام ظهور نرسیده باشد، با ایمان جمع می شود، اما شرک در مقام عمل که انسان عملی را ریاکارانه انجام دهد، با ایمان جمع نمی شود. زیرا عمل صالح از اجزای ایمان است و انسان در حین انجام عمل ریاکارانه، مؤمن نیست.

قلب انسان صدقه دهندۀ منت گذار، مانند قلب ریاکار زمینۀ مساعدی برای نگهداری اعمال خیر بر روی آن نیست. همان گونه که سنگ صاف ذره ای خاک را روی خود نگه نمی دارد تا گیاهی روی آن رشد کند و با باران تند، خاک های روی آن شسته می شود، منت و اذیت هم مانند ریا، برکات خیرات را از قلب منت گذار می شوید و می برد.

متولد سال ۱۳۵۴ هستم. در سال ۷۶، توفیق پیدا کردم تا در جمع خوبان طلبه حضور داشته باشم و مشغول دروس حوزوی شوم. ـــــ بعد از ده سال مطالعه ی دروس حوزوی، وارد درس خارج حوزه شدم. به مدت شش سال از کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی بودم ــــ همچنین در حوزۀ مشاوره ی خانواده، تربیت کودک، امور جوانان و نیز پاسخگویی به مسائل اخلاقی مشغول فعالیت هستم.
نوشته های مرتبط :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

مدیر سایت: احمد نباتي
Thumb_141956
ای برادر! پشتیبان «ولی فقیه» باش، اما پیشاپیش «ولی فقیه» بایست و تیرهای زهر آگین دشمن را که به سوی او روانه می شوند به جان خریدار شو ... تنها عافیت طلبان دنیا دوست هستند که عوام فریبانه از «ولایت» و «ولایت مداری» دم میزنند، اما در هنگامه ی فتنه ها و امتحان های سخت، پشت سر ولی فقیه سنگر می گیرند، تا دنیای "فانی" خود را در خطر نبینند!  
ویــژه هـــا
پی گیری پرسش شما
آمار سایت
  • بازدید امروز: 2938
  • بازدید دیروز: 3751
  • بازدید سال: 1613667
  • کل نوشته‌ها: 1274
  • کل دیدگاه‌ها: 3797