بازدید کنندۀ گرامی! از حضورتان در سایت هم اندیشی دینی تشکر می کنم.
متأسفانه به علت مشغلۀ کاری فرصت پاسخگویی به سؤلات را ندارم، لطف کنید فعلا سؤالی مطرح نفرمایید.

 بسم الله الرحمن الرحیم

برگرفته و تلخیص شده از تفسیر ارزشمند تسنیم

«الَّذینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ ثُمَّ لا یُتْبِعُونَ ما أَنْفَقُوا مَنًّا وَ لا أَذىً لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ»؛ «کسانى که اموال خود را در راه خدا انفاق مى‏کنند، سپس به دنبال انفاقى که کرده‏اند، منت نمى‏گذارند و آزارى نمى‏رسانند، پاداش آنها نزد پروردگارشان (محفوظ) است و نه ترسى دارند، و نه غمگین مى‏شوند.» (بقره، ۲۶۲)

مفردات

«لا یتبعون»: «تبع»، دنباله روی است؛ خواه با جسم و بدن باشد یا با شکل گیری و الگوبرداری یا فرمانبری.

«مَنّا»: «مَنّ» به معنای نعمت دادن و نیز شمردن و به رخ کشیدن نعمت است. «مَنّ» به معنای انعام از آن خداست که از سنخ عمل و بسیار پسندیده است: «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنینَ إِذْ بَعَثَ فیهِمْ رَسُولاً».[۱] «مَنّ» به معنای برشمردن نعمت و به رخ کشیدن آن، جز در موارد خاص، امری قبیح است.

تفسیر

شرط انفاق

انفاق مورد نظر آیه ویژگی های زیر را داراست

  1. «الذین ینفقون» در مورد کسانی گفته می شود که وصف انفاق در آنان به صورت ملکه در آمده باشد.
  2. «اموالهم»: وعده های مطرح شده در این آیه، مربوط به انفاق مالی است.
  3. «فی سبیل الله»: انفاقی مقبول است که برای خدا و در راه های مورد رضای او باشد.   

عامل تباهی اعمال

برخی از گناهان در عین بزرگ بودن، قلمرو تأثیرشان محدود است؛ مانند ریا و سمعه که حضور آن ها در متن عمل سبب بطلان آن عمل است؛ ولی حدوث آن ها بعد ز عمل، مایۀ بطلان عمل نخواهد بود. بر خلاف «منّ» و «اذی» که حدوث آن بعد از عمل ـ هر چند دراز مدت باشد ـ باعث بطلان عمل می شود. شاید این تأثیرگذاری مهم یا برای آن باشد که شخصیت انسان مورد احترام شارع است.  

بر پایۀ تکرار حرف نفی «لا» بر سر «اذی»، معلوم می شود که هر یک از «منّ» و «اذی» به تنهایی مانع قبولی انفاق است. به عبارت دیگر، این نفی، «نفی جمیع» است، نه «نفی مجموع».

تعارض آثار منّ و اذی با آثار انفاق

انفاق، اطاعت از خداوند، عامل بخل زدایی و سودمند برای مستحق است. 

«منّ» و «اذی»، عامل برتری جویی و تحقیر دیگران، همراه با بزرگ شمردن عمل، سبب پدید آمدن عُجب و غرور و نیز موجب آزار اذیت دیگران است.  

چیزی که می تواند مهم ترین حسنه را از بین ببرد، حتما سیئۀ بزرگی است و از این که منت در ردیف ایذاء قرار گرفته و دربارۀ ایذای مؤمن آمده است که اهانت و ایذای او در حد محاربه با معصوم (علیه السلام) و بلکه محاربه با خداست،[۲] نشان بزرگ بودن گناه منت است. البته ممکن است مراحل نازلتر منت، به عنوان گناه کوچک محسوب شود.

باطل و ضایع کنندۀ احسان فردی و جمعی

از حذف متعلق «منّ» و «اذی» معلوم می شود که در مانعیت آن دو، میان شخصیت حقیقی یا حقوقی، فرد یا جمع یا نوع تفاوتی نیست. بنابراین ارائۀ خدمات به مسجد و دیگر موارد عام المنفعه، اگر همراه با «منّ» و «اذی» بر دین یا عموم مردم باشد، از پاداش اخروی تهی است. در امور سیاسی و اجتماعی هم بدین گونه است. برقراری امنیت در جامعه، رساندن به مرز خودکفایی، تأمین استقلال و آزادی، همگی از سنخ احسان هستند و منت گذاری مسئول مملکت، سبب بطلان خدمات او خواهد بود.

امیرالمؤمنین (علیه السلام) در عهدنامۀ مالک اشتر چنین مرقوم فرموده اند: «إِیَّاکَ وَ الْمَنَ‏ عَلَى‏ رَعِیَّتِکَ‏ بِإِحْسَانِکَ أوِ التَّزَیُّدَ فِیمَا کَانَ مِنْ فِعْلِکَ أوْ أنْ تَعِدَهُمْ فَتُتْبِعَ مَوْعِدَکَ بِخُلْفِکَ فَإِنَّ الْمَنَّ یُبْطِلُ الْإِحْسَانَ وَ التَّزَیُّدَ یَذْهَبُ بِنُورِ الْحَق‏»؛ «بپرهیز از اینکه احسانت را بر رعیّت منّت گذارى، یا کرده خود را بیش از آنچه هست بزرگ شمارى، یا به رعیّت وعده‏اى دهى و خلاف آن را به جاى آورى، چرا که منّت موجب بطلان احسان، و کار را بیش از آنچه هست پنداشتن، باعث از بین بردن نور حق در قلب می شود.»[۳]

پاداش پایدار و بی شمار

در جملۀ «لهم اجرهم»، «لهم» خبر مقدم و «اجرهم» مبتدای مؤخر است. تقدیم خبر بر مبتدا نشان تأکید بر مأجور بودن انفاق کنندگان و تشویق هر چه بیشتر آنان است. زیرا هر گاه نام شخصی برده شود و پس از آن پاداشی برایش ذکر گردد، به او احترام و توجه بیشتری شده. مراد از اجر هم، همان هفتصد برابر شدن عمل اوست.

عدم خوف و حزن مطلق

«وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ»: چون »خوف» نکره است و در سیاق نفی است، به معنای عموم است. یعنی هیچ ترسی بر انفاق کنندگان چیره نمی شود؛ زیرا ضرر و خطری آن ها را تهدید نمی کند.

«وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ»: تقدیم حرف نفی بر ضمیر «هُم» نشان نبود حزن برای انفاق کنندگان است. اگر عبارت «و هم لا یحزنون» بود، تنها استمرار حزن نفی می شد.

فقرۀ «وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ»: دو جملۀ خبری در مقام انشاست، و ظرف تحقق آن قیامت است، چون نفی مطلق خوف و حزن با ظرف آخرن هماهنگ است و مؤمن در این دنیا تا آخرین لحظۀ زندگی میان خوف و رجا به سر می برد؛ به فضل و اجر الهی امیدوار است، ولی ترسان است مبادا با منت و آزار، اعمال خوب خود را حبط کند.


[۱] . آل عمران، ۱۶۴٫

[۲] . وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۲۶۴ ـ ۲۶۵٫

[۳] . نهج البلاغه، نامۀ۵۳، بند۱۴۶٫

متولد سال ۱۳۵۴ هستم. در سال ۷۶، توفیق پیدا کردم تا در جمع خوبان طلبه حضور داشته باشم و مشغول دروس حوزوی شوم. ـــــ بعد از ده سال مطالعه ی دروس حوزوی، وارد درس خارج حوزه شدم. به مدت شش سال از کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی بودم ــــ همچنین در حوزۀ مشاوره ی خانواده، تربیت کودک، امور جوانان و نیز پاسخگویی به مسائل اخلاقی مشغول فعالیت هستم.
نوشته های مرتبط :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

مدیر سایت: احمد نباتي
Thumb_141956
ای برادر! پشتیبان «ولی فقیه» باش، اما پیشاپیش «ولی فقیه» بایست و تیرهای زهر آگین دشمن را که به سوی او روانه می شوند به جان خریدار شو ... تنها عافیت طلبان دنیا دوست هستند که عوام فریبانه از «ولایت» و «ولایت مداری» دم میزنند، اما در هنگامه ی فتنه ها و امتحان های سخت، پشت سر ولی فقیه سنگر می گیرند، تا دنیای "فانی" خود را در خطر نبینند!  
ویــژه هـــا
پی گیری پرسش شما
آمار سایت
  • بازدید امروز: 2916
  • بازدید دیروز: 3751
  • بازدید سال: 1613645
  • کل نوشته‌ها: 1274
  • کل دیدگاه‌ها: 3797
عکس های متنوع تصادفی