بازدید کنندۀ گرامی! از حضورتان در سایت هم اندیشی دینی تشکر می کنم.
متأسفانه به علت مشغلۀ کاری فرصت پاسخگویی به سؤلات را ندارم، لطف کنید فعلا سؤالی مطرح نفرمایید.

بسم الله الرحمن الرحیم  

برگرفته از کتاب «آیین شکوفایی» نوشته ی «احمد نباتی» مدیر سایت

فرزندان ما در آینده با سؤالات و چالش­ هایی مواجه می ­شوند که بی­ توجهی به این مسأله موجب بروز صدماتی جّدی در عقاید آن ها خواهد شد. فرزندان ما از یک سو با شبهات برنامه­ ریزی شده­ی دشمنان اسلام و انقلاب مواجهند، و از سوی دیگر با عدّه­ای ضعیف ­الإیمان و خود­رأی که نماز، روزه، حجاب و سایر نمادهای اسلامی آن ها را به تمسخر می­ گیرند. مشکلات و سختی­ های طبیعی زندگی هم از دیگر عواملی است که ممکن است موجب بروز مشکلاتی جدّی در عقاید فرزندانمان شود.   

پرواضح است که والدین دلسوز قبل از آن که فرزندشان مبتلا به بیماری شود به دنبال واکسینه­ کردن او هستند. متأسفانه بیشتر والدین از روی غفلت و ناآگاهی در واکسینه­ کردن عقیدتی کودک خود کوتاهی می­ کنند و زمانی چشم باز می­ کنند که کودکان خود را در دام عقاید و رفتاهای انحرافی و بعضا جبران­ناپذیر می­ بینند.

هم اندیشی دینی . واکسیناسیون عقیدتی کودک فرزندان ما نور چشمی ­های ما و میوه­ ی زندگی ما هستند. روا نیست آن ها را به حال خود واگذاریم تا طعمه­ ی شیرینی برای منحرفان و از خدا بی ­خبران باشند. امیرالمؤمنین (علیه ­السلام) در نامه­ ی ۳۱ نهج­البلاغه ـ که نامه­ ای نمادین برای تربیت فرزند است ـ به ما می ­آموزند تا قبل از آن که این شیادان و دغل­ بازان، عقاید فرزندان ما را متزلزل کنند وارد عمل شده و بنای عقاید آن ها را محکم کنیم.

برای این که بتوانیم نقش خود را در این میان به خوبی ایفا کنیم باید با چالش­هایی که فراروی فرزندان مان خواهد بود آشنا شده و با توجه به آن چالش ­ها کودکان­ مان را راهنمایی کنیم. اینجا است که یکی از مصادیق کلام نورانی حضرت امیرالمؤمنین (علیه­ السلام) روشن می ­شود که می ­فرمایند: «در تربیت فرزندانتان بر تعلیم آداب و رسوم خود اکتفا نکنید؛ چرا که آن ها برای زمانی غیر از زمان شما آفریده شده ­اند.»[۱]    

فرزندان ما ممکن است به خاطر نماز، حجاب و در یک کلام به خاطر اعتقادات و تدیّن خود مورد تمسخر دیگران قرار گیرند. اگر از قبل آن ها را آماده نکرده باشیم، امکان دارد به تدریج تحت تأثیر قرار گرفته و منفعلانه از عقاید پاک خود دست بردارند. قبل از بیان راه­کار عملی برای واکسینه­ کردن فرزندانمان، خوب است به چند نمونه ­ی عینی از این مشکلات توجه کنیم. مشکلاتی که ریشه­ ی بسیاری از آن ها را در بی­ توجهی والدین در واکسینه­کردن فرزندان خود می­ توان جستجو کرد.

چند نمونه ­ی عینی:  

۱) «دختری محجّبه و متدین دارم. متأسّفانه مدّتی است که گریه می­ کند و می­گوید دیگر چادر نمی ­پوشم. علّت آن را جویا شدم، دیدم چند نفر از هم­ کلاسی­هایش او را دوره کرده و حجابش را به تمسخر گرفته ­اند.»

۲) «پسری بیست­ ساله دارم که به تازگی وارد دانشگاه شده. متأسفانه هم اطاقی ­های او اهل نماز نیستند و با فلسفه ­بافی نماز را برای او به عنوان نماد عقب­ماندگی و تحجّر معرفی کرده­اند! وقتی فرزندم از تحقیر آن ها سخن گفت، به او گفتم دور از چشم آن ها نمازش را بخواند! پسرم به تدریج منفعل شد و در خوابگاه نمازش را ترک کرد. حالا هم کار به جایی رسیده که وقتی به خانه می ­آید، می ­بینم اهمیت چندانی برای نماز قائل نیست و در جواب ما که او را تشویق به نماز می ­کنیم می­گوید: شما کاری به کار من نداشته باشید. خودم می­دانم چه کار کنم!»

۳) فرزندم از وقتی وارد دانشگاه شده، به کلی عوض شده. او نه تنها نماز نمی­ خواند، بلکه اعتقادات ما را هم به تمسخر می­ گیرد و می ­گوید: «شما که این همه نماز خواندید کجا را گرفتید که من بخواهم با نماز خواندن به آنجا برسم؟!» هر چه از فلسفه و اهمیت نماز می ­گوییم در جواب می­گوید: «اینها همه دروغ است و من هیچ اعتقادی به این حرف­ها ندارم. بدون نماز و روزه هم می­شود با خدا ارتباط داشت!» 

۴) مدّتی است که دخترم در اینترنت با سایت­هایی آشنا شده و با خواندن مطالب آن عقایدش از این رو به آن رو شده. او می­گوید: «مگر شما بهشت و جهنم را دیده­اید؟! چه کسی گفته بهشت و جهنم وجود دارد. بهشت و جهنم ما همین زندگی دنیایی است. اگر از زندگی لذّت ببریم، در واقع، زندگی، بهشت است و اگر در زندگی سختی بکشیم، در واقع، توی جهنم هستیم!»

۵) پسرم اهل نماز بود؛ اما به خاطر مشکل بی ­کاری همه­ ی اعتقادات خود را از دست داده و اعتنایی هم به نصیحت ­های ما ندارد. می­گوید اگر خدایی وجود داشت من این همه مشکل نداشتم!  

۶) دخترم می­ گوید: اگر نماز و حجاب من نزد خداوند ارزش داشت، وضع مالیم از بی ­نمازها و بدحجاب ­ها بهتر بود. دخترهایی را می­ شناسم که هر گناهی را انجام می­دهند، اما مشکل مالی ندارند. پس، همان بهتر که من هم مثل آن ها زندگی کنم. چون کسی که توی این دنیا خوش باشد معلوم است خدا دوستش دارد و در آخرت هم یقینا اهل بهشت است.

تذکر: مشکلاتی که ذکر شد می­تواند علل مختلفی داشته باشد. در این قسمت فقط به مهم­ ترین علّت آن که جهل علمی است رسیدگی می­ شود و مابقی علت ­ها در  قسمت­ های دیگر بررسی می­ شوند. 

 راه­کارهایی عملی 

کودکان ما علاقه­ ی زیادی به شنیدن داستان­های زیبا و جذّاب دارند. داستان­ های قرآنی و داستان زندگی پیامبران خدا و ائمه­ی معصومین (علیهم­ السلام) برای تربیت دینی فرزندان بسیار مفید و راه ­گشا است. اگر بتوانیم به زوایای مختلف زندگی این بزرگواران نظاره کنیم و آن را با لحنی کودکانه به فرزندانمان انتقال دهیم، تا حد بسیار مطلوبی در حل این مشکل چاره ­اندیشی کرده­ایم.  

هدف قرآن کریم از نقل داستان، سرگرم کردن مردم نیست؛ بلکه هدف قرآن کریم توجه ­دادن مردم به معارفی عمیق و پر محتوا است. داستان­ های قرآنی در واقع، داستان زندگی خود ما است که در مسیر زندگی با آن مواجه خواهیم شد. همه ­ی ما با داستان اصحاب کهف آشنایی داریم، اما به ظرافت ­ها و لطافت­ های آن کمتر توجه کرده ­ایم. در این قسمت به عنوان نمونه به چند مورد از پیام­ های این داستان که می­توانیم با بیانی ساده به فرزندانمان انتقال دهیم اشاره می ­شود:    

۱) فرزندم! اصحاب کهف گروه اندکی بودند که به خداوند ایمان آوردند و به دلیل ایمانشان در میان مردم تنها ماندند و از میان آن ها رانده شدند. حالا شما اگر در زمان آن ها بودی دوست داشتی جزو اصحاب کهف باشی یا این که مقابل آن ها قرار گیری؟

قطعا فرزند ما خواهد گفت: دوست دارم در کنارشان باشم.

بعد به او می­گوییم: «الآن هم همان زمان است. همین الآن هم عده ­ای هستند که مؤمنین را به تمسخر می ­گیرند و آن ها را به خاطر ایمانشان از جمع خود طرد می­ کنند. پس تو هم وقتی راه حق را پیدا کردی از تنهایی روندگان این راه نترس و با اطمینان به راه خود ادامه بده. اگر در مجلسی رفتی که هیچ کس اهل نماز نبود، با شجاعت نمازت را بخوان. اگر ایمان و تدیّنت را به تمسخر گرفتند، در عقیده ­ی خود پافشاری کن تا جزو آن ها شوی.»

۲) فرزندم! اصحاب کهف وقتی کسی را نداشتند به خدای متعال پناه بردند و از او کمک گرفتند. پس تو هم همیشه به خدا پناه ببر و مخصوصا در مشکلات و  سختی ­ها فراموشش مکن. در این حال است که شاهد لطف و رحمت خداوند در زندگی خود خواهی بود.  

۳) فرزندم! اصحاب کهف در آن زمان به ظاهر تحقیر شدند، اما در واقع عزت داشتند چرا که خداوند به بندگان خوب خود عزّت می­ دهد و  دشمنانش را ذلیل و خوار می­کند. پس تو هم وقتی در زندگی بندگی خدا را کردی، همیشه عزیزی؛ اما اگر خدای ناکرده با گناه و معصیت به خدا پشت کردی روی عزّت را نخواهی دید. 

۴) کسی که پای عقاید توحیدی خود بایستد و تنها به خداوند امید بندد، لطف الهی شامل حالش خواهد شد. اصحاب کهف که پناهی جز خدا نداشتند در برابر عقاید خود ایستادگی کردند و خداوند برکات معنوی بیشتری شامل حالشان کرد.

۵) فرزندم! اصحاب کهف در میان مردم ثروت و مقام داشتند، و زمانی که از میان آن ها رانده شدند چیزی از مال دنیا همراهشان نبود؛ اما در عین حال به بزرگی و عزّت رسیدند. پس تو هم مراقب باش که معیار بزرگی و عزّت را در مال دنیا ندانی. ممکن است برخی با پول و ثروت و موقعیت اجتماعی خود بخواهند تو و اعتقاداتت را تحقیر کنند، اما بدان که عزّت مؤمن در نزد خداست. اوست که هر که را بخواهد به عزّت می­ رساند  هر که را بخواهد در ذلّت و خواری رها می ­کند.      

چند نکته

۱) برای حلّ این مشکل علاوه بر ذکر مطالب حکمت ­آمیز، امور دیگری هم لازم است. اموری چون تقویت عزّت نفس در کودک، تقویت اراده و اعتماد به نفس، محبّت در حقّ کودک و برخی مطالب دیگر که در کتاب ذکر می ­شوند.   

۲) با توجه به این که آموختن معارف دینی از طریق داستان ماندگارتر است، می ­توانیم هر از چند گاهی با یاد­آوری این داستان ­ها، معارف آن را به فرزندان­مان گوشزد کنیم.   

۳) قبل از آن که کودکان­مان در برابر سؤال­ های مغرضانه ­ی دیگران قرار گیرند، آن سؤال ­ها را از کودکمان بپرسیم و او را به گونه­ ای به چالش بکشیم که هم طریقه­ ی بحث کردن را بیاموزد، و هم بتواند با تحقیق بیشتر جواب خوبی برای اعمال و اعتقادات دینی خود بیابد.

۴) درست است که آموختن این مطالب به فرزندانمان ضروری است، اما هرگز دچار شتاب­ زدگی نشویم. چرا که در این صورت کودکان ما خود را در معرض فشارهای تربیتی ما خواهند دید و خیلی زود از شنیدن این مطالب خسته و کسل خواهند شد.

۵) مطالب حکمت ­آمیز و داستان­ ها را به گونه ­ای برای کودکانمان بگوییم که از شنیدن آن ها لذّت ببرند و با اشتیاق برای شنیدن آن ها لحظه­ شماری کنند. اگر کودکان ما رغبتی برای شنیدن این مطالب ندارند، به جای متّهم­کردن آن ها به بازی­گوشی و تنبلی، شیوه ­ی گفتاری خود را عوض کنیم.

۶) کودکان ما علاقه­ ی زیادی به شنیدن شعر و داستان دارند. مراقب باشیم که به جای پرکردن ذهنشان از داستان ­ها و اشعار بی­ محتوا، آن ها را با اشعار و داستان­ های پرمعنا و زیبا آشنا کنیم.

۷) برخی از اشعار و کتاب­ های داستانی کودکان، بر اساس فرهنگ مادی­ گرایانه­ی غرب تدوین شده­ اند. لذا تا جایی که امکان دارد از خرید کتاب­ های متفرقه ـ که معمولا رنگ و لعاب خیلی زیبایی هم دارند ـ خودداری کنیم تا کودکانمان در دام این کتاب­ ها نیفتند. البته اگر لازم شد کتاب خاصی خریداری کنیم، قبل از هر چیز محتوای آن را به یک کارشناس نشان دهیم.


[۱]. «لا تقسروا أولادکم على آدابکم، فإنهم مخلوقون لزمان غیر زمانکم.» شرح ‏نهج­البلاغه، جلد۲۰، صفحه­ ی۲۶۷٫‏

متولد سال ۱۳۵۴ هستم. در سال ۷۶، توفیق پیدا کردم تا در جمع خوبان طلبه حضور داشته باشم و مشغول دروس حوزوی شوم. ـــــ بعد از ده سال مطالعه ی دروس حوزوی، وارد درس خارج حوزه شدم. به مدت شش سال از کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی بودم ــــ همچنین در حوزۀ مشاوره ی خانواده، تربیت کودک، امور جوانان و نیز پاسخگویی به مسائل اخلاقی مشغول فعالیت هستم.
نوشته های مرتبط :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

مدیر سایت: احمد نباتي
Thumb_141956
ای برادر! پشتیبان «ولی فقیه» باش، اما پیشاپیش «ولی فقیه» بایست و تیرهای زهر آگین دشمن را که به سوی او روانه می شوند به جان خریدار شو ... تنها عافیت طلبان دنیا دوست هستند که عوام فریبانه از «ولایت» و «ولایت مداری» دم میزنند، اما در هنگامه ی فتنه ها و امتحان های سخت، پشت سر ولی فقیه سنگر می گیرند، تا دنیای "فانی" خود را در خطر نبینند!  
ویــژه هـــا
پی گیری پرسش شما
آمار سایت
  • بازدید امروز: 850
  • بازدید دیروز: 4596
  • بازدید سال: 1512759
  • کل نوشته‌ها: 1274
  • کل دیدگاه‌ها: 3791
عکس های متنوع تصادفی