بسم الله الرحمن الرحیم 

برگرفته از کتاب «آیین شکوفایی» نوشته ی «احمد نباتی» مدیر سایت

انسان در هر راهی که قدم می­ گذارد ابتدا باید هدف خود را از پیمودن این راه مشخّص کند تا با در نظر گرفتن هدف، بتواند مسیر صحیح خود را انتخاب نماید. مهم ­ترین راهی که انسان در پیش روی خود دارد، راه زندگی دنیوی است. برای پیمودن صحیح و سعادتمندانه­ ی جاده­ی زندگی باید ابتدا هدف از زندگی را دریابیم تا بعد بتوانیم مسیر صحیحی که ما را به آن هدف می­ رساند انتخاب کنیم. پر واضح است که هدف از زندگی، رسیدن به لقای مهر خدای متعال و اتصاف به صفات او است.

تربیت فرزند، یعنی قرار دادن کودک در مسیری که او را به هدف از زندگی خود نزدیک ­تر کند. تربییت دینی کودک . هم اندیشی دینیپس تربیت واقعی تربیتی است که الهام­ گرفته از معارف توحیدی و راه­ گشای حرکت انسان به سوی خداوند متعال باشد. متأسفانه برخی از والدین بدون توجّه به این اصل مهم، فرزندان خود را در معرض الگوهای تربیتی غربی قرار می ­دهند و بدون توجّه به این مسأله که تربیت غربی، تربیتی غیر توحیدی و دنیا محور است، فرزندان و عزیزان خود را در دام دنیاپرستی و دنیادوستی می ­اندازند تا روز به روز از خداوند دورتر شده و دست خود را از کمالات معنوی تهی­ تر بینند. 

همه­ ی والدین دوست دارند فرزندانی مؤدّب داشته باشند، فرزندانی که از بدی ­ها دور بوده و مزیّن به محاسن اخلاقی باشند. حال ببینیم چگونه فرزندانمان را به سوی خوبی­ ها سوق داده و از بدی­ها دور می­کنیم.

عدّه­ ای به کودک خود می­ گویند:

فرزندم! مراقب باش کار بدی انجام ندهی تا از چشم مردم نیفتی!

فرزندم! در زندگی مؤدب باش تا مردم تو را دوست داشته باشند!

امّا در مقابل عدّه­ ی دیگری چنین می­ گویند: 

فرزندم! مراقب باش کار بدی انجام ندهی، تا از خداوند دور نشوی!

فرزندم! در زندگی مؤدب باش تا خداوند تو را دوست داشته باشد!

گفتار دسته­ ی اوّل در حقیقت الهام­ گرفته از تربیت غیر توحیدی است که انگیزه­ ی کودک شما را برای خوب بودن، امور دنیایی می ­داند. در حالی که گفتار دسته­ ی دوم الهام­ گرفته از تربیت دینی و توحیدی است که انگیزه ­ی کودک شما را برای خوب ­بودن و دوری از بدی­ ها، جلب رضایت الهی می­داند.

شاید برخی بپرسند: بالاخره چه تفاوتی کرد؟! در هر دو نوع تربیت، فرزند ما به سوی خوبی ­ها رفته و  از بدی ­ها فاصله می­ گیرد! 

تفاوت این دو نوع تربیت 

الف ـ معیار غیرتوحیدی: وقتی به فرزند خود می­ گوییم: «مؤدّب باش تا مردم تو را دوست داشته باشند.» در واقع، به فرزندمان می ­آموزیم که ملاک خوبی­ ها، تحسین و تقبیح مردم است. اگر مردم از کاری خوششان آمد، آن کار خوب است، و اگر از کاری بدشان آمد، آن کار بد است. حال اگر همین مردم به برخی از فضایل اخلاقی پشت کردند، فرزند ما هم به آن پشت خواهد کرد و اگر برخی از رذایل اخلاقی را پسندیده دانستند، فرزند ما هم آن را پسندیده خواهد دانست.

چند نکته

۱٫ اگر فرزند ما با این الگوی تربیتی، رشد کرده باشد، تا وقتی نماز می­ خواند که دیگران تحسینش کنند. امّا اگر در فضایی قرار گرفت که نماز را به تمسخر  گرفتند، اوّلین کاری که انجام می­ دهد، ترک نماز است. در این الگوی تربیتی، فرزند ما تا وقتی حجاب خود را مراعات می­ کند که دیگران آن را کار خوبی بدانند. اما اگر نگاه آن ها به حجاب، نگاهی غیرمنطقی شد، در این صورت فرزند ما هم حجاب خود را کنار خواهد گذاشت.     

۲٫ در این الگوی تربیتی، اخلاق به صورت کلّی نسبی خواهد بود. یعنی تا وقتی پایبند اخلاق هستیم که به نحوی نفع ما در آن باشد و تا وقتی از زشتی ­ها دوری می­ کنیم که در آن راه متضرّر شویم؛ امّا زمانی که نفع خود را در بداخلاقی و زیان خود را در خوش ­اخلاقی دیدیم، دیگر پایبند اصول اخلاقی نخواهیم بود. بی­جهت نیست که می­بینیم سیاستمداران غربی از یک طرف دم از اخلاق و حقوق انسان­ ها می­ زنند، و از طرف دیگر، با قیافه ­ای حق به جانب، هر جنایتی را مرتکب می ­شوند.   

۳٫ منظور ما از این الگوی تربیتی آن نیست که صِرف این دو کلمه موجب بروز چنین صدماتی است؛ بلکه منظور این است که تربیتی که مبانی آن غیر الهی باشد انسان را در این راه قرار می­ دهد. والدینی که الگوی تربیتی آن ها غیردینی باشد، در حقیقت روح رفتارهای آن ها نماد دنیاطلبی است هر چند که خود در ظاهر اهل نماز و عبادت باشند.       

ب ـ معیار توحیدی: وقتی به فرزند خود می ­گوییم: «مؤدب باش تا خدا دوستت داشته باشد.» در این صورت، ملاک خوبی ­ها و بدی­ ها را رضا و غضب خداوند متعال معرفی کرده ­ایم. بنابراین، اگر خداوند کاری را دوست داشته باشد، آن کار شایسته­ ی انجام دادن است؛ و اگر کاری را پسندیده نداند، آن کار شایسته­ ی ترک کردن است. اگر بتوانیم چنین ملاک ارزشمندی را به فرزندمان هدیه کنیم، در واقع ارزشمندترین گنج­ های دنیا را در اختیارش قرار داده­ایم.

چند نکته:

  1.  اگر فرزند ما با این الگوی تربیتی، رشد کرده باشد، به هر قیمتی که شده دین خود را حفظ می­کند و حاضر نمی ­شود به خاطر مردم و خوش­آمد آن ها ذرّه­ای از اصول اخلاقی کناره ­­گیری کند. چنین فرزندی حاضر است از مال و آبروی خود هم مایه بگذارد، اما خود را آلوده به بدی ها و زشتی ­ها نبیند. او در واقع تنها هدفش جلب رضای الهی است و اگر همه­ ی مردم جامعه در سراشیبی سقوط و تباهی قرار گیرند و به آن افتخار کنند، خود را به کناری می­ کشد و حاضر نمی­شود سر سوزنی از راه نورانی الهی منحرف شود.
  2.  در این الگوی تربیتی، اصول کلی اخلاق نه تنها نسبی نیست، بلکه مطلق و بدون تغییر خواهد بود. بدین معنا که فرزند شما عدالت را خوب می ­داند حتّی در حقّ دشمن خود، و ظلم به دیگران را ناپسند می ­داند هر چند که در رویارویی با دشمنش باشد. صداقت در نیّت و گفتار، از دیگر اصول این الگوی تربیتی است تا جایی که حاضر است حرف راست را بر زبان جاری کند هر چند که خود در این راه متضرّر شود.
  3.  منظور ما از این الگوی تربیتی آن نیست که صِرف به کار بردن نام خدا در کلماتمان، موجب قرارگرفتن فرزند در این جاده­ی نورانی شود؛ بلکه منظور این است که تربیتی که بر مبنای الهی باشد انسان را در این راه قرار می ­دهد. والدینی که الگوی تربیتی آن ها بر مبنای هدف از خلقت باشد، در حقیقت، روح تمامی رفتارهای آن ها نماد الهی دارد و این کلمات را از عمق وجود خود بر زبان جاری می­ سازند.   
متولد سال ۱۳۵۴ هستم. در سال ۷۶، توفیق پیدا کردم تا در جمع خوبان طلبه حضور داشته باشم و مشغول دروس حوزوی شوم. ـــــ بعد از ده سال مطالعه ی دروس حوزوی، وارد درس خارج حوزه شدم و از محضر اساتیدی چون: آیت الله العظمی وحید خراسانی، آیت الله سید احمد خاتمی و آیت الله محمد عندلیب همدانی استفاده کردم. به مدت شش سال از کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی بودم ــــ همچنین در حوزۀ مشاوره ی خانواده، تربیت کودک، امور جوانان و نیز پاسخگویی به مسائل اخلاقی مشغول فعالیت هستم و در این رابطه هم دارای تألیفاتی هستم.
نوشته های مرتبط :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

مدیر سایت: احمد نباتي
Thumb_141956
ای برادر! پشتیبان «ولی فقیه» باش، اما پیشاپیش «ولی فقیه» بایست و تیرهای زهر آگین دشمن را که به سوی او روانه می شوند به جان خریدار شو ... تنها عافیت طلبان دنیا دوست هستند که عوام فریبانه از «ولایت» و «ولایت مداری» دم میزنند، اما در هنگامه ی فتنه ها و امتحان های سخت، پشت سر ولی فقیه سنگر می گیرند، تا دنیای "فانی" خود را در خطر نبینند!  
ویــژه هـــا
پی گیری پرسش شما
آمار سایت
    عکس های متنوع تصادفی