×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

بسم الله الرحمن الرحیم

برگرفته از فصل دوم كتاب «ميزان تشيع» (با مختصري تصرف)‌ 

«لعن» و «سبّ» دشمنان دین خدا و کسانی که به اهل بیت عصمت وطهارت (علیهم ­السلام) ظلم کردند، ـ خصوصا «جبت» و «طاغوت» ـ امری است بدیهی که دلایل عقلی و نقلی فراوانی هم برای آن وجود دارد. در این میان افراط و تفریط ­هایی وجود دارد که جا دارد مورد بررسی دقیق قرار گیرد.

آن­ چه که در این نوشتار به اثبات می ­رسد این است که:

اوّلا: اظهار برائت از دشمنان دین خدا و خصوصا «جبت» و «طاغوت»، جزء لاینفک عقاید ما به شمار می ­رود و هیچ عالم و محقق وارسته ­ای منکر آن نشده است. لعن و سبّ صحیح در مورد سران شرک و نفاق، آثار و برکات فراونی در حوزه­ ی عقاید فردی و اجتماعی به جای دارد که نباید به سادگی از کنار آن ­ها گذشت.

ثانیا: همه­ ی مسلمانان با یکدیگر برادر هستند؛ برادرانی که به پیامبر اکرم (صلی ­الله ­علیه ­و آله) معتقد هستند، یک کتاب دارند و همگی به سوی یک قبله نماز می­ گذارند. حفظ این پیوند برادری برکات فراوانی برای جامعه­ ی مسلمین به دنبال دارد،  کما این­که گسسته شدن این پوند هم جز سران شرک و نفاق، اشخاص دیگری را خشنود نمی ­سازد.  روی همین اساس به هیچ وجه نباید از این وحدت غافل شد.

ثالثا: با در نظر گرفتن دو مطلب فوق، برخی منکر اصل «لعن» و «سبّ» شده و آن را به کلّی کنار گذاشته­اند و برخی دیگر هم با پافشاری یک طرفه بر «لعن» و «سبّ»، از کنار وحدت جامعه­ ی مسلمین گذشته­اند! اما ما که هر کدام از این دو مورد را در جای خود صحیح و در عین حال ضروری می ­دانیم، در جمع میان این دو مطلب، روی مطلب اوّل [لعن و سبّ] پافشاری می­ کنیم، منتهی تا حدّی که به وحدت جامعه ­ی مسلمین لطمه­ ای وارد نشود. به عبارت دیگر لعن و سبّ به خاطر ثمرات فراوان تربیتی و نیز به خاطر جداسازی حوزه ­ی دینداری از حوزه­ی کفر و نفاق، باید مورد غفلت قرار نگرد، اما به گونه ­ای علنی و آشکار نباشد که موجب انشقاق جامعه­ مسلمین، موجب تحریک برخی از افراد غافل و یا معاند در دشنان به معصومین (علیهم ­السلام)، و یا موجب آزار و تحت فشار قرار گرفتن مسلمین در مناطق دیگر نباشد.   

«محبّت» یکی از عناوین تفکیک ناپذیر از زندگی بشریت است؛ تا جایی که کسی را نمی ­توان یافت که با این عنوان بیگانه بوده و خود را از این عنوان تهی ببیند. وقتی انسان کسی را دوست داشت، طبیعی است که قلبا نسبت به ضدّ آن منزجر و متفّر باشد. اگر زیبایی را دوست داریم، از زشتی متنفر هستیم؛ و اگر کمال را دوست داریم، از نقص، بیزاری می ­جوییم. حال، هر مقدار زشتی و نقص بیشتر باشد، میزان نفرت و بیزاری ما هم قوی ­تر و شدیدتر خواهد بود. این مطلب، امری عقلایی است، و هیچ عاقلی منکر آن نخواهد بود. این مسأله در مورد عقاید و افراد هم به چشم می­خورد. یعنی وقتی با دلیل و برهان قاطع، معتقد به لزوم دین ­داری و ولایت اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم ­السلام) هستیم، و زمانی که دین­ داری و ولایت ­مداری را نهایت زیبایی و تنها راه رسیدن به کمال انسانیت می ­دانیم، طبیعتا نسبت به منکرین و معاندین این عقیده هم بی تفاوت نخواهیم بود و نسبت به آن­ها اظهار بیزاری و نفرت خواهیم کرد.

خداوند متعال در قرآن کریم خطاب به مؤمنین می­ فرماید: «دشمنان من و دشمنان خود را به عنوان دوست انتخاب نکنید؛ يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِياءَ»[۱] از این آیه­ ی شریفه مشخص می­ شود که ما حق نداريم محبت هر شخص یا هر جریانی را در دل راه دهیم. پر واضح است که اگر کسی نسبت به دشمن دین خداوند اظهار دوستی کند، قطعا در ادعای محبت خود نسبت به دین خداوند، صادق نخواهد بود. از طرفی در روایت ­های فراوانی هم از شیعه و سنی ذکر شده که: «اگر کسی قومی را دوست داشته باشد در روز قیامت با آنان محشور خواهد شد؛ مَن أَحَبَّ قَومَاً حُشِرَ مَعَهُم»[۲] از این روایت هم مشخص می ­شود که ما حق نداریم هر کسی را دوست داشته باشیم و محبت هر شخصی را در دل راه دهیم.

با توجه به این مطلب اظهار برائت از دشمنان دین خدا و دشمنان اولیای الهی، تجدید عهد دیگری بر دین داری و نشان از صداقت در محبّت به اولیای خداوند خواهد بود. روی همین اساس است که در روایات تأکید فراوانی بر لعن و سبّ چنین افرادی شده، و به بهانه ­های مختلف مشوّق ما در این کار هستند.  

یکی دیگر از آثار و برکات اظهار برائت از چنین افرادی جداسازی خط فکری خود با آنان، و افشا کردن ماهیت خطرناک و منافقانه­ی عقاید و نگرش ­های این­گونه افراد است. اگر ما در لعن و اظهار کینه و نفرت نسبت به چنین افرادی کوتاهی کنیم، به یقین نسل ­های بعدی در دام هجمه ­ی بزرگی از تبلیغات رسانه ­ای دشمن گرفتار شده و با اظهار محبت نسبت به آنان از صراط مستقیم و مسیر اصلی ولایت اهل بیت (علیهم ­السلام) خارج خواهند شد.   

خداوند متعال در آیاتی چند از قرآن کریم افراد و گروه­ های خاصی را مورد لعن خود قرار داده که یکی از آن گروه ­ها کسانی هستند که خدا و رسولش را مورد آزار و اذیت قرار داده ­اند: «إِنَّ الَّذينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهيناً؛ آن ­ها كه خدا و پيامبرش را آزار مى‏دهند، خداوند آنان را از رحمت خود در دنيا و آخرت دور ساخته و براى آن ­ها عذاب خواركننده ‏اى آماده كرده است‏».[۳] به یقین کسانی که به اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم­ السلام) ظلم و ستم کردند، کسانی که در حق بانوی دو عالم، فاطمه ­ی زهرا (سلام­ الله­ علیها) ستم روا داشتند، و کسانی که حق ولایت امیرالمؤمنین (علیه ­السلام) را غصب کردند، خدا و رسول او را آزار داده و مورد لعن خدا و رسول خدا قرار می ­گیرند. پیامبر اکرم (صلی­ الله­ علیه­ و آله) فرمود: «إِنَّ اللَّهَ يَغْضَبُ لِغَضَبِ فَاطِمَةَ وَ يَرْضَى لِرِضَاهَا؛ همانا خداوند غضب می­ کند به غضب فاطمه و راضی می ­شود به رضایت او».[۴]

آن ­چه از آیات قرآن و روایات معصومین (علیهم ­السلام) بر می ­آید، گویای این حقیقت است که نه تنها لعن، بلکه سبّ مشرکین و دشمنان خدا هم فی نفسه اشکالی ندارد، و در جای خود امری صحیح و لازم هم خواهد بود. قرآن کریم عده­ ای [بلعم و باعورا] را تشبیه به «سگ» می ­کند و می ­فرماید: «فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ؛ مثل او همچون سگ (هار) است»، [۵]، برخی را به «حمار» تشبیه می­ کند: «كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً؛ مانند درازگوشى هستند كه كتاب­ هايى حمل مى‏كند»[۶]، و برخی دیگر را هم به «حیوان» و بلکه پست از آن تشبیه می­ کند: «أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَل؛ آن­ ها همچون چهارپايانند بلكه گمراه­ تر!».[۷] همچنین قرآن کریم گروه بی ­عقل و اندیشه را بدترین جنبندگان «شَرُّ الدَّوَابِّ»[۸] معرفی می ­نماید.

توجّه: لازم به ذکر است که تشبیه ­های قرآنی گویای واقعیتی است که چنین افرادی در آن غوطه­ ور هستند. یعنی اگر قرآن کریم عدّه ­ای را به «سگ» تشبیه می­ کند، حقیقت آن ­ها چیزی جز سگ نیست و در روز قیامت با همان حقیقت خود محشور خواهند شد.

در روایات هم نمونه ­هاي زیادی برای این امر وجود دارد که از باب اختصار فقط به ذکر یکی از آن­ها اکتفا می ­شود. روایتی که از جهت سندی در درجه­ ی اعلا از صحت است: «مُحَمَّدُ بْنُ يَعقُوب، عَن مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ، عَنْ أحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أبِي نَصْرٍ، عَنْ دَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ، عَنْ أبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه ­السلام) قَالَ، قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی ­الله ­علیه ­و آله): «إِذَا رَأيْتُمْ أهْلَ الرَّيْبِ وَ الْبِدَعِ مِنْ بَعْدِي فَأظْهِرُوا الْبَرَاءَةَ مِنْهُمْ وَ أكْثِرُوا مِنْ سَبِّهِمْ وَ الْقَوْلَ فِيهِمْ وَ الْوَقِيعَةَ وَ بَاهِتُوهُمْ كَيْلَا يَطْمَعُوا فِي الْفَسَادِ فِي الْإِسْلَامِ وَ يَحْذَرَهُمُ النَّاسُ وَ لَا يَتَعَلَّمُوا مِنْ بِدَعِهِمْ يَكْتُبِ اللَّهُ لَكُمْ بِذَلِكَ الْحَسَنَاتِ وَ يَرْفَعْ لَكُمْ بِهِ الدَّرَجَاتِ فِي الْآخِرَة. پیامبر اکرم (صلی ­الله ­علیه ­و آله) می­فرماید: بعد از من وقتی اهل شک و بدعت در دین را دیدید، آشکارا از آن ­ها اعلام بیزاری کنید. تا می ­توانید آن­ ها را سبّ کنید. علیه آن ­ها صحبت کرده و [با دلیل و برهان] مبهوتشان سازید.[۹] این کار را انجام دهید تا دیگر برای فساد در اسلام به طمع نیفتاده و مردم هم از آن ­ها دوری کنند و از بدعت ­های آن ­ها چیزی نیاموزند. در مقابل این کار  خداوند متعال هم، ثواب ­هایی برای شما می ­نویسد و درجات شما را در روز قیامت بالا می­ برد. .» [۱۰]  

توجّه: کسانی که به اهل بیت (علیهم ­السلام) ظلم کردند، از بدعت گذاران در دین خدا بوده، و کسانی هستند که شریعت پاک نبوی را از موضع اصلی خود تغییر دادند.

نتیجه: با توجه به دلیل­ های عقلی و نقلی ذکر شده، سخن کسانی که ـ به صورت کلی ـ لعن و سبّ را بر خلاف دستورات اسلام معرفی می­ کنند و مدّعی هستند که چنین اموری در دین ما وجود ندارد، سخنی باطل و از موضع کم اطلاعی از آیات قرآن و روایات اهل بیت (علیهم ­السلام) به شمار می ­رود.   

 

قاعده­ ی اوّلیه در رابطه با دشمنان خدا و دشمنان دین او، بر جواز «لعن» آن ­ها می ­باشد و آیات قرآن و روایات زیادی هم دلیل بر این مطلب می ­باشد که تنها به بخش کوچکی از آن­ ها اشاره شد. همچنین با توجه به دلایل عقلی و نقلی، مؤمن واقعی باید بغض و کینه ­ی دشمنان خدا و اولیای او را در دل داشته باشد و به خود اجازه ندهد که حتی سر سوزنی محبت چنین افرادی را در دل راه دهد. چنین بغضی به هیچ وجه استثناء بردار نیست و همواره باید در دل مؤمن وجود داشته باشد. امام صادق (علیه ­ السلام) می ­فرماید: «قسم به کسی که محمد را به حق مبعوث کرد، اگر در قلب جبرئیل و میکائیل چیزی از محبت [آن دو نفر] وجود داشته باشد، خداوند آن دو را با صورت در جهنم خواهد انداخت؛ وَ الَّذِي بَعَثَ مُحَمَّداً بِالْحَقِّ لَوْ أَنَ‏ جَبْرَئِيلَ‏ وَ مِيكَائِيلَ‏ كَانَ فِي قَلْبَيْهِمَا شَيْ‏ءٌ لَأَكَبَّهُمَا اللَّهُ فِي النَّارِ عَلَى وُجُوهِهِمَا».[۱۱]

 البته لعن و سبّ علنی چنین افرادی، استثناء­هایی دارد که باید مورد توجه دقیق قرار گیرد.

اگر لعن و سبّ علنی، موجب مفسده ­ای باشد نه تنها کاری ارزشمند نیست، بلکه کاری مذموم بوده و باید از آن اجتناب شود. هر مقدار که این مفسده بیشتر باشد، قبح و زشتی این کار هم بیشتر خواهد بود؛ تا جایی که حتی برخی از افرادی که بدون در نظر گرفتن مفاسد آن بی پروا به لعن و سبّ می­ پردازند، به عنوان ظالم ­ترین افراد معرفی شده و حتی مورد لعن معصومین (علیهم ­السلام) هم قرار گرفته­ اند.  

ذکر دو نکته:

۱ـ منظور از لعن و نفرین علنی که مورد نکوهش قرار گرفته این است که صدای آن به گوش مخالفین برسد، و یا این­که کلیپ آن در دست چنین افرادی قرار گیرد. روی همین اساس اگر  مؤمنین در جمع خصوصی خود به لعن دشمنان دین خدا بپردازند و این کار هم مفسده ­ای نداشته باشد چنین  کاری نه تنها مورد نکوهش قرار نگرفته، بلکه امری پسندیده و مأجور هم خواهد بود.

۲ـ حساب بحث­های علمی و استدلالی، از حساب لعن و نفرین جداست. برخی از افراد ساده ­اندیش گمان می­کنند که وقتی سخن از اتحاد دنیای اسلام به میان می­آید، از ارائه­ ی بحث­ های علمی و متین در دفاع از ولایت امیرالمؤمنین (علیه ­السلام) و دیگر معصومین هم باید کوتاه آمد و سخنی از این مطلب به میان نیاورد!!!  و حال آن­که دانشمندان دنیای اسلام باید به راحتی و با آزادی کامل مطالب منطقی و استدلالی خود را مطرح کنند و در اختیار افکار عمومی و مردم قرار دهند.

 

هر چند که لعن و سبّ دشمنان دین خداوند در جای خود امری ستودنی است، اما آن­چه از آیات قرآن و روایات اهل بیت (علیهم ­السلام) برمی ­آید این است که لعن و سب علنی در صورتی که موجب مفسده باشد کار ناپسند و قبیحی به شمار می ­رود.ید

خداوند متعال در قرآن کریم می ­فرماید: «وَ لا تَسُبُّوا الَّذينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ كَذلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلى‏ رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُون؛‏ (به معبود) كسانى كه غير خدا را مى ‏خوانند دشنام ندهيد، مبادا آن ­ها (نيز) از روى (ظلم و) جهل، خدا را دشنام دهند! اين­ چنين براى هر امّتى عملشان را زينت داديم سپس بازگشت همه آنان به سوى پروردگارشان است و آن­ ها را از آن ­چه عمل مى‏كردند، آگاه مى ‏سازد (و پاداش و كيفر مى ‏دهد)».[۱۲]

  در تفسیر تبیان آمده است که گروهی از مسلمان­ ها خدایان و بت­ های مشرکان را دشنام می­ دادند. ابوجهل گفت: ای محمد! یا دشنام به معبودهای ما را ترک می­ کنی و یا این­که ما هم معبود تو را دشنام خواهیم داد. در این جا بود که این آیه­ی شریفه نازل شد.

در روایتی از امام صادق (علیه ­السلام) آمده است که اگر سبّ مؤمنین موجب تحریک دیگران شود و در نتیجه آن ­ها هم خداوند را دشنام دهند، چنین مؤمنینی بدون این­که خود بفهمند، دچار شرک خفی شده ­اند. [۱۳] در روایت دیگری هم آمده است که دشنام دادن به ولی خدا، همانند دشنام دادن به خدای متعال است. یعنی لعن و سبّ نباید به گونه­ ای باشد که تحریک کننده­ ی افراد جاهل و نادان، در دشنان دادن به اولیای الهی باشد؛ «مَنْ سَبَّ وَلِيَّ اللَّهِ فَقَدْ سَبَّ اللَّهَ». [۱۴] در اصول کافی شخصی که خدا و اولیای الهی را در معرض دشنام قرار می­دهد، از ظالم­ترین افراد معرفی شده است. امام صادق (علیه­ السلام) می ­فرماید: «برحذر باشید از دشنام دادن به دشمنان خدا، در هر جایی که صدای شما را بشنوند، تا مبادا آنان از روی عداوت و نادانی به خداوند دشنام دهند. برای شما شایسته است که کیفیت و محدوده­ی­ سبّ آن­ ها به خاطر خدا را بیاموزید. همانا کسی که اولیای الهی را دشنام دهد، کارش به دشنام خداوند کشیده می ­شود. نزد خداوند چه کسی ظالم­ تر است از شخصی که خدا و اولیای او را در معرض دشنام قرار دهد. پس آرمش و سکون داشته باشید و شتاب ­زده عمل نکنید. مطیع امر خداوند باشید و لا حول و لا قوۀ الا بالله؛ … وَ مَنْ أظْلَمُ عِنْدَ اللَّهِ مِمَّنِ اسْتَسَبَّ لِلَّهِ وَ لِأوْلِيَاءِ اللَّه …»[۱۵]

در روایت مهمی امام صادق (علیه ­السلام) چنین شخصی را مورد لعن خود قرار دادند. مرحوم شیخ صدوق می ­گوید: به امام صادق (علیه ­السلام) عرض کردند: «إِنَّا نَرَى فِي الْمَسْجِدِ رَجُلًا يُعْلِنُ بِسَبِّ أعْدَائِكُمْ وَ يَسُمّیهِمْ فَقَالَ (عليه ­السلام): مَا لَهُ لَعَنَهُ اللَّهُ تَعَرَّضَ بِنَا…؛ ما در مسجد شخصی را دیدیم که آشکارا و با بردن نام، دشمنان شما را سبّ می ­کرد. امام (با ناراحتی) فرمودند: چيست بر او؟! خداوند لعنتش كند كه به ما تعرّض كرد! (یعنی: این شخص با این عمل چه چیز بدست می­آورد، غیر از این که باعث شود آن­ها هم مقابله به مثل کرده و ما را لعن کنند؟!).» [۱۶]

 امام باقر (علیه ­السلام) می­ فرماید: خداوند به موسی (علیه ­السلام) چنین فرمود: «سرّ پنهان مرا در نهان خود کتمان کن و با دشمنان من و خودت آشکارا مدارا کن.» آن ­گاه فرمود: «وَ لَا تَسْتَسِبَّ لِي عِنْدَهُمْ بِإِظْهَارِكَ مَكْنُونَ سِرِّي فَتَشْرَكَ عَدُوِّي وَ عَدُوَّكَ فِي سَبِّي؛ با علنی کردن اسرارم، مرا در معرض دشنام دشمنان من و خودت قرار مده؛ چرا که در غیر این صورت، تو هم شریک آن­ها در این سبّ شده­ای!»[۱۷]

گاهی اوقات «سبّ» و «لعن» موجب می ­شود تا در جامعه فضایی هیجانی و غیر منطقی ایجاد شود و در جریان این فضای هیجانی، افراد غافل و مستضعف نتوانند راه صحیح از باطل را تشخیص دهند و همچنان در ظلمت و جهالت گذشته­ ی خود باقی مانند. در این صورت هم اصرار بر لعن و سبّ کار صحیحی نیست.

حُجر بن عُدی و عمرو بن حَمِق، در میان مردم از اهل شام برائت جسته و آن ­ها را لعن می ­کردند. امیرالمؤمین (علیه ­السلام) به دنبال آن­ها فرستاده و دستور دادند از کارشان دست برداند. آن دو نزد حضرت آمدند و عرض کردند: یا امیرالمؤمنین! آیا ما بر حق نیستیم؟ حضرت فرمودند: بله. عرض کردند: آیا آن­ ها بر باطل نیستند؟ حضرت فرمودند: بله. آن دو عرض کردند با این حال چرا ما را از این کار منع می ­کنید. حضرت فرمودند: برای شما نمی­ پسندم که لعن کننده و دشنام دهنده باشید و در جمع مردم حاضر شده، از دیگران برائت جویید! «كَرِهْتُ لَكُمْ أَنْ تَكُونُوا لَعَّانِينَ شَتَّامِينَ يَشْهَدُونَ وَ يَتَبَرَّءُون‏» البته اگر می­ خواهید زشتی ­های آن ­ها را توصیف کنید، از اوصاف و اعمال آن­ها برای مردم بگویید. این کار بهترین گفتار و رساترین روش در اقامه ­ی دلیل و حجت است. به جای این­ که آن ­ها را لعن کنید و از آن ­ها برائت جویید، این­ گونه بگویید: «خداوندا! خون­ های ما و آن­ ها را حفظ کن. میان ما و آن ­ها صلح و دوستی ایجاد کن. آن­ ها را از گمراهی ­شان هدایت کن تا این­که جاهلان آن ­ها حق را بشناسند و از سرکشی و دشمنی باز گردند. آنان که اصرار بر این سرکشی و دشمنی آن دارند». این کار نزد من دوست­داشتنی­ تر و بهتر است. آن دو گفتند: «یا امیرالمؤمنین موعظه ­ات را پذیرفتیم و با ادب شما مؤدّب شدیم».[۱۸]

نکته­ ی دیگر:

دشمنان تشیع در تلاش هستند تا شیعیان را خارج از زمره­ ی جامعه­ ی مسلمین معرفی و آن ­ها را آماج تهمت ­های ناجوانمردانه­ ی خود قرار دهند. روی همین حساب امام صادق (علیه­ السلام) در مقام دفع چنین توطئه­ هایی می ­فرماید: «کسی که پشت سر اهل سنّت و در صف اوّل جماعت آن ­ها نماز بخواند، همانند آن است که پشت سر رسول خدا نماز خوانده باشد؛ مَنْ‏ صَلَّى‏ مَعَهُمْ‏ فِي الصَّفِّ الْأَوَّلِ كَانَ كَمَنْ صَلَّى خَلْفَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی ­الله ­علیه ­و آله)».[۱۹] چنین نمازی موجب حفظ وحدت جامعه­ ی مسلمین و عامل خنثی شدن توطئه ­ی مکّاران و دغل­بازان در رابطه شیعیان است. وقتی شیعیان در صف اوّل جماعت آنان حضور پیدا کنند، دیگر تکفیری ­ها و معاندان نمی ­توانند با جوسازی ­های منفی شیعیان را افرادی بی ­نماز و به دور از جامعه­ ی مسلمین  معرفی کنند. و دیگر نمی ­توانند بهانه­ ای برای قتل عام شیعیان پیدا کنند!

لعن و سبّ علنی که به گوش مخالفین برسد، امری است که بیش از هر چیز موجب خشنودی دشمنان تشیع و بهانه ­ای برای تکفیر و کشتار شیعیان بی ­دفاع به دست آن جلادان از خدا بی ­خبر است. از طرفی در چنین جوّ ملتهبی، نیرو و توان مسلین به جای آن­که صرف گسترش و پیشرفت اسلام شود و به جای آن­که در مسیر مبارزه با دشمن مشترک به کار گرفته شود، صرف کشمکش ­ های داخلی و فرقه ­ای می­شود، کشمکشی که تنها غیر مسلمانان و مخصوصا یهودیان را خشنود می­ سازد.  

 

نتیجه­ گیری نهایی از تفسیر آیه­ ی شریفه

پس از توجه به آیه و روایات فوق و نیز با توجه به آن­ چه از آیات و روایات در جواز اجمالی سبّ دشمنان دین بیان شد، چنین نتیجه می­ گیریم:

اوّلا: قانون و قاعده­ی اوّلی، استفاده از گفتار نرم، زیبا، متین و برهانی با همه ­ی انسان ­ها است. در این دستور هم تفاوتی میان مؤمن و غیر مؤمن نیست، زیرا به صورت مطلق فرمود: «قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنا؛ با مردم به نیکی سخن گویید».[۲۰] البته تبصره ­ای بر این قاعده و قانون اوّلی وارد شد و آن این که به صورت محدود و در حالت اضطرار و ناچاری، جهت تحریک یک انسان برای شکوفا شدن فطرتش و همچنین به جهت آشنایی دیگران با حقایق، علاوه بر لعن، سبّ هم جایز است. تبصره­ ای بر این تبصره هم وارد شده و آن تبصره چنین است: در این سبّ باید بازتاب ­های منفی و مثبت آن ارزیابی شود. اگر بازتاب مثبت آن بیشتر بود، انجام شود؛ اما اگر بازتاب منفی آن بیشتر بود، در آن شرایط استفاده از سبّ ممنوع می­ شود.

ثانیا: بازتاب منفی سبّ با ذکر نام در مورد شخصیت ­های بارز و سرشناس «کفر»، «شرک» و «نفاق»، بیشتر از سبّ به صورت کلی و عناوین عام است. همچنین این تبصره بر تبصره بیشتر در حوزه­ ی الفاظی است که نمونه­اش در قرآن کریم نیامده باشد تا سبّ با الفاظی قرآنی مثل «افّ» و «رجس». در یک کلام فقیه باید همواره در عمل به این دو تبصره مرجحات باب تزاحم را ملاحظه کرده و اهمّ آن ­ها را برگزیند.

ثالثا: هرگز از آیه و روایات نمی­ توان تقدّسی ریشه­ای و اصیل برای ـ به اصطلاح ـ مقدسات آنان تصور کرد، بلکه ظاهر آیه و روایات این است که مفسده ­ی سبّ آن ­ها و مقدساتشان در خود سبّ نیست، این مفسده در تالی فاسد و بازتاب منفی آن است؛ مفسده ­ای به نام برانگیخته شدن احساسات مشرکان برای دشنام به مقدسات اصیل و ریشه ­ای مسلمین. از این رو در روایات قید «حَیثُ یَسمَعُونَکُم؛ هر جا که صدای شما را می­شنوند» و نیز قید «آشکارا سبّ کردن» مطرح شده است. 

رابعا: به تصریح فقیه نامدار شیعه مرحوم شیخ انصاری به دلیل آیه­ ی مذکور همان گونه که سبّ خدا و مؤمنین حرام قطعی است، هرگونه زمینه ­سازی برای تحقق این گناه بزرگ نیز حرام است. از جمله نمونه­ های این زمینه ­سازی، ایجاد انگیزه بر سبّ خدا و مؤمنین است که در اثر ایجاد عناد و دشمنی است که به سبب سبّ ما انجام می­ شود.[۲۱]

خامسا: هرگز آیه­ ی فوق به معنای زندگی مسالمت آمیز با «جِبت» و «طاغوت» و «بت­­­پرستان» نیست و در همه ­ی حالات اصل «برائت» و «بغض فی الله» اصلی خدشه ناپذیر، مسلّم و قطعی است.

بنابراین از آیه و روایات یاد شده هرگز نفی تبصره­ ی اوّل استفاده نمی­ شود، بلکه این آیه و روایات با بیانی که شد تبصره ­ای بر تبصره هستند، اما به هر حال آزادی عمل در لعن (دور باش گفتن از رحمت الهی) بیش از سبّ و دشنام است.

والسَّلام علی من اتَّبع الهدي

جهت تحقيق بيشتر مي توانيد به فصل دوم كتاب ميزان تشيع مراجعه فرماييد. اين كتاب در قسمت كتاب هاي مدير سايت قابل دانلود است. 


[۱] . سوره­ ی ممتحنۀ، آیه ­ی۱٫

[۲] . المستدرک علی الصحیحین، جلد۳، صفحه­ی۲۰، حدیث۴۲۹۴ ـ کنزالعمال، جلد۹، صفحه ­ی۲۱، حدیث۲۴۷۳۰ (به نقل از الحمبۀ فی الکتاب و السنۀ) ـ بحارالانوار، جلد۵۳، صفحه­ ی۳۰۱٫

[۳]. سوره ­ی احزاب، آیه ­ی۵۷٫

[۴]. فضائل الخمسۀ، جلد۳، از صفحه­ ی۱۵۵ به بعد.

[۵]. سوره­ ی اعراف، آیه­ ی۱۷۶٫

[۶]. سوره­ ی جمعه، آیه­ ی۵٫

[۷]. سوره­ ی اعراف، آیه­ ی۱۷۹٫

[۸]. سوره­ ی انفال، آیات۲۲ و ۵۵٫

[۹]. شاید بتوان کلمه­ ی «باهتوهم» را این­گونه معنا کرد: «به آن ­ها بهتان بزنید». (تأمّل و دقت شود)

[۱۰] . كافي، جلد۲، صفحه ­ي ۳۷۵ ـ وسائل الشیعه، جلد۱۶، صفحه­ ي۲۶۷، باب۳۹، حديث۱٫ 

[۱۱] . بحارالانوار، جلد۴۵، صفحه ­ی۳۳۹٫

[۱۲]. سوره­ ی بقره، آیه­ ی۱۰۸٫

[۱۳]. تفسیر القمی، صفحه­ ی۱۶۷ ـ وسائل الشیعه، جلد۱۶، صفحه­ ی۲۵۴٫

[۱۴]. تفسیر القمی، صفحه­ ی۱۶۷ ـ وسائل الشیعه، جلد۱۶، صفحه­ ی۲۵۴٫

[۱۵] . الكافي، جلد۸، صفحه ­ی۷٫

[۱۶] . كتاب الإعتقادات، صفحه ­ی۱۰۷٫

[۱۷] . مستدرك ‏الوسائل، جلد۱۲، صفحه ­ی۳۰۷٫

[۱۸] . وقعۀ صفین، صفحه­ ی۱۰۲ و ۱۰۳ ـ مستدرک الوسائل، جلد۱۲، صفحه­ ی۳۰۶٫

[۱۹]. الكافي (ط – الإسلامية) ؛ ج‏۳ ؛ ص۳۸۰

[۲۰]. سوره­ ی بقره، آیه ­ی۸۳٫

[۲۱]. ر.ک: المکاسب، جلد۱، صفحه­ ی۷۶٫ 

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


question