بازدید کنندۀ گرامی! از حضورتان در سایت هم اندیشی دینی تشکر می کنم.
متأسفانه به علت مشغلۀ کاری فرصت پاسخگویی به سؤلات را ندارم، لطف کنید فعلا سؤالی مطرح نفرمایید.

بسم الله الرحمن الرحیم

سلسله درس­ هایی از ازدواج

درس دوم: هدف ازدواج  

هدف از ازدواج پاسخگویی با نیاز فطری انسان در رسیدن به آرامش و سکون است. در بستر ازدواج انسان می ­تواند با امید و نشاط برای آینده ­ی زندگی خود برنامه ریزی کرده و با سعی و تلاش فزون­ تر فعالیت نماید. با آرامش حاصل از ازدواج می­ توان یاد خدا را در زندگی تقویت کرد و در مسیر رشد و تعالی معنوی قدم های فزون­ تری برداشت. ازدواج موفق در حفظ عفت و پاکدامنی انسان بسیار مفید است و راه دست یابی شیطان به روی او را دشوارتر می­ گرداند.

چنین اهدافی از ازدواج، اهدافی پاک و واقع­ بینانه است و جوان را در انتخاب همسری که  بتواند در کنار او به این اهداف نزدیک تر شود یاری می­کند. به عبارت دیگر جوانی که با چنین دیدی به ازدواج می ­نگرد، در انتخاب همسر، موفق ­تر از جوان ­های دیگر خواهد بود و در ادامه ­ی زندگی نیز خود را در سرگردانی و بی­ هدفی نمی ­بیند. 

در این میان برخی از جوان ­ها اهداف متوسط و بعضا پوچ و خطرناکی برای ازدواج خود ترسیم می­ کنند. این اهداف خیالی و نادرست موجب می­شود تا خیلی زود از ازدواج خود پشیمان شده و گرفتار سرگردانی شوند.

برخی از اهداف نادرست در ازدواج

  1. ترحّم در حق دیگران: برخی از جوان ­ها به دلیل احساسات پاکی که دارند در صدد بر می­آیند تا با ازدواج با کسی که دارای نقص و عیب خاصی است به نوعی در حقش ترحّم کرده و با این کار علاوه بر محبت در حق او، رضایت  خداوند را هم بدست آورند. این کار به خودی خود کاری پسندیده است؛ اما  در عین حال هم بسیار خطرناک می ­باشد. کم نیستند جوان ­هایی که در ابتدا با همین انگیزه ازدواج کردند، اما در روند زندگی دیگر دوام نیاورده و خود را در بلاتکلیفی عجیبی می ­بینند. این جوان در ادامه­ی زندگی نه تنها خود را شکست خورده می ­بیند، بلکه با نگاه ­ها و حرف ­های خود هم مایه ­ی رنجش و آزار همسر خود را فراهم می ­آورد. روی همین اساس است که از همان ابتدا چنین ازدواج­ هایی را خطرناک می ­دانیم و پیشنهاد می ­دهیم با چنین نیتی به ازدواج ننگرید و همسری را انتخاب کنید که مطابق با شأن شما بوده و از اوّل قصد ترحّم بر او را ندارید.
  2. هدایت دیگران: برخی از جوان­ ها یا آگاهی از ارزش هدایت انسان­ ها همین که می­ بینند جوانی مبتلا به مشکلی اعتقادی یا عملی است و می ­بیندد که با ازدواج با او می ­توانند از انحرف اخلاقی، رفتاری یا اعتقادی نجاتش دهند، هوس می­ کنند از نعمت هدایت یک انسان محروم نشده و نام خود را هم در لیست هدایت کنندگان به سوی خداوند ببینند. این نگرش به ازدواج هم مانند حالت قبلی بسیار خطرناک است. ازدواج هرگز نباید بستر هدایت دیگران باشد. انسان نمی­تواند برای هدایت دیگران ـ که در آن اطمینان صد در صدی به حصول نتیجه ندارد ـ  با زندگی خود بازی کرده و نسلش را در هم معرض خطری انحراف قرار دهد. بسیارند جوانانی که به خاطر عشق و علاقه­ های دوران جوانی در ابتدا به یکدیگر قول­ هایی می ­دهند، اما بعد از آن که زیر یک سقف قرار گرفتند، به تدریج به قول و قرارهای خود پشت پا زده و آن ها را منکر می­ شوند.
  3. خودزنی و مظلوم نمایی به خاطر جلب توجه دیگران: ازدواج صحنه­ ی خودزنی و انتقام گیری از دیگران نیست. عده ­ای از جوان­ ها که در دلشان عشق به دیگری موج می ­زند، به خاطر مشکلی که با او پیدا می­کنند، در صدد مظلوم نمایی و تحریک احساسات او برآمده و بدون تحقیق و بررسی به اوّلین خواستگار خود جواب مثبت می ­دهند. چنین ازدواجی هم که از روی میل قلبی و علاقه­ ی درونی نیست بسیار خطرناک بوده و خیلی  زود مشکلات خود را به زوج جوان نشان خواهد داد. جوانی که چنین کار خطرناکی انجام می­دهد در واقع بیش از آن که به خود ظلم کرده باشد، در حق همسر فعلی خود که با هزار امید و آرزو با او ازدواج کرده ظلم و ستم کرده است. این ظلم ­ها از جمله ظلم ­هایی است که به راحتی قابل بخشش نیست.
  4. لجاجت با افراد خانواده: برخی از جوان ­ها که با پدر یا مادر خود دچار مشکل شده ­اند، از روی لجاجت تن به ازدواج با کسی می­دهند که سنخیت چندانی با او ندارند. چنین  ازدواجی هم به نوبه­ ی خود بسیار خطرناک خواهد بود.
  5. فخر فروشی و خودنمایی: برخی از جوان­ ها که شاهد ازدواج پی در پی اقوام و دوستان هم سن و سال خود هستند، ممکن است در وجود خود احساس حقارت کنند. لذا ممکن است به محض آمدن اوّلین خواستگار بدون توجه به ویژگی­هایش به خواستگاری او پاسخ مثبت بدهند.
  6. پاسخ­گویی به نیاز­های کاذب: اصل ازدواج نیاز واقعی هر انسانی است که به موقع خود را نشان می ­دهد. ممکن است گاهی اوقات، نیازهای کاذب در لباس نیاز واقعی خود را به انسان نشان دهند و او را تشویق به ازدواج نمایند. چنین نیازی چون برخواسته از آمادگی درونی انسان نسبت به ازدواج نیست، خیلی زود فروکش می ­کند. حال اگر شخص بخواهد به چنین نیازی پاسخ مثبت بدهد، با فروکش کردن آن خود را در جایی می ­بیند که هنوز آمادگی لازم برای حضور در آن عرصه را ندارد. بنابراین ممکن است از کار خود پشیمان شده و با بهانه قرار دادن برخی مشکلات تصمیم به جدایی بگیرد. این حس شیفتگی در آقا پسرها ممکن است در سنین هجده یا نوزده سالگی و برای دخترخانم­ ها در سن پانزده سالگی که آمادگی روحی و جسمی مناسب برای پذیرش ازدواج را ندارند رخ دهد. 
  7. پاسخ گویی به نیازهای جنسی: پاسخ گویی به چنین نیازهایی از مهمترین فواید ازدواج است، اما هیچ وقت به عنوان هدف اصلی از ازدواج مطرح نیست. حال اگر کسی بخواهد صرفا به دلیل پاسخ گویی به این نیازها رو به ازدواج آورد ممکن است با فروکش کردن این احساسات به تدریج احساس بی­ هدفی و سردرگمی داشته و انگیزه­ ی لازم برای ادامه­ ی زندگی را از دست بدهد.
متولد سال ۱۳۵۴ هستم. در سال ۷۶، توفیق پیدا کردم تا در جمع خوبان طلبه حضور داشته باشم و مشغول دروس حوزوی شوم. ـــــ بعد از ده سال مطالعه ی دروس حوزوی، وارد درس خارج حوزه شدم. به مدت شش سال از کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی بودم ــــ همچنین در حوزۀ مشاوره ی خانواده، تربیت کودک، امور جوانان و نیز پاسخگویی به مسائل اخلاقی مشغول فعالیت هستم.
نوشته های مرتبط :

2 پاسخ به بررسی اهداف درست و نادرست از ازدواج

  • ای مادرپهلو شکسته

    سلام.یه سوال داشتم.کسی که عیب ونقص داره نباید ازدواج کنه؟

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۵م, ۱۳۹۳ ۰۶:۰۳:

    سلام بر شما
    قعطا چنین شخصی هم باید ازدواج کند.
    منظور بنده در اولین عنوان این است که برای انتخاب همسر، احساساتی رفتار نکنید. دلیلش را هم ذکر کردم.
    بارها دیده ام که جوانی صرفا از روی احساسات، چنین ازدواجی کرده و حالا که احساساتش فروکش کرده ، هم از ازدواجش ناراضی است و هم به گردن شخص مقابل، منت و سرکوفت می گذارد. تا جایی که همسرش، روزی صد بار آروز می کند که ای کاش همیشه مجرد می ماند و اکنون زیر باز منت او نمی ماند.
    البته اگر کسی با شناخت دقیقی که از خود و رفتارهایش دارد، متوجه می شود که به دور از احساسات گذرا، می تواند انتخابی عاقلانه داشته باشد. آن هم به گونه ای که تا به اخر پای انتخاب خود می ماند و با رفتار و نگاه های خود، طرف مقابلش را آزار نمی دهد، می تواند چنین ازدواجی داشته باشد.
    البته بدون درد سر ترین راه برای ازدوج این افراد، آن است که طرف مقابلاشان هم به گونه ای همانند خوشان باشد. در چنین صورتی کسی به گردن دیگری منت نمی گذارد و هر دو می توانند تا خر عمر، خرسند و شادمان در کنار یکدیگر زندگی کنند.

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

مدیر سایت: احمد نباتي
Thumb_141956
ای برادر! پشتیبان «ولی فقیه» باش، اما پیشاپیش «ولی فقیه» بایست و تیرهای زهر آگین دشمن را که به سوی او روانه می شوند به جان خریدار شو ... تنها عافیت طلبان دنیا دوست هستند که عوام فریبانه از «ولایت» و «ولایت مداری» دم میزنند، اما در هنگامه ی فتنه ها و امتحان های سخت، پشت سر ولی فقیه سنگر می گیرند، تا دنیای "فانی" خود را در خطر نبینند!  
ویــژه هـــا
پی گیری پرسش شما
آمار سایت
  • بازدید امروز: 4035
  • بازدید دیروز: 4560
  • بازدید سال: 1626853
  • کل نوشته‌ها: 1274
  • کل دیدگاه‌ها: 3797
عکس های متنوع تصادفی