بسم الله الرحمن الرحیم

حکم بن عتیبه می گوید: در محضر امام باقر (علیه السلام) بودیم و خانه پر از جمعیت بود. ناگاه پیرمردی قد خمیده که به عصایی تکیه داده بود وارد منزل شد. پیر مرد کنار در ایستاد و این گونه به امام باقر (علیه السلام) سلام عرض کرد: « السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ».

امام فرمود: « وَ عَلَیْکَ السَّلَامُ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ».

آن پیر مرد سپس رو به جمعیت کرد و به آن ها هم سلام داد و جمعیت سلام او را جواب دادند.

پیرمرد رو به امام کرده و عرض کرد: این پسر رسول خدا! فدای شما شوم! مرا به نزدیک خود جای دهید.

(پیرمرد در همان حال چند خصلت خود را بیان فرمود:  )

  1. به خدا قسم شما را دوست دارم
  2. دوستداران شما را دوست دارم و این دوستی به خاطر طمع دنیایی نیست؛ (بلکه تنها به خاطر شما است).
  3. کینه و بغض دشمنان شما را هم در دل دارم و از آن ها بیزاری می جویم. به خدا قسم این دشمنی هم به خاطر دشمنی و خصومت شخصی میان من و آن ها نیست. (بلکه تنها به خاطر شماست) 
  4. به خدا قسم حلال شما را حلال می شمارم و حرام شما را هم حرام می دانم و آن را ترک می کنم. 
  5. منتظر امر شما و دولت کریمه ی شما هستم (انتظار ظهور)

فدای شما شوم! آیا با این ویژگی ها امیدی در من هست؟!

امام (که چنین ویژگی های زیبایی را شنیدند) فرمودند: نزدیک من بیا ای پیرمرد! وقتی پیرمرد کنار امام نشست، امام فرمودند: … اگر با این حال از دنیا بروی بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و علی (علیه السلام) و امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) و بر امام سجاد (علیه السلام) وارد می شوی در حالی که جگرت خنک می شود و قلبت شاد می گردد. چشمت روشن می شود و ملائکه ی خداوند با عطر و دسته ی گل به استقبالت می آیند.  

پیرمرد که تعجب کرده بود با شوق پرسید: چه فرمودید؟!

امام سخن خود را دوباره تکرار کرد.

پیرمرد گفت: الله اکبر! آیا با این اوصافی که دارم این گونه از دنیا می روم؟! سپس اشک شوق بر چشمانش حلقه زد و شروع به گریه کرد. همراه با گریه ی او اهل مجلس هم به گریه افتادند.

امام باقر (علیه السلام) با دست مبارک اشک از چشمانش پاک کردند و او را مورد تفقّد قرار دادند.

پیرمرد سرش را بلند کرد و گفت: ای پسر رسول خدا فدام شما شوم! دستتان را به من بدهید تا آن بوسم.

و دست امام را بوسید.

وقتی پیرمرد رو به رفتن کرد، امام که از پشت سر به او می نگریست فرمود: کسی که دوست دارد به مردی از اهل بهشت نگاه کند، به این پیرمرد بنگرد. مَنْ‏ أَحَبَ‏ أَنْ‏ یَنْظُرَ إِلَى‏ رَجُلٍ‏ مِنْ‏ أَهْلِ‏ الْجَنَّةِ فَلْیَنْظُرْ إِلَى هَذَا

(الکافی، جلد۸، صفحه ی ۷۷)     

متولد سال ۱۳۵۴ هستم. در سال ۷۶، توفیق پیدا کردم تا در جمع خوبان طلبه حضور داشته باشم و مشغول دروس حوزوی شوم. ـــــ بعد از ده سال مطالعه ی دروس حوزوی، وارد درس خارج حوزه شدم و از محضر اساتیدی چون: آیت الله العظمی وحید خراسانی، آیت الله سید احمد خاتمی و آیت الله محمد عندلیب همدانی استفاده کردم. به مدت شش سال از کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی بودم ــــ همچنین در حوزۀ مشاوره ی خانواده، تربیت کودک، امور جوانان و نیز پاسخگویی به مسائل اخلاقی مشغول فعالیت هستم و در این رابطه هم دارای تألیفاتی هستم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

مدیر سایت: احمد نباتي
Thumb_141956
ای برادر! پشتیبان «ولی فقیه» باش، اما پیشاپیش «ولی فقیه» بایست و تیرهای زهر آگین دشمن را که به سوی او روانه می شوند به جان خریدار شو ... تنها عافیت طلبان دنیا دوست هستند که عوام فریبانه از «ولایت» و «ولایت مداری» دم میزنند، اما در هنگامه ی فتنه ها و امتحان های سخت، پشت سر ولی فقیه سنگر می گیرند، تا دنیای "فانی" خود را در خطر نبینند!  
ویــژه هـــا
پی گیری پرسش شما