بازدید کنندۀ گرامی! از حضورتان در سایت هم اندیشی دینی تشکر می کنم.
متأسفانه به علت مشغلۀ کاری فرصت پاسخگویی به سؤلات را ندارم، لطف کنید فعلا سؤالی مطرح نفرمایید.

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از مهمترین مشکلاتی که بر سر راه برخی از خانواده­ ها و مخصوصا زوج ­های جوان قرار می ­گیرد، قرار گرفتن در دام «مقایسه­ گری منفی» است. کسی که به جای تمرکز در داشته ­های خود، چشم به زندگی دیگران می ­دوزد، و به حال کمبودهای مادی خود افسوس می ­خورد، همواره خویشتن را در تنگنای خطورات شیطانی قرار می ­دهد و روی خوشی در زندگی خود نمی ­بیند. کسی که بنای زندگی خود را بر اساس اصل مقایسه ­گری قرار دهد، همیشه در ناراحتی و عدم رضایت به سر می ­برد. انسان مقایسه­ گر هر مقدار هم از نعمت­ های دنیوی برخوردار باشد، باز هم چشمش به نعمت­ هایی است که در دست دیگران است و از آن بی ­نصیب است، روی همین حساب است که مقایسه ­گری چیزی جز ناسپاسی در برابر نعمت ­های الهی، ناشکیبایی در برابر نداشته­ ها برای انسان فراهم نخواهد کرد!  

اجتناب از مقایسه گری در این نوشتار به چند مورد از این مقایسه­ گری­ ها اشاره می ­شود:

۱٫ مقایسه­ گری  با جلوه­ گری نامحرم

چرا در اسلام شوخی و مزاح با نامحرم مورد مذمت قرار گرفته؟! 

چرا رابطه با نامحرم باید در حداقل ممکن باشد؟!

چرا خانم­ ها در مواجهه با نامحرم باید در حفظ عفاف پوششی و رفتاری نهایت دقت را به عمل آورند؟! 

و چرا آقایان در رفتار با خانم ­های نامحرم باید متانت مردانه داشته باشند و مراقب نوع گفتار و رفتار خود باشند؟!  

یکی از دلایل چنین مراقبت ­هایی آن است که آقایان به جلوه­ های زنانه­ ی خانم ­های دیگر چشم ندوزند و در نهایت ویژگی ­های زنانه­ ی آن ­ها را با همسر خود مقایسه نکنند. همچنین این احکام برای آن است که خانم ­ها با دیدن جلوه­ های مردانه­ی نامحرم، از همسر خود روی ­گردان نشوند. متأسفانه برخی از افراد هم رفتارهای شیطنت آمیزی دارند. این افراد در مواجهه بانامحرم شروع به طنازی و خودنمایی می­ کنند تا توجه جنس مخالف را به سوی خویش جذب نمایند. حتی برخی از زن و شوهرها وقتی در کنار خانواده ­های دیگر می­نشینند، به گونه­ای رفتار می­ کنند که به صورت تصنعی صفا و صمیمیت زندگی خود را به رخ دیگران بکشند و فحوای رفتاری آن­ ها این جمله است که: «دلتان برای زندگی خودتان بسوزه! ببینید ما دو نفر چقدر با هم صمیمی هستیم؟!»

افرادی که گرفتار این نوع از مقایسه­ گری می ­شوند، همواره گمان می ­کنند که همسر خوبی انتخاب نکرده ­اند. آن­ها مدام خود را سرزنش می­کنند که چرا در انتخاب خوب عجله کرده ­اند (!!!) و چرا نتوانسته ­اند با شخصی با این خصوصیات ازدواج کنند (!!!)

کم نیستند آقایان و یا خانم­ های متأهلی که با مقایسه کردن همسر خود با دیگران، زندگی و آرامش خانوادگی خود را بر باد داده ­اند و علاوه بر ظلم و اجحاف در حق همسر، خود را نیز به گناه معصیت آلوده کرده ­اند. این نوع مقایسه ­گری را می ­توان به سفره­ ی غذا تشبیه کرد. فرض کنید یک روز جمعه سفره ­ی آب گوشت را پهن کردید و با اشتهای کامل مشغول میل غذا هستید. در همین لحظه بوی کباب همسایه به مشامتان می ­رسد. فرد مقایسه­ گر در چنین لحظه ­ای در حسرت کباب میل و اشتهای خود به غذای درون سفره را از دست می­ دهد و مابقی غذا را با بی­ میلی مصرف می­ کند. فردی هم که با ارامش در کنار همسر خود زندگی می­ کند و احساس رضایت ­مندی دارد در مواجهه با نامحرم و توجه به جلوه­ های خاص رفتاری او خویشتن را مغبون می ­بیند و با آه جان ­کاهی از اعماق وجود آرزو می­ کند که کاش می­ توانست همسر دیگری با آن ویژگی­ ها داشته باشد (!!!) در واقع تنها چیزی که موجب بروز نارضایتی است واقعیت زندگی آن­ ها نیست؛ این افراد واقعیت زندگی خود را قبلا هم می ­دیدند و در عین حال نسبت به آن احساس رضایت ­مندی و خوش­ بختی هم داشتند؛ تنها چیزی که موجب بروز نارضایتی است، چشم دوختن به سفره­ ی زندگی دیگران و مقایسه کردن آن با داشته­ های زندگی خویش است (!!!)

امیرالمؤمنین (علیه ­السلام) در کلام زیبایی می ­فرماید: «کسی که عنان چشم خود را رها کند، اندوهش بسیار است».[۱] همچنین آن حضرت می ­فرماید: «هر که چشم خود را رها کند، مرگ خود را فرا خواند».[۲]   

پس در نتیجه ـ بر خلاف تصور برخی افراد که ارتباط باز با نامحرم را نشان از ادب اجتماعی و دوری از این ارتباط را موجب شرمساری خویش می­ بینند ـ دوری از نامحرم، کنترل چشم و نیز فاصله گرفتن از فضای مقایسه ­گری، موجب تحکیم آرامش درونی و ثبات در زندگی خانوادگی خواهد شد.

۲٫ مقایسه ­گری  با افراد با تجربه

گاهی شاهد هستیم که آقا همسر جوان و کم تجربه ­ی خود را با مادرش که سال ­ها تجربه­ ی خانه ­داری دارد مقایسه می ­کند. در این مقایسه­ گری وقتی مهارت اندک همسرش در اداره­ ی کارهای خانه را با توانمندی ­های مادرش مقایسه می ­کند، گرفتار هول و اضطراب می ­گردد و گمان می­ کند که همسرش تا آخر هم این­ گونه خواهد بود و استعداد لازم برای اداره­ ی خانه را ندارد. این گونه آقایان شتاب ­زده سلیقه­ ی شخصی مادر را به رخ همسر می­ کشند و خانه ­داری او را زیر سؤال می ­برند (!!!) چنین افرادی توجه ندارند که مادر سال­ های طولانی خانه داری کرده تا چنین تجربه­ ای کسب کرده، اما همسرشان تازه مسئولیت خانه ­داری را به عهده گرفته و تجربه ­ی خاصی در این حیطه ندارد. بنابراین مقایسه کردن همسر جوان با افراد با تجربه، اشتباه و در اوج کم دقتی است. این مقایسه موجب می ­شود تا قدر زحمات همسر خود را ندانید و با سرکوفت و سرزنش، توان بروز استعدادها وخلاقیت ­های درونی را از وی بگیرید.

برخی از خانم ­ها هم شوهر جوان خود را با پدر خویش مقایسه می­ کنند و در این مقایسه ­گری همسرخود را فاقد برخی از توانمندی ­ها در اداره ­ی زندگی خانوادگی می­بینند. به عنوان مثال خانمی می ­گفت: همسرم در هزینه کردن برای زندگی خسیس است. در ادامه­ی صحبت با این خانم متوجه شدم که رفتار شوهر این خانم طبیعی است و مشکلی ندارد. مشکل در نگرش خانم نهفته بود. این خانم انتظار داشته که همسرش همانند پدر برای خانه هزینه کند و حال آن­که پدر، بار زندگی خود را بسته و در حدّ توانمندی خود برای خانواده هزینه می­ کرده؛ اما همسر این خانم که در ابتدای راه اقتصادی قرار داشت، بیش از این نمی ­تواند در رابطه با خانواده هزینه کند. مثلا می ­دید که پدرش به راحتی تاکسی  تلفنی می ­گیرد، اما همسرش از اتوبوس استفاده می­ کند. این خانم بدون توجه به تفاوت وضعیت اقتصادی طرفین، همسرش را متهم به خساست می ­کرد، و بر این باور بود که همسرش ارزش چندانی  برای وی قائل نیست، و حال آن­که چنین نبود.

مقایسه­ ی رعایت آداب و رسوم اجتماعی افراد با تجربه، با نوع رفتارهای اجتماعی همسر هم از همین باب است. در چنین مواردی هم به جای تحقیر و سرزنش همسر  باید با صبر و شکیبایی به وی مهلت داد تا به تدریج با آداب و رسوم اجتماعی آشنا شود و آن ­ها را در زندگی خود به کار گیرد.

۳٫ مقایسه ­گری در توانمندی ­های فردی

توجه داشته باشیم که هر کس توانمندی­ های خاص خود را دارد، و در بسیاری از موارد نمی ­توان توانمندی­ های افراد را با دیگران مقایسه نمود. برخی افراد «درون گرا» هستند و برخی هم «برون گرا»؛ نه صِرف «درون گرایی» را می ­توان به عنوان ارزش معرفی کرد، و نه صرف «برون گرایی» را می ­توان به عنوان ضد ارزش تلقی نمود. اگر همسر شما فردی «درون گرا» است، او را همان ­گونه که هست بپذیرید و در این خیال مقایسه­ ی وی با افرد «برون گرا» نباشید. بعضی افراد کارهای خود را تند و سریع انجام می ­دهند، و برخی دیگر هم به آهستگی و با تأنّی کار می ­کنند. هیچ کدام از این امور از آن میزان درجه­ ی اهمیت برقرار نمی­ باشد که بخواهیم آسایش زندگی را تحت شعاع آن قرار دهیم.

یکی از عوامل بروز مشکل در روابط زن و شوهر مقایسه ­گری در این حیطه است. مثلا آقا با دیدن تند تیزی خانم ­های دیگر و سرعت عملشان در پذیرایی از مهمان و مرتب کردن خانه، توقع دارند که همسرشان هم این­ گونه شود.

آقایی بود که خواهرش دست تند و تیزی داشت و کارهای خانه را به سرعت انجام می­داد، به سرعت از مهمان پذیرایی می ­کرد و خیلی سریع خانه را مرتب و جمع و جور می­کرد، اما همسرش از این  توانمندی بی ­بهره بود. این آقا گمان می ­کرد که همسرش در انجام کارهای خانه کوتاهی می­کند و علاقه ­ای در مهمان نوازی ندارد و حال آن­که واقعیت چنین نبود. همسر وی هم تمام تلاش خود را به کار می­ بست، اما بیش از این نمی ­توانست کاری انجام دهد.

۴٫ مقایسه ­گری در جلوه ­های مادی

از دیگر موارد مقایسه­ گری، مقایسه­ ی جلوه­ های مادی زندگی دیگران با زندگی خویشتن است. این کار هم موجب می ­شود تا آرامش و روحیه­ ی شکرگزاری از خانواده دور  شود، و جای خود را به افسردگی و کفران نعمت بسپارد.

روزی حضرت داوود (علیه ­السلام) از خداوند متعال در خواست کرد تا همنشین خود در بهشت را ببیند. خداوند همنشینش را به وی معرفی کرد و داوود نبی همراه فرزندش سلیمان به دیدار او رفتند. حضرت می ­خواستند بدانند که ویژگی­ های ممتاز این فرد چیست که هنشین او در بهشت شده است. وقتی به خانه­اش رسیدند دیدند خانه ­ای بسیار ساده و  محقّر دارد. از همسرش سراغ او را گرفتند که گفت: «برای شکستن هیزم به جنگل رفته است». آن­ ها به دنبالش رفتند که دیدند پشته­ ای هیزم بر دوش گرفته و برای فروش آن به بازار می ­رود. هیزم ­ها را فروخت و با پول آن مقداری گندم خریداری کرد.

حضرت داوود جلو رفت و بعد از سلام، خود را معرفی نمود. مرد که از دیدن داوود نبی در پوست خود نمی ­گنجید با اشتیاق به روی مبارک پیامبر الهی می ­نگریست و از این­ که افتخار هم صحبتی با پیامبر بزرگ الهی شامل حالش شده اظهار خشنودی نمی ­نمود.

حضرت داوود خواست که مهمان مرد شود و مرد هم با خوشحالی آن ­ها را به خانه­ اش دعوت نمود و با یکدیگر به سمت خانه ­ی مرد به راه افتادند. مرد گندم­ ها را آرد کرد و بعد از تهیه­ی خمیر، چند قرص پخت نمود. سفره­ ای پهن کرد. درون سفره سه قرص نان و مقداری آب بود. با یکدیگر مشغول صرف غذا شدند. مرد، هر لقمه ­ای بر می ­داشت، «بسم الله» می­ گفت و وقتی لقمه ­ها را می ­خورد، «الحمد لله» بر زبان جاری می ­نمود. وقتی غذا تمام شد دست به سوی آب برد و آب را هم بدین منوال میل نمود. آن­ گاه دست به آسمان بلند کرد و چنین گفت:   

خدایا! به چه کسی همانند من نعمت دادی! چشم و گوش و بدن سالم به من دادی. درخت­ های جنگل را روزی من کردی در حالی که کاری برای آن­ ها انجام نداده بودم. وقتی هیزم­ ها را به بازار بردم، بر دل شخصی انداختی تا هیزم ها را از من بخرد و اگر چنین نمی ­کردی، هفته ­ها هم می­نشستم کسی از من نمی­ خرید. با پول آن گندمی خریدم که دیگری آن را کاشته بود و کاری برای آن انجام نداده بودم… مرد آن ­قدر گفت وگفت تا اشک بر چشمانش حلقه زد.

حضرت داوود که به راز تقرب او به درگاه  الهی پی برده بود به فرزندش سلیمان فرمود: «پسرم در تمام عمرم بنده ­ای به این شگرگذاری ندیده بودم!» [۳]

در آن زمان هم غذاهای آن­ چنانی و زندگی آن­ چنانی وجود داشت. اما این مرد با تواضع به درگاه الهی و  شکرگذاری به درگاه او آسایش دنیا و آخرت را برای خود خریده بود. کسی که روحیه ­ی ناسپاسی و منفی ­نگری را پیشه­ ی خود کند، کسی که به جای توجه به داشته­ ها و تشکر از خداوند نداشته­ های زندگی را ویترین زندگی خود کند، چیزی  جز اندوه  دنیا و گرفتاری آخرت برای خود نخریده است. پس بکوشیم تا در زندگی شاکر خدا باشیم که خدا هم در قرآن کریم فرموده است: «لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزیدَنَّکُمْ وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابی‏ لَشَدید؛ اگر شکرگزاری کنید قطعا نعمت خود را بر شما افزون کنم، و اگر کفران نعمت و ناسپاسی کنید بدون تردید عذاب من سخت است».[۴]


[۱] . تحف العقول، ۹۷٫

[۲] . غرر الحکم، ۹۱۲۴٫

[۳] . بحارالأنوار جلد۱۴، صفحه­ ی۴۰۳و ۴۰۴٫

[۴] .  سوره­ ی ابراهیم، آیه­ ی۷٫ 

متولد سال ۱۳۵۴ هستم. در سال ۷۶، توفیق پیدا کردم تا در جمع خوبان طلبه حضور داشته باشم و مشغول دروس حوزوی شوم. ـــــ بعد از ده سال مطالعه ی دروس حوزوی، وارد درس خارج حوزه شدم. به مدت شش سال از کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی بودم ــــ همچنین در حوزۀ مشاوره ی خانواده، تربیت کودک، امور جوانان و نیز پاسخگویی به مسائل اخلاقی مشغول فعالیت هستم.
نوشته های مرتبط :

3 پاسخ به اصول زندگی زناشویی (۶)‌ اصل اجتناب از مقایسه­ گری

  • سید حسن حسینی

    سلام علیکم . بسیار متشکرم از نصایح خوبی که در زمینه مقایسه زندگی زناشویی فرمایش نمودید . از خداوند منان برای جناب آقای احمد نباتی موفقیت روز افزون مسئلت دارم و درخواست نصایح بیشتر را از ایشان خواهانم . و من اله التوفیق

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ مرداد ۳م, ۱۳۹۲ ۱۸:۰۳:

    سلام علیکم سید عزیز …. از حضورتون ممنونم .. انشاء الله که شما هم در کنار خانواده، موفق و سربلند باشید .. بنده رو از دعای خیرتون فراموش نفرمایید.

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ مرداد ۳م, ۱۳۹۲ ۱۸:۰۳:

    سلام علیکم سید عزیز …. از حضورتون ممنونم .. انشاء الله که شما هم در کنار خانواده، موفق و سربلند باشید .. بنده دو از دعای خیرتون فراموش نفرمایید.

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

مدیر سایت: احمد نباتي
Thumb_141956
ای برادر! پشتیبان «ولی فقیه» باش، اما پیشاپیش «ولی فقیه» بایست و تیرهای زهر آگین دشمن را که به سوی او روانه می شوند به جان خریدار شو ... تنها عافیت طلبان دنیا دوست هستند که عوام فریبانه از «ولایت» و «ولایت مداری» دم میزنند، اما در هنگامه ی فتنه ها و امتحان های سخت، پشت سر ولی فقیه سنگر می گیرند، تا دنیای "فانی" خود را در خطر نبینند!  
ویــژه هـــا
پی گیری پرسش شما
آمار سایت
  • بازدید امروز: 4743
  • بازدید دیروز: 4906
  • بازدید سال: 1656515
  • کل نوشته‌ها: 1274
  • کل دیدگاه‌ها: 3809
عکس های متنوع تصادفی