بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از تفاوت­ هایی که در اصل خلقت زن و مرد قرار داده شده، نوع نگرش آن­ ها به تکیه­گاه است. با توجه به این ویژگی، زن دوست دارد در پناه یک مرد زندگی کند و به او تکیه نماید. ویژگی خلقت مرد هم این است که دوست دارد همسرش او را به عنوان پناه­ گاه خود به رسمیت بشناسد و به او تکیه نماید. این دو ویژگی متفاوت و در عین حال مکمّل، در اصل خلقت زن و مرد لحاظ شده. به همین دلیل وجود آن ربطی به دین، محدوده­ ی جغرافیایی و حتی گستره­ی زمانی ندارد. توجه دقیق به ظرایف این دو ویژگی موجب می ­شود تا آقا و خانمی که در پیمان زناشویی در کنار یکدیگر زندگی می ­کنند، به خواسته­ ها و توقعات طرف مقابل پاسخی صحیح بدهند و خیال یکدیگر را از جهت پاسخ ­دهی به این دو ویژگی راحت کنند.


ابراز اقتدار مردانگی روی همین حساب خانم باید از ابتدای زندگی، شوهرش را به عنوان تکیه ­گاه خود بشناسد و رفتارهای خود را به گونه ­ای تنظیم نماید که گویای به رسمیت شناختن این واقعیت باشد و خیال همسرش را هم از این باب راحت نماید. توجه به ویژگی­ های مثبت شوهر و بازگو کردن آن­ها به وی؛ احترام به شغل همسر و مطرح کردن جلوه­ های نیکوی آن، دوری از مقایسه­ گری همسر با دیگران و گریز از جرّ و بحث، از اموری است که می ­تواند گویای به رسمیت شناختن حق مدیریتی مرد و نشان دهنده ­ی آن است که زن، شوهرش را تکیه­ گاه نیکویی برای خود می ­بیند.   

در کتاب کافی از پیامبر اکرم (صلی­ الله ­علیه ­و آله) نقل شده که می ­فرماید:«هرگاه زنی پروردگارش را بشناسد و به او و پیامبرش ایمان بیاورد، و به برتری خاندان پیامبرش معتقد باشد، و پنج نوبت نماز بخواند، و ماه رمضان را روزه بگیرد، و دامنش را [از گناه] حفظ کند، و از شوهرش فرمان ببرد، از هر در بهشت که خواست، وارد شود.»[۱]

تصور نادرست برخی از خانم ­ها نسبت به زندگی خانوادگی و نوع تعامل با همسر، موجب می ­شود تا زن و شوهر سال ­های آغازین زندگی خود را در آشوب و التهاب سپری کنند، سال ­هایی که می ­توانستند بهترین بهره را از دوران شیرین جوانی و کانون گرم خانواده ببرند و با آرامش و سکون، راهی به سوی بندگی خدای متعال بیایند.  

برخی از تعلیمات کوچه بازاری و کاملا سلیقه ­ای، به دخترخانم ­های دم بخت و نیز تحت تأثیر قرار گرفتن خانم از عقاید فمینیستی موجب شده است تا خانم به این خواست همسر اعتنایی نکند، و در خیال رسیدن به زندگی بهتر، کشتی زندگی را از ساحل آرام دور و آن را به امواج شکننده ­ی دریا بسپرد.  

در این قسمت از بحث به نمونه ­هایی از این رفتارها و نگرش­ های نادرست اشاره می ­شود:

برخی افراد غرب زده که تمدن غرب را مسجود خود قرار داده ­اند، چنین وانمود می­ کنند که مسأله­ی اطاعت ­پذیری زن از همسر خود و تکیه کردن به شوهر، خلاف آزادی و کرامت نفس زن است و موجب می­ شود تا مردها از همسر خود سوء استفاده کنند و او را به بند اسارت بکشند. چنین افرادی با کلمات ظاهر فریبانه به خانم می ­گویند: «اگر می ­خواهی زندگی خوب و سعادت ­مندی داشته باشی، خود را مطیع همسرت نشان نده و به گونه­ ای رفتار کن تا بفهمد حق دخالت در رفتارهای تو را ندارد، و مجبور شود از تو اطاعت نماید!»

خانمی که با چنین نگرشی وارد زندگی می ­شود، همسر خویش را تکیه­گاه خود نمی ­بیند و از اطاعت او سر باز می ­زند، از طرفی هم شوهرش که جایگاه مدیریتی خود را در خطر می ­بیند و متوجه می­ شود که همسرش او را به عنوان تکیه­گاه خود نمی­ بیند، در صدد دفاع از جایگاه طبیعی خود بر می ­آید. و کشمکش و بگومگویی عجیب در کانون خانواده شروع می­ شود. دست آخر هم این کشمکش ­ها آن قدر ادامه می ­یابد که تنها راه نجات خود را در طلاق و جدایی می ­بینند. چنین خانم­ هایی بعد از طلاق یا از رفتارهای خود نادم و پشیمان می­ شوند و راه بازگشت به گذشته را هم به روی خود مسدود می­ بینند و یا این­که کماکان بر مرکب لجاجت می­ نشینند و وقتی می­بینند هیچ مردی حاضر به پذیرش افکار و زیاده­ خواهی ­های آن ­ها نیستند، به جای بازنگری در رفتار خویشتن، جامعه و مردها را محکوم به ظلم و اجحاف در حق زن می­ کنند و ترجیح می­ دهند مابقی زندگی خود را به تنهایی سپری نمایند!

هر چند که کار کردن زن در جایگاهی که شأن او را زیر سؤال نمی ­برد، فی­نفسه اشکالی ندارد، اما یکی از علت ­هایی که برخی از خانم­ ها را مشتاق به کسب و کار می­ کند، همین مسأله است. چنین خانم­ هایی علت واقعی کسب و کار خود را در این می ­دانند که دوست دارند دستشان در جیب خودشان باشد و در مسائل مالی محتاج شوهر خود نباشند! داعیه­ ی این نگرش هم همان تکبّر و فرار از مسئولیت­ پذیری در برابر حقوق و نیازهای شوهر است. معمول این خانم­ ها زندگی طبیعی و نرمالی ندارند و در اطاعت پذیری از همسر خود دچار مشکل هستند. آمارها هم بیان ­گیر این مطلب است که بیشترین درصد طلاق در میان خانم­ هایی است که در بیرون از خانه مشغول کار هستند. متأسفانه برخی از والدین هم با کم دقتی، دختر خود را از ابتدا به عدم تواضع و نافرمانی در برابر همسر خود دعوت می­ کنند و به دخترشان می ­گویند: «درس بخوان تا فردا دستت جلو شوهرت دراز نباشد»! وابستگی مالی خانم و فرزندان به مرد یکی از عوامل تحکیم بنیان خانواده است. همین وابستگی موجب می ­شود تا بچه­ها از پدر حرف شنوی داشته باشند و در خانه ساز مخالف نزنند. وابستگی مالی خانم به شوهر هم موجب می ­شود تا در حدّ بهتری مدیریت مرد را به رسمیت بشناسد و با تمرد و خودسری، خانواده را دچار کشمکش و دوگانگی نکند. حتی بعضی از خانم­ هایی که استقلال مالی دارند، علاوه بر این که خود از پذیرش مدیریت همسر تمرد می­کنند، با پوشش مالی فرزندان، زمینه­ ی تمرّد و سرکشی آن­ها را هم در مقابل پدر فراهم می­ورندآورند!!! امام صادق (علیه ­السلام) می ­فرماید: «خوشبخت است، خوشبخت است، زنی که همسرش را تکریم کند، او را مورد اذیت و آزار قرار ندهد و در همه ­ی احوال از او اطاعت نماید؛ سَعِیدَةٌ سَعِیدَةٌ امْرَأَةٌ تُکْرِمُ زَوْجَهَا وَ لَا تُؤْذِیهِ وَ تُطِیعُهُ فِی جَمِیعِ أَحْوَالِهِ».[۲]

درست است که خدای متعال روا نمی ­دارد که انسان دست نیاز به سوی دیگری دراز کند و این کار را موجب تحقیر و سرشکستگی وی می­داند، اما در این میان حساب زن و شوهر، با دیگران متفاوت است. زن و شوهر به منزله­ ی اعضایی از پیکره­ ی واحد و دو رکن اساسی بنیان خانواده هستند. آن ­ها مکمّل نیازها و نقص­ های یکدیگر و مایه­ ی آرمش یکدیگر هستند. بنابراین خانم هرگز نباید تصور کند که درخواست مالی از همسر، برای او کسر شأن و موجب تحقیر است. وابستگی مالی از همسر گویای تواضع خانم و نشان از آن دارد که شوهر خود را به عنوان تکیه­ گاه و پناه­ گاه خود به رسمیت می­ شناسد.

توجه: البته در این میان به آقایان هم توصیه می­ کنیم که خانواده ­ی خود را در تنگنا قرار ندهند، و ضمن گشاده دستی در هزینه ­های زندگی، به صورت هفتگی یا ماهانه، مقداری پول تو جیبی هم به همسر خود تقدیم نمایند.

خانمی گلایه می ­کرد که از کوچکترین مسائل زندگی گرفته تا بزرگترین آن­ ها مدام میان من و شوهرم حرف و حدیث و یکی به دو است. نمی ­دانم چرا هر نظری می ­دهم شوهرم موضع گیری منفی دارد و اعتنایی به نظر من نمی ­کند؟! مدام با هم جرّ و بحث داریم و روی خوشی از زندگی نمی ­بینیم. 

هر چند که خانم هم حق دارد در مسائل زندگی  اظهار نظر کند و سلیقه­ ی خود را مطرح نماید، اما شیوه­ ی اظهار نظر برخی از خانم­ ها به گونه­ای است که پیام خوبی برای مرد ندارد و مرد را نگران جایگاه مدیریتی خود می­ کند. به عبارت دیگر مرد در برابر ابراز نظر همسر خود واکنش نشان نمی ­دهد، بلکه در برابر پیام منفی و خطرناک آن موضع گیری دارد. پیام منفی برخی گفتارهای این خانم به شوهر خود آن است که: «شما قدرت تصمیم­ گیری در مسائل زندگی را نداری!»، «اصل مدیریتی شما را به رسمیت نمی ­شناسم!»، «قبول ندارم که در زندگی حرف آخر را شما باید بزنید!». وقتی مرد در گفتار همسر خود ادب و صداقت می ­بیند و جایگاه مردانگی خود را در خطر نمی ­بیند با خیال راحت­ تری به صحبت­ های خانم خود گوش می ­دهد و نسبت به گفتار همسر خود چنین واکنش ­هایی نشان نمی ­دهد. حداقل فایده­ ای که در این  نوع گفتار خانم وجود دارد این است که اگر مرد به گفته­ های خانم عمل نکند خانم ضمن این که  ابراز نظر کرده فضای انس و صمیمیت خانواده ­ی خود را هم در خطر نمی ­بیند. اگر خانم به صورت آرمانه و قطعی ابراز نظر کند، رفتار مخالف همسرش را در تقابل جدی با خود می ­بیند و نمی ­تواند روی خوشی نسبت به کار همسرش داشته باشد، اما وقتی ضمن مطرح کردن نظر خود تصمیم گیری نهایی را به عهده­ ی همسرش گذاشت، تصمیم گیری شوهر را در تقابل با خود نمی ­بیند و از جهت روانی آرامش بیشتری دارد.      

توجه: لجاجت و حساسیت آقا نسبت به صحبت­ های خانم، علت­های مختلفی می ­تواند داشته باشد. در این قسمت تنها به یکی از علت ­های آن پرداخته شد که فراوانی بیشتری دارد.   

یکی از مشکلات خانواده ­ها این است که دوست دارند خیلی زود به خواسته ­های خود برسند و اگر نظری در ذهنشان قرار گرفت وجود نظر مخالف آن را تحمل نمی­کنند. خانواده­ ی صمیمی خانواده­ای است که در آن اصل تواضع و سعه­ ی صدر حاکم باشد. تواضع کاری پسندیده است که شایسته است مرد و زن به آن پایبند باشند. اما به هر حال ممکن است یکی از طرفین در رعایت این اصل کم دقتی کند. در این صورت طرف مقابل باید هنر خود را به نمایش بگذارد و با بزرگواری و صبوری متواضعانه رفتار کند و از وارد شدن به حوزه­ی جرّ و بحث خودداری نماید.   


[۱] . الکافی، جلد۵، صفحه­ ی۵۵۵، حدیث۳٫

[۲].  بحارالانوار، جلد۷۳، صفحه­ ی۳۵۴٫ 

متولد سال ۱۳۵۴ هستم. در سال ۷۶، توفیق پیدا کردم تا در جمع خوبان طلبه حضور داشته باشم و مشغول دروس حوزوی شوم. ـــــ بعد از ده سال مطالعه ی دروس حوزوی، وارد درس خارج حوزه شدم و از محضر اساتیدی چون: آیت الله العظمی وحید خراسانی، آیت الله سید احمد خاتمی و آیت الله محمد عندلیب همدانی استفاده کردم. به مدت شش سال از کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی بودم ــــ همچنین در حوزۀ مشاوره ی خانواده، تربیت کودک، امور جوانان و نیز پاسخگویی به مسائل اخلاقی مشغول فعالیت هستم و در این رابطه هم دارای تألیفاتی هستم.
نوشته های مرتبط :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

مدیر سایت: احمد نباتي
Thumb_141956
ای برادر! پشتیبان «ولی فقیه» باش، اما پیشاپیش «ولی فقیه» بایست و تیرهای زهر آگین دشمن را که به سوی او روانه می شوند به جان خریدار شو ... تنها عافیت طلبان دنیا دوست هستند که عوام فریبانه از «ولایت» و «ولایت مداری» دم میزنند، اما در هنگامه ی فتنه ها و امتحان های سخت، پشت سر ولی فقیه سنگر می گیرند، تا دنیای "فانی" خود را در خطر نبینند!  
ویــژه هـــا
پی گیری پرسش شما
آمار سایت
    عکس های متنوع تصادفی