بسم الله الرحمن الرحیم

(برگرفته از کتاب دفاع از شیعه در روایات اهل سنت. نوشتۀ مدیر سایت)

استدلال وهابیون به غیرت عرب!

علمای وهابی، وقتی به این واقعیت­ های تاریخی [در رابطه با آتش زدن خانه دختر پیامبر] می‌ رسند، سعی می‌کنند با طرح سؤالات و اشکالات عوام ­فریبانه، افکار عمومی را منحرف کنند و چنین واقعیت­ هایی را به حاشیه برانند! یکی از مهمترین اشکالاتی که در این بحث مطرح می­ کنند، اشکال به غیرت عرب است. آن­ ها می­ گویند: «اعراب، غیرت ویژه ­ای نسبت به ناموس خود دارند. چگونه ممکن است، علی(علیه ‌السلام) که از شجاع ­ترین مردم زمان خود بوده، به مهاجمین اجازه داده باشد تا به همسرش اهانت کنند؟! بنابراین تمام آن‌ چه که شیعه در مورد هجوم به خانۀ فاطمۀ زهرا(سلام ‌الله ‌علیها) مطرح می ­کند، افسانه‌ هایی بیش نیست و واقعیت خارجی ندارد!»

در پاسخ به این اشکال، تنها به دو نکته بسنده می ­کنیم:

۱ ـ وقتی به تاریخ مراجعه می ­کنیم به خوبی می­ بینیم که امیرالمؤمنین علی(علیه ‌السلام) در مقابل اهانت به همسرش، نه تنها ساکت ننشست، بلکه به مهاجمین هم حمله­ور شد.

عبدالحمید آلوسى، در تفسیر روح ­المعانی از منابع شیعی چنین نقل می ­کند: 

«وقتی در خانۀ علی را به آتش کشیدند و وارد خانه شدند، فاطمه(سلام‌ الله ‌علیها) به طرف آن­ شخص آمد و فریاد زد: «یا ابتاه، یا رسول الله!» آن شخص، شمشیرش را که در غلاف بود، بلند کرد و به پهلوى فاطمه(سلام ‌الله ‌علیها) کوبید. سپس تازیانه را بلند کرد و آن­ را به بازوى فاطمه(سلام ‌الله ‌علیها) زد. حضرت زهرا(سلام ‌الله ‌علیها) در آن­ حال فریاد زد: «یا ابتاه!»؛ «ای پدر جان». علی(علیه ‌السلام) که چنین ماجرایی را دید، بلافاصله از جا برخاست و گریبان فرد مهاجم را کشید. آن حضرت، وی را به زمین زد و بر بینی و گردنش کوبید».[۱] 

۲ ـ مهمترین وظیفۀ امیرالمؤمنین(علیه ‌السلام) در آن زمان، حفظ اسلام و آیین پیامبر اکرم(صلی ‌الله ‌علیه ‌و‌آله) بود. امیرالمؤمنین(علیه ‌السلام)،  در احد و خیبر و دیگر جنگ­ های زمان پیامبر اکرم(صلی ‌الله ‌علیه ‌و‌آله)، در مقابل کفار و دشمنان اسلام ایستاد و با رشادت، از کیان اسلام دفاع کرد. در آن روز، شمشیر علی، بنیان­ های اسلام را محکم ­تر می ­کرد و موانع گسترش اسلام را از میان برمی­ داشت. اما بعد از هجوم آن ­ها به خانۀ وحی و در آن شرایط خاص، توسل به شمشیر، موجب تزلزل کیان اسلامی و نابودی اسلام می­گشت. علی(علیه ‌السلام) هم همواره حاضر بود، خود و خانواده ­اش فدا شوند، اما دین خدا پابرجا بماند.

کسانی که مقابل امیرالمؤمنین(علیه ‌السلام) ایستاده ­اند، نه یک دشمن خارجی، بلکه افرادی از دل جامعۀ اسلامی بودند که به طمع رسیدن به دنیای فانی، از هیچ نوع ماجراجویی دریغ نمی­ کردند. رسیدن به مقام و منصب ­های دنیایی، برای عده ­ای آن­ چنان مهم و ارزشمند بود که حتی حاضر بودند رو در روی پیامبر عظیم ­الشأن خود بایستند و با طرح نسبت‌ هایی چون هذیان­ گویی، مانع اجرای اوامرش شوند! آن ­ها پیکر مطهر پیامبر(صلی ‌الله ‌علیه ‌و‌آله) را رها کردند و به دنبال آرزوهای خود شتافتند. سپس به خانۀ دختر رسول خدا حمله کردند و حریم خانۀ وحی را شکستند! آیا می ­توان باور کرد، چنین افرادی دغدغه و تعصب دینی دارند و مدافع حریم اسلام هستند؟! مسلماً این­ گونه نیست. آن­چه برای این افراد مهم است، ریاست و حاکمیت است. اگر توانستند با نام اسلام به حاکمیت خود برسند، که هیچ! اما اگر نتوانستند، در هیجان فتنه ­ای که ایجاد کرده بودند، هیچ ابایی از انکار دین خدا و دستاوردهای رسول خدا(صلی ‌الله ‌علیه ‌و‌آله) نداشتند. امیرالمؤمنین(علیه ‌السلام)، مطابق سفارش پیامبر اکرم(صلی ‌الله ‌علیه ‌و‌آله) سکوت اختیار کرد تا با تحریک هیجان ­های جاهلی آنان، چارچوبۀ دین را به نابودی نکشانند. هر چند که آن ­ها، حق مسلم علی(علیه ‌السلام) را غصب کردند و به یگانه بانوی دوعالم جسارت کردند، اما امیرالمؤمنین(علیه ‌السلام) راضی شد، چنین جنایاتی را تحمل کند، تا لااقل نهال نوبنیاد اسلام ریشه­کن نشود و نام اسلام و پیامبر اکرم(صلی ‌الله ‌علیه ‌و‌آله) به فراموشی سپرده نشود.

در کتاب «سُلیم بن ­قیس» که از کهن ­ترین کتاب­های مسلمانان است، چنین آمده: وقتی به خانۀ فاطمه(سلام ‌الله ‌علیها) هجوم آوردند و آن شخص، به کمر و بازوی فاطمه(سلام‌ الله ‌علیها) زد، علی (علیه ‌السلام) ناگهان از جا برخاست و گریبان آن مهاجم را گرفت و وی را به شدت کشید. او را بر زمین زد و بر بینى و گردنش کوبید و خواست تا او را به قتل برساند؛ ولى در این ­حال، به یاد وصیت پیامبر(صلى ­الله ­علیه ­وآله) افتاد و به آن شخص، این­گونه نهیب زد:

«اى پسر صُهاک! قسم به آن­ که محمد(صلى ­الله ­علیه ­وآله) را به پیامبرى مبعوث نمود، اگر مقدرات الهى و عهدى که پیامبر اکرم(صلى ­الله ­علیه ­وآله) با من بسته است، نبود، مى ‏دانستى که حتی توان آن را داشتی که به خانۀ من داخل شوى».[۲] 

در روایت دیگری آمده است که پیامبر اکرم(صلی ‌الله ‌علیه ‌و‌آله) در بیماری رحلتش خطاب به امیرالمؤمنین(علیه ‌السلام) فرمود: «برادرم! این مردم مرا رها خواهند کرد و به دنیاى خود مشغول خواهند شد؛ ولى کار آن­ ها، تو را از رسیدگى به من باز ندارد. مَثَل تو در میان این امت، به­سان کعبه است که خداوند آن را برای مردم نشانه و ستون قرار داده، تا مردم از هر طرف، به سوی آن آیند. وقتی از دنیا رفتم و بدنم را در قبر گذاشتی، در خانه بنشین و قرآن را آن ­گونه که دستور داده ­ام، بر اساس واجبات و احکام و ترتیب نزول، جمع­ آوری کن. به تو سفارش می­کنم در برابر آن­چه به تو و فاطمه(سلام‌ الله ‌علیها) وارد خواهد شد، صبر و بردباری کنی، تا این­که بر من وارد شوی».[۳]


[۱] . «أنَّهُ لَمّا یَجِبُ عَلىٌّ غَضِبَ عُمَر وَأضرَمَ النَّارَ بِبابِ عَلىٍّ وَأحرَقَهُ وَدَخَلَ فَاستَقبَلَتهُ فَاطِمَة وَصَاحَت: یَا أبَتَاهُ وَیَا رَسولَ اللهِ. فَرَفَعَ عُمَر السَّیفَ وَهُوَ فِى غِمدِهِ فَوَجَأ بَهَ جَنبَهَا المُبَارَک وَرَفَعَ السَّوطَ فَضَرَبَ بِهِ ضِرعَهَا فَصَاحَت: یَا أبَتَاهُ! فَأخَذَ عَلىٌّ بِتَلابِیبِ عُمَر وَهزَّهُ وَوَجَأ أنفَهُ وَرَقَبَتُهُ».

آلوسی، تفسیر روح ­المعانی، ج۲، ص۱۲۰٫

[۲]. «وَدَعَا عُمَرُ بِالنَّارِ فَأضْرَمَهَا فِی الْبَابِ ثُمَّ دَفَعَهُ فَدَخَلَ فَاسْتَقْبَلَتْهُ فَاطِمَةُ (علیهاالسلام) وَصَاحَتْ: یَا أبَتَاهْ یَا رَسُولَ اللَّهِ. فَرَفَعَ عُمَرُ السَّیْفَ وَهُوَ فِی غِمْدِهِ فَوَجَأ بِهِ جَنْبَهَا فَصَرَخَتْ: یَا أبَتَاهْ. فَرَفَعَ السَّوْطَ فَضَرَبَ بِهِ ذِرَاعَهَا فَنَادَتْ: یَا رَسُولَ اللَّهِ لَبِئْسَ مَا خَلَّفَکَ أَبُو بَکْرٍ وَعُمَرُ. فَوَثَبَ عَلِیٌّ (علیه ­السلام) فَأخَذَ بِتَلابِیبِهِ ثُمَّ نَتَرَهُ فَصَرَعَهُ وَوَجَأ أنْفَهُ وَرَقَبَتَهُ وَهَمَّ بِقَتْلِهِ فَذَکَرَ قَوْلَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی ­الله ­علیه ­وآله) وَمَا أوْصَاهُ بِهِ فَقَالَ: وَالَّذِی کَرَّمَ مُحَمَّداً بِالنُّبُوَّةِ یَا ابْنَ صُهَاکَ لَوْ لا کِتابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ وَعَهْدٌ عَهِدَهُ إِلَیَّ رَسُولُ اللَّهِ (صلی­الله­علیه­وآله) لَعَلِمْتَ أنَّکَ لا تَدْخُلُ بَیْتِی».

سلیم بن ­قیس، متوفای ۷۶ هـ.ق، ج۲، ص۵۸۵ و ۵۸۶٫ (از کتب شیعه)

[۳] . «فَقَالَ یَا أَخِی… أنَّ الْقَوْمَ سَیَشْغَلُهُمْ عَنِّی مَا یَشْغَلُهُمْ فَإِنَّمَا مَثَلُکَ فِی الْأُمَّةِ مَثَلُ الْکَعْبَةِ نَصَبَهَا اللَّهُ لِلنَّاسِ عَلَماً وَإِنَّمَا تُؤْتَى مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمِیقٍ وَنَأْیٍ سَحِیقٍ وَ لاتَأْتِی وَإِنَّمَا أنْتَ عَلَمُ الْهُدَى وَ نُورُ الدِّینِ وَهُوَ نُورُ اللَّهِ یَا أَخِی وَالَّذِی بَعَثَنِی بِالْحَقِّ لَقَدْ قَدَّمْتُ إِلَیْهِمْ بِالْوَعِیدِ بَعْدَ أنْ أخْبَرْتُهُمْ رَجُلًا رَجُلًا مَا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنْ حَقِّکَ وَألْزَمَهُمْ مِنْ طَاعَتِکَ وَکُلٌّ أجَابَ وَسَلَّمَ إِلَیْکَ الأمْرَ وَإِنِّی لَأعْلَمُ خِلَافَ قَوْلِهِمْ فَإِذَا قُبِضْتُ وَفَرَغْتَ مِنْ جَمِیعِ مَا أوصِیکَ بِهِ وَغَیَّبْتَنِی فِی قَبْرِی فَالْزَمْ بَیْتَکَ وَاجْمَعِ الْقُرْآنَ عَلَى تَأْلِیفِهِ وَالْفَرَائِضَ وَالأحْکَامَ عَلَى تَنْزِیلِهِ ثُمَّ امْضِ عَلَى غیر لائمة عَلَى مَا أمَرْتُکَ بِهِ وَعَلَیْکَ بِالصَّبْرِ عَلَى مَا یَنْزِلُ بِکَ وَبِهَا [یعنی بفاطمة] حَتَّى تَقْدَمُوا عَلَیَّ». سید بن ­طاووس، طرف من­ الأنباء والمناقب، ص۱۶۲ ـ بحارالأنوار ،ج۲۲، ص۴۸۳٫

متولد سال ۱۳۵۴ هستم. در سال ۷۶، توفیق پیدا کردم تا در جمع خوبان طلبه حضور داشته باشم و مشغول دروس حوزوی شوم. ـــــ بعد از ده سال مطالعه ی دروس حوزوی، وارد درس خارج حوزه شدم و از محضر اساتیدی چون: آیت الله العظمی وحید خراسانی، آیت الله سید احمد خاتمی و آیت الله محمد عندلیب همدانی استفاده کردم. به مدت شش سال از کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی بودم ــــ همچنین در حوزۀ مشاوره ی خانواده، تربیت کودک، امور جوانان و نیز پاسخگویی به مسائل اخلاقی مشغول فعالیت هستم و در این رابطه هم دارای تألیفاتی هستم.
نوشته های مرتبط :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

مدیر سایت: احمد نباتي
Thumb_141956
ای برادر! پشتیبان «ولی فقیه» باش، اما پیشاپیش «ولی فقیه» بایست و تیرهای زهر آگین دشمن را که به سوی او روانه می شوند به جان خریدار شو ... تنها عافیت طلبان دنیا دوست هستند که عوام فریبانه از «ولایت» و «ولایت مداری» دم میزنند، اما در هنگامه ی فتنه ها و امتحان های سخت، پشت سر ولی فقیه سنگر می گیرند، تا دنیای "فانی" خود را در خطر نبینند!  
ویــژه هـــا
پی گیری پرسش شما
آمار سایت
    عکس های متنوع تصادفی