بسم الله الرحمن الرحیم

برای مشاهد و دانلود فیلم اینجا کلیک کنید. 

زندگی نامۀ حضرت آیت الله خزعلی (حفظه الله) 

ایشان در سال ۱۳۰۴ شمری در شهرستان بروجرد به دنیا آمد و در سن ۱۶ سالگی به همراه خانواده به مشهد مهاجرت کرد.

بعد از اتمام دورۀ دبیرستان وارد حوزۀ علمیۀ مشهد شد و در آن جا مشغول به تحصیل علوم دینی شد.

ایشان در این رابطه می فرماید:  

«پس از اتمام دوره دبیرستان مشغول به کار شدم تا زمانی که رضاخان تبعید شد و زمینه حوزه به وجود آمد.

روزی یکی از افراد خیّر که با من سر و کار داشت و در محلّ کارم بود به من گفت: «فلانی! نمی خواهی طلبه بشوی؟»

من، مثل کسی که گمشده ای داشته باشد و یک مرتبه آن را پیدا کند، شادمان شدم و با جواب قاطع گفتم: «چرا!»

گفت: «صبح ها و شب ها مشغول به تحصیل باش و روزها مشغول به کار.»

کارِ من هم نوشتن فاکتورهای فروش و ثبت و ضبط اموال مغازه ای بود که لوازمِ کفش، مانند میخ، مقوّا و امثال این ها را در آنجا می فروختند.

خلاصه این که من دیدم طلبگی با روح من بهتر می سازد. از این ‌رو، وارد حوزه علمیّه مشهد شدم».


آیت الله خزعلی در بستر بیماری ایشان، بعد از استفاده از اساتید حوزۀ علمیۀ مشهد، در سال ۱۳۲۴ وارد حوزۀ علمیۀ قم شد و در درس خارج آیت الله العظمی بروجردی شرکت کرد.

یکی دیگر از مردان بزرگی که من دیدم حاج شیخ هاشم قزوینی بود که با آیه اللّه‌العظمی سیستانی هم رفیق بود و در قم با هم بودیم و در درس آیه‌اللّه بروجردی حاضر می شدیم که بعد ایشان عازم نجف شد.  

ایشان، در سال ۱۳۳۹ به رفسنجان تبعید شد. و به علت سخنرانی علیه شاه، می خواستند قصد داشتند حکم اعدام صحرای ایشان صادر کنند. اتفاقا برخی از سرمایه داران رفسنجان هم آب به آسیاب می ریختند و قصد داشتند برای ایشان مشکل درست کنند، اما ایشان مقابل آن ها ایستادگی کرد.

بالاخره با توسلی که حضرت آیت الله بروجردی دشات از مخمصه نجات پیدا کرد و به شهر قم برگشت.  

حضرت آیت الله خزعلی می فرماید:  

وقتی مرا از خانه برای تبعید بیرون می بردند، قرآن را باز کردم یک جا آیه منحصر به فردی در قرآن هست که با این قضیّه ما می خواند :

«الَّذینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ إِلاَّ أَنْ یَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِیَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ یُذْکَرُ فیهَا اسْمُ اللَّهِ کَثیراً وَ لَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزیز؛ همانها که از خانه و شهر خود، به ناحق رانده شدند، جز اینکه مى‏گفتند: «پروردگار ما، خداى یکتاست!» و اگر خداوند بعضى از مردم را بوسیله بعضى دیگر دفع نکند، دیرها و صومعه‏ها، و معابد یهود و نصارا، و مساجدى که نام خدا در آن بسیار برده مى‏شود، ویران مى‏گردد! و خداوند کسانى را که یارى او کنند (و از آیینش دفاع نمایند) یارى مى‏کند خداوند قوى و شکست ناپذیر است» (سورۀ حج، آیۀ۴۰)

خیلی مرا دل گرم کرد و من در راه، الطاف خفیّه را آشکارا می دیدم. این جریان به گوش حضرت امام رسید. من نمی‌دانستم که ایشان ضدّ شاه است. ایشان مرا خواست. با خود گفتم: نکند ایشان بگوید: تو یک طلبه هستی، با شاه چکار داری؟ از این رو، من هم خیلی مطالب را نگفتم، بلکه گفتم: چون اینان داشتند سینما می ساختند و می خواستند بچّه ها را فاسد کنند، من هم وارد عمل شدم. دیدم که با رشادت فرمودند: نه! مایه ای در شما هست و این جریان تن به تن ما را با ایشان مرتبط کرد و خاطره من از ایشان این بود. گرچه بعد فهمیدم امام یک کوهِ آتشفشانِ بزرگ است و ما در برابر ایشان یک جرقّه هستیم. از آن پس دل‌داده ایشان شدم.  

ادامه دارد … 

متولد سال ۱۳۵۴ هستم. در سال ۷۶، توفیق پیدا کردم تا در جمع خوبان طلبه حضور داشته باشم و مشغول دروس حوزوی شوم. ـــــ بعد از ده سال مطالعه ی دروس حوزوی، وارد درس خارج حوزه شدم و از محضر اساتیدی چون: آیت الله العظمی وحید خراسانی، آیت الله سید احمد خاتمی و آیت الله محمد عندلیب همدانی استفاده کردم. به مدت شش سال از کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی بودم ــــ همچنین در حوزۀ مشاوره ی خانواده، تربیت کودک، امور جوانان و نیز پاسخگویی به مسائل اخلاقی مشغول فعالیت هستم و در این رابطه هم دارای تألیفاتی هستم.
نوشته های مرتبط :

3 پاسخ به آیت الله خزعلی در بستر بیماری ـ زندگی نامه ـ توصیه به حمایت از رهبری ـ فتنۀ هاشمی رفسنجانی + فیلم

  • سید سعید حسنی حلم

    با سلام.فیلم آیه الله خزعلی هم نگران کننده بود و هم خوشحال کننده. نگرانی از مریضی پیر مرد بصیر انقلابی و خوشحالی از اینکه عمار و حبیب بن مظاهرهای لشگر حق هنوز هستند و راهنمایی میکنند. واقعا مخالفت و یا بی توجهی به این نظام، ظلمی نامتناهی است. با تشکر از شما. روز ۱۴ خرداد(ارتحال امام) بعد از نماز صبح

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ خرداد ۱۵م, ۱۳۹۴ ۲۰:۰۱:

    سلام بر شما
    ان شاء الله که خداوند به ایشان سلامتی روز افزون بده
    و امید که نخبگان جامعۀ ما، همانند ایشان بتوانند نقش عمارگونۀ خود را ایفا کنند و در محضر حضرت بقیۀ الله ـ علیه السلام ـ سر افکنده نباشند.

    [پاسخ]

  • حسن ناصری

    ۵۶ سال دارم در سال ۱۳۵۶ در اهواز و در زمان اوج اختناق پهلوی روی منبر ایشان علیه رژیم با جرات وشهامت سخنرانی میفرمودند هرگز آن شبهای انقلاب را فراموش نمیکنم خداوند به او سلامتی بدهد.

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

مدیر سایت: احمد نباتي
Thumb_141956
ای برادر! پشتیبان «ولی فقیه» باش، اما پیشاپیش «ولی فقیه» بایست و تیرهای زهر آگین دشمن را که به سوی او روانه می شوند به جان خریدار شو ... تنها عافیت طلبان دنیا دوست هستند که عوام فریبانه از «ولایت» و «ولایت مداری» دم میزنند، اما در هنگامه ی فتنه ها و امتحان های سخت، پشت سر ولی فقیه سنگر می گیرند، تا دنیای "فانی" خود را در خطر نبینند!  
ویــژه هـــا
پی گیری پرسش شما
آمار سایت
    عکس های متنوع تصادفی