×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

بسم الله الرحمن الرحیم

سؤال: اگر واقعا غدیر واقعیت دارد و موضوع آن در رابطه با ولایت بوده، چرا خود علی (علیه السلام) هیچ گاه به آن استناد نکردند؟!

جواب: ظاهرا سؤال کننده اطلاع چندانی از منابع روایی ندارد. امیرالمؤمنین (علیه السلام) بارها به موضوع غدیر استناد فرمودند و به آن احتجاج کردند. مثلا در روز شورای شش نفره، در زمان حاکمیت عثمان، در جنگ جمل، در جنگ صفین، در کوفه و … به غدیر استناد فرمودند.

به عنوان نمونه در پاسخ به این سؤال به مناشده ی آن حضرت در کوفه اشاره می کنیم:  

بسیاری از علما و دانشمندان اهل سنت نوشته اند که روزی امام علی (علیه السلام) در جمع بسیاری از صحابه خطبه ای خواند و آن ها را خداوند قسم داد که آیا در روز غدیر حاضر بوده اند با خیر؟ آیا نشنیده اند که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: من کنت مولاه فعلی مولاه»؟!

برخی از صحابه بلند شدند و سخن امام را تأیید کردند، اما در این میان برخی دیگر چشم بر روی این واقعیت بزرگ بستند و حاضر نشدند با شهادت دادن پیرامون موضوع غدیر، سخن امام را تأیید کنند!!!

عبد الرحمن بن أبي ليلي مي‌گويد:

«شهدت عليّاً فى الرحبة ينشد الناس ، فيقول : انشد اللّه من سمع رسول اللّه (صلى الله عليه وآله وسلم) يقول : يوم غدير خم: من كنت مولاه فعلى مولاه ، لمّا قام فشهد، (و لا يقم الاّ من قد رآه)» (علی را در میدان شهر دیدم که می فرمود: شما را به خداوند قسم می دهم کدامیک این سخن را از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را در غدیر خم شنیده است؟ هر کس که من مولای او هستم علی مولای اوست. هر کس که در غدیر بوده و این سخن را شنیده، بلند شود و شهادت دهد)

قال عبد الرحمن : فقام اثنا عشر بدريّاً كأنّى أنظر إلى أحدهم فقالوا: نشهد انّا سمعنا رسول اللّه (صلى الله عليه وآله وسلم) ، يقول يوم غدير خم : ألست أولى بالمؤمنين من أنفسهم ، وأزواجى امّهاتم ؟ فقلنا : بلى يا رسول اللّه . قال : فمن كنت مولاه فعلىّ مولاه ، الّلهم وال من والاه وعاد من عاداه»  (عبد الرحمن می گوید: دوازده نفر از اصحاب بدر بلند شدند و گفتند: ما شهادت می دهیم که از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شنیدیم که در غدیر خم فرمود: آیا من اولای بر مؤمنین از خودشان نیستم؟! و آیا همسران من مادران آن ها نیستند؟! گفتیم: بله یا رسول الله! آنگاه پیامبر اکرم فرمود: هر کس که من مولای اوهستم، علی مولای اوست. خداوندا! دوست بدار هر کسی را که علی را دوست داشته باشد و دشمن بدار هر کس که او را دشمن بدارد)

«إلى أن قال فقام الاّ ثلاثة لم يقوموا فدعا على فأصابتهم دعوته» (راوي مي‌گويد: سه نفر از حاضران در غدير خم در مجلس علي (عليه السلام) حاضر به شهادت نشدند، علي (عليه السلام) در حق آنان نفرين كرد كه هر سه نفر به نفرين آن حضرت گرفتار شدند. (مسند احمد بن حنبل ، ج ۱ ، ص ۱۱۹ ، ط الميمنية بمصر و ج ۲ ، ص۱۹۹ ، ح ۹۶۱ بسند صحيح ، ط دار المعارف بمصر و تاريخ دمشق ، ابن عساكر الشافعى ، ترجمة الإمام على بن أبي طالب ، ج ۲ ، ص۱۱ ، ح ۵۰۶ و كنز العمال ، ج ۱۵، ص۱۵۱ ، ح ۴۳۰ ، ط ۲ ، و فرائد السمطين ، ج ۱ ، ۶۹)

همين احتجاج را به روايت أبي طفيل در اين منابع هم مي‌توان يافت :

مسند احمد بن حنبل ، ج۴ ، ص۳۷۰ ، بسند صحيح ، ط الميمنية بمصر و تاريخ دمشق ، ابن عساكر الشافعى ، ترجمة الإمام علىّ بن ابيطالب (عليه السلام) ج۲ ، ص۷ ، ح۵۰۳ و مجمع الزوائد هيثمى الشافعى ، ج۹ ، ص۱۰۴ ، وصحّحه ، كفاية الطالب ، كنجى الشافعى ، ص ۵۶ ، ط الحيدرية و ص ۱۴ ، ط الغرى ، خصائص النسائى الشافعى ، ص ۱۰۰ ، ط الحيدرية و ص ۴۰ ، ط بيروت و البداية والنهاية لابن كثير الشافعى ، ج ۵ ، ص ۲۱۱ .

جالب اين است كه خود علماي اهل سنت نوشته‌اند كساني كه در آن روز حضور داشتند؛ اما سخن امام (عليه السلام) را تأييد نكردند، مورد نفرین حضرت قرار گرفتند و نفرين آن حضرت هم كارساز شد؛ از جمله :

۱ . أنس بن مالك ، خادم رسول خدا كه اهل سنت براي او اعتبار ويژه ای قائل هستند .

ابن قتيبه دينوري در المعارف مي نويسد: «أنس بن مالك كان بوجهه برص وذكر قوم أن عليا رضي الله عنه سأله عن قول رسول الله صلى الله عليه وسلم اللهم وال من والاه وعاد من عاداه فقال كبرت سني ونسيت فقال له علي رضي الله عنه إن كنت كاذبا فضربك الله ببيضاء لا تواريها العمامة.»

 (أنس بن مالك از ناحيه صورتش مبتلا به مرض و بيماري پيسي شده بود، نقل شده است كه علي ( عليه السلام ) از وي سؤال كرد : تو در غدير خم حديث «اللهم وال من والاه» را شنيده‌اي؟ گفت : من پير شده‌ام و فراموش كرده‌ام . علي ( عليه السلام ) فرمود: اگر دروغ مي‌گويي،‌ خداوند تو را به مرض پيسي مبتلا كند كه عمامه‌ ات هم نتواند آن را بپوشاند. (المعارف ، ابن قتيبة ، ص ۵۸۰ و شرح نهج البلاغة – ابن أبي الحديد – ج ۴ – ص ۷۴ .)

«و روى عثمان بن مطرف أن رجلا سأل أنس بن مالك في آخر عمره عن علي بن أبي طالب، فقال: إني آليت ألا أكتم حديثا سئلت عنه في علي بعد يوم الرحبة ، ذاك رأس المتقين يوم القيامة ، سمعته والله من نبيكم.» (عثمان بن مطرف نقل مي‌كند : مردي از أنس بن مالك در اواخر عمرش از علي (عليه السلام) سؤال كرد، گفت: من عهد كرده‌ ام كه پس از حادثه ی شهادت خواهي علي ( عليه السلام ) در ميدان شهر ، هيچ حديثي را در باره ی وي انكار نكنم، علي (عليه السلام ) سر دسته ی پرهيزكاران در روز قيامت است. به خدا قسم اين حديث را از پيامبر شنيديم.) (شرح نهج البلاغة – ابن أبي الحديد – ج ۴ – ص ۷۴ .)

۲ . بُراء بن عازب:

او نيز در روز مناشده حضور داشت؛ اما متأسفانه همانند أنس، انكار كرد و با نفرين امام چشمانش را از دست داد، تا درسي باشد براي او كه ديگر چشمانش را بر روي حقايق نبندد . (أرجح المطالب ، عبيد اللّه الآمرتسرى الشافعى ، ص ۵۸۰ ، ط لاهور و الأربعين حديثاً ، الهروى مخطوط .)

۳ ـ زيد بن ارقم: او هم به سزای انکار واقعیت چشمانش را در اين روز از دست داد و كور از دنيا رفت. (مناقب على بن أبي طالب ، ابن المغازلى الشافعى ، ص ۲۳ ، ح ۳۳ ، ط ۱ طهران و شرح نهج البلاغة ، ابن أبي الحديد ، ج ۱ ، ص ۳۶۲ ، ط ۱ مصر و ج ۴ ، ص ۷۴ ، ط مصر ، تحقيق محمد ابوالفضل و السيرة الحلبية ، ج ۳ ، ص۳۳۷ .)

۴ ـ جرير بن عبداللّه البجلى: وي نيز از كساني است كه گرفتار نفرين امير المؤمنين (عليه السلام) شد. (انساب الاشراف ، البلاذرى ، ج ۲ ، ۱۵۶ .)

آيا باز هم مي‌توان ادعا كرد كه امير المؤمنين (عليه السلام) حرفی از غدیر و موضوع ولایت به میان نیاورده است؟!   

برگرفته از سایت ولی عصر با اندکی تغییر و ویراستاری

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


question