بازدید کنندۀ گرامی! از حضورتان در سایت هم اندیشی دینی تشکر می کنم.
متأسفانه به علت مشغلۀ کاری فرصت پاسخگویی به سؤلات را ندارم، لطف کنید فعلا سؤالی مطرح نفرمایید.

بسم الله الرحمن الرحیم

خداوند چه کسانی را دوست دارد؟  

برگفته از کتاب پیوند جوان با نماز ـ نوشته مدیر سایت

در طول زندگی، افرادی را دیده ­ام که هیچ کاری با خدا و نماز ندارند، هزار نوع گناه و آلودگی در زندگی خود دارند، اما در عین حال مشکل خاصی ندارند و در رفاه زندگی می­ کنند. ولی پدر و مادرم که عمری دم از خدا می ­زنند و اهل نماز و روزه هستند، همانند آن ­ها در رفاه نیستند و مشکلات خاصی هم در زندگی خود دارند.

نمی ­دانم چه بگویم؟!

یعنی خداوند بی ­نمازها را بیشتر از ما دوست دارد؟!

یعنی عبادت و نماز ما هیچ ارزشی نزد خداوند ندارد؟!

با این اوصاف، چرا باید نماز بخوانم؟! 

مطلبی که مطرح کردم، اشکالی است که ذهن برخی از جوان ­ها را مشغول خود کرده؛ سؤالی است که پاسخ به آن، ثمرات خوبی برای زندگی ما دارد و چشم ­انداز بهتری از زندگی برای ما ترسیم خواهد کرد.

میزان بهره ­مندی از نعمت ­های دنیوی، معیار مناسبی برای سنجش تقرب به درگاه الهی نیست. برخی گمان می ­کنند بهره ­مندی از لذت ­ها و     نعمت­ های دنیوی، نشانه قُرب به درگاه الهی است، و مشکلات و کمبودهای مادی هم علامت خشم خداوند و دوری از رحمت او می­ باشند. چنین نگرش ناقص و نادرستی موجب می ­شود که در زندگی خود دچار اشتباهات فاحشی شویم و در تشخیص مرز میان حق و باطل، دچار سردرگمی شویم. 

تنها معیاری که با آن می ­توان جایگاه خود را در میان آسمانیان شناسایی کرد، عقاید و اعمال ما می ­باشد. ممکن است افرادی از نظر مالی دچار مشکل باشند، اما در عین حال به خاطر عقاید پاک و اعمال صالح خود، مقام شایسته ­ای نزد خدای متعال و آسمانیان داشته باشند؛ همچنین ممکن است افرادی تمکن مالی خوبی داشته باشند، اما در عین حال به دلیل عقاید سخیف یا اعمال ناشایست خود، مقام و جایگاهی در نزد خدای متعال نداشته باشند. 

برخی از مردم به دلیل گناه و انحراف­ هایی که در زندگی خود دارند، مبتلا به غضب خداوند می­شوند و راه آسمان را به روی خود می ­بندند. غضب خداوند ممکن است به صورت ­های مختلفی جلوه­گر شود. ممکن است خدای متعال مال و ثروت زیاد، و در عین حال نامبارکی به آن ­ها بدهد، تا با مشغول شدن به دنیای فانی و فرو رفتن در گناه، از زندگی واپسین خود غافل شوند و در آخرت بهره ­ای نداشته باشند.[۱]

خدای متعال در قرآن کریم خطاب به پیامبر اکرم (صلی ­الله­ علیه ­وآله) می ­فرماید: )فَلا تُعْجِبْکَ أمْوالُهُمْ وَ لا أوْلادُهُمْ إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ بِها فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ تَزْهَقَ أنْفُسُهُمْ وَ هُمْ کافِرُونَ(؛ «و (فزونى) اموال و اولاد آن ­ها، تو را در شگفتى فرو نبرد، خدا مى‏خواهد آنان را به وسیلۀ آن، در زندگى دنیا عذاب کند، و در حال کفر بمیرند!»[۲]

وقتی نزد این افراد از خدا و بندگی او صحبت می­کنیم، با تکبر می ­گویند: «خدا!! ما که نیازی به خدای شما نداریم! خدا یعنی پول! خدا یعنی رفاه و تفریح! خدا یعنی لذت ­های دنیا!»

حتی برخی از آن ­ها که شیفتۀ مال و ثروت خود هستند، در توهم فرو می­ روند و به اشتباه گمان می ­کنند، چنین ثروتی به دلیل جایگاه برتر آن ­ها در نزد آسمانیان و تقربشان به بارگاه خدای یکتاست![۳]

 این مردم زیان ­کار و از خدا بی­خبر، در غفلت هستند که این مال و ثروت، نه تنها راهی فرا رویشان نمی ­گشاید؛ بلکه بیش از هر چیز آن ­ها را از انسانیت و راه خدا دور می ­کند. آن­ ها زمانی به اشتباه خود پی ­می­ برند که کار از کار گذشته و خود را در خُسران و زیان ابدی می ­بینند. وقتی هنگامۀ مرگشان فرا می ­رسد، می­بینند دنیایی که همۀ عمر خود را صرف او کردند و با تمام وجود عاشقش بودند، به یکباره از دست می ­دهند و مجبور هستند آن را با دست خالی و با کوله ­باری از گناه و معصیت، ترک کنند. مرگ برای این افراد، شروع اندوه و پریشانی بزرگی است که پایانی برای آن وجود ندارد.   

به این شیوه از عذاب که خدای متعال راه لذت ­های دنیوی را به روی گناه­ کار باز می­کند، «سنت استدراج» می ­گویند. سنت استدراج یعنی این که خدای متعال ـ با ابزار دنیا و دنیازدگی ـ چنین افرادی را به تدریج از راه هدایت دور و دورتر می ­گرداند، تا آن­که در کیفر اعمال خود گرفتار شوند و جز حسرت و اندوه چیزی برداشت نکنند. 

 با توجه به این مطلب، کاملاً مشخص شد که ملاک برتری در نزد آسمانیان را نمی ­توان در پول و امکانات دنیوی جستجو کرد. تنها معیار برای شناخت جایگاه آخروی خود، تقوای الهی و بندگی خالصانه در درگاه او است.

مشکلات دنیوی مؤمنین، تمرین کوچکی برای مرگ، و یادآوری لطیفی است از لحظۀ دست کشیدن از دنیا. مشکلات دنیا به مؤمن می ­آموزد تا به جای دل بستن به دنیا، به خدای رب ­العالمین که خالق دنیا و آخرت است، دل ببندد. فایدۀ مشکلات دنیوی برای مؤمن آن است که ـ قبل از مرگ ـ پی به ناکارآمدی اسباب دنیا ببرد و با توکل به خدای یکتا، تنها به الطاف ویژۀ او چشم بدوزد.

در جملۀ مشهوری آمده است: «مُوتُوا قَبلَ أن تَمُوتُوا»؛ «بمیرید، قبل از  آن­ که شما را بمیرانند». یکی از مهمترین ویژگی­ های مرگ، آن است که به اجبار، انسان را از تعلقات دنیا جدا می ­کند، و او را به سوی عالم دیگری می­برد. چنین قطع علاقه ­ای ـ که از روی اختیار نیست ـ نه تنها برای کسی کمال محسوب نمی ­شود؛ بلکه در هنگام سکرات موت، برای شیفتگان دنیا، موجب عذابی دردناک خواهد شد. اما کسی که از روی اختیار ـ در عین بهره­ مندی از نعمت ­های دنیوی ـ دل­بستگی خود نسبت به آن ­ها را کنار می­ گذارد و به جای دنیای فانی، به خدای یکتا و اولیای معصومش دل می­بندد، علاوه بر آن که نزد خدای متعال اجر فراوانی دارد، مرگ را هم پلی دوست داشتنی برای عبور از ناخوشی ­های دنیا، و ورود به بهشت زیبای الهی می ­بیند. به همین دلیل است که می ­فرمایند: «بمیرید قبل از  آن­ که شما را بمیرانند!» 

بنابراین، اگر می ­بینید برخی از افراد گناه­ کار ـ به ظاهر ـ مشکلی در زندگی خود ندارند، به هیچ ­وجه در مسیر دین ­داری خود تردید نکنید، و همچون گذشته به نماز و بندگی خود ادامه دهید. 


[۱] . گاهی اوقات هم خدای متعال گناه­ کار را با فقر و نداری عذاب می­کند. برخی از گناه ­ها موجب فقر و ذلت می ­شوند و روزی انسان را تنگ می ­کنند. البته این مطلب بدان معنا نیست که هر فقیری مطرود درگاه الهی است. گاهی اوقات فقر به دلیل گناه است و گاهی اوقات، به دلیل محبت خداوند به بنده­ اش می ­باشد؛ محبتی که برگرفته از حکمت خداوند و شناختی است که از روحیات بنده دارد. چه بسا افرادی که با فقر و مشکلات مالی، پیشرفت و تعالی معنوی بیشتری داشته باشند و بهتر از هر حالت دیگری نردبان ترقی را طی کنند.

[۲] . توبه (۹)، آیۀ ۵۵٫

[۳] . مطلب فوق هرگز بدان معنا نیست که هر کس مال و ثروت داشت، از راه بندگی خدا دور افتاده است. اگر مال و ثروت، موجب غفلت انسان از یاد خدا نشود و زمینۀ تقویت روحیۀ بندگی را در انسان فراهم آورد، مبارک و میمون است. اما اگر مال و ثروت موجب دوری انسان از کمال معنوی خود، و روی آوردن وی به گناه و عصیان شد، نامبارک و غیر میمون بوده و چه بسا چنین شخصی مبتلا به عذاب الهی شده باشد.   

متولد سال ۱۳۵۴ هستم. در سال ۷۶، توفیق پیدا کردم تا در جمع خوبان طلبه حضور داشته باشم و مشغول دروس حوزوی شوم. ـــــ بعد از ده سال مطالعه ی دروس حوزوی، وارد درس خارج حوزه شدم. به مدت شش سال از کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی بودم ــــ همچنین در حوزۀ مشاوره ی خانواده، تربیت کودک، امور جوانان و نیز پاسخگویی به مسائل اخلاقی مشغول فعالیت هستم.
نوشته های مرتبط :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

مدیر سایت: احمد نباتي
Thumb_141956
ای برادر! پشتیبان «ولی فقیه» باش، اما پیشاپیش «ولی فقیه» بایست و تیرهای زهر آگین دشمن را که به سوی او روانه می شوند به جان خریدار شو ... تنها عافیت طلبان دنیا دوست هستند که عوام فریبانه از «ولایت» و «ولایت مداری» دم میزنند، اما در هنگامه ی فتنه ها و امتحان های سخت، پشت سر ولی فقیه سنگر می گیرند، تا دنیای "فانی" خود را در خطر نبینند!  
ویــژه هـــا
پی گیری پرسش شما
آمار سایت
  • بازدید امروز: 877
  • بازدید دیروز: 4596
  • بازدید سال: 1512786
  • کل نوشته‌ها: 1274
  • کل دیدگاه‌ها: 3791
عکس های متنوع تصادفی