بازدید کنندۀ گرامی! از حضورتان در سایت هم اندیشی دینی تشکر می کنم.
متأسفانه به علت مشغلۀ کاری فرصت پاسخگویی به سؤلات را ندارم، لطف کنید فعلا سؤالی مطرح نفرمایید.

سؤال:

سلام.
ببخشید یه سوال داشتم؟

این که میگویید شور و حال و احساسات جوانی را معنوی کنیم و در معنویت قرار دهیم من یه سوال داشتم.

این امر آن وقت احساسات نیست؟ احساسات در کل در همه ی امور چیز خوبی نیست.

بعدا شما میگی این احساسات را در معنویت بگذاریم؟

مگر احساسات از پست ترین چیز ها برای ادمی نیست؟

ببخشید این امر خیلی مرا در فکر برده. لطفا پاسخ دهید. این امر داره منو دیوانه می کنه و جوابشو باید هر چه زود تر بگیرم. خواهش می کنم هر چه زودتر جواب دهید.

خدا خیرتان دهد.

یا حق…

جواب:

سلام بر شما

قبل از هر چیز بابت تأخیر در پاسخ گویی عذر خواهی می کنم. ایمیل برخی دوستان و من حمله حضرت عالی در spam رفته بود و متوجه آن نشده بود.

احساسات، به هیچ وجه از امور پست و بی ارزش انسان نیست. احساسات، یک موهیت الهی است که به بشریت اعطا شده است. منتهی ما باید مراقب باشید که از این موهبت الهی، در مسیر عقل و دین خود بهره گیری نماییم. اگر احساسات در این مسیر باشد، زمینۀ رشد معنوی انسان و تعالی معنوی وی را فراهم می آورد. اما اگر احساسات از چارچوبۀ عقل و منطق خارج شد و در مسیر نفس قرار گرفت، آن وقت است که موجب سرگردانی و گرفتاری انسان می شود. احساسان عقل محور موجب می شود تا بتوانیم مشکلان دیگران را درک کنیم و برای حل مشکل آن ها قدم شایسته برداریم و با خلوص نیت برای آن ها دعا کنیم. البته به اقتضای این که بالاتر از هر خوبی، خوبی دیگری وجود دارد. انسان هر چه در مراتب تقوی و کمال به پیش می رود به تدریج از احساسات فاصله می گیرد و قدم در وادی عرفانی تری قرار می دهد. احساسات عقل محور همانند یک نردبان است که انسان را وارد آن وادی بزرگ تر می کند. پر واضح است که هرگز نباید پیش از رسیدن به آن مرتبۀ مهم، نردبان را رها کرد و خود را در سرگردانی و بلاتکلیفی انداخت.

(به عنوان مثال) یک پدر با احساساتش هم که شده باید فرزندش را دوست داشته باشد. و باید به غم او غمگین و با شادی وی شاد باشد. اگر بخواهیم قبل از رسیدن به مراتب عالیه، احساسات عقل محور را کنار بگذاریم، آن وقت در نظر دیگران فردی خشک، بی عاطفه و خودخواه جلو می کنیم که به حق هم اینگونه خواهد بود.

ان شاء الله که موفق باشید.  

متولد سال ۱۳۵۴ هستم. در سال ۷۶، توفیق پیدا کردم تا در جمع خوبان طلبه حضور داشته باشم و مشغول دروس حوزوی شوم. ـــــ بعد از ده سال مطالعه ی دروس حوزوی، وارد درس خارج حوزه شدم. به مدت شش سال از کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی بودم ــــ همچنین در حوزۀ مشاوره ی خانواده، تربیت کودک، امور جوانان و نیز پاسخگویی به مسائل اخلاقی مشغول فعالیت هستم.
نوشته های مرتبط :