×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

بسم الله الرحمن الرحیم 

 بازدید کننده عزیز شما می توانید سوالات خود را از طریق شماره تماس ۰۹۱۳۶۹۶۵۹۸۳ از طریق شبکه های پیام رسان (ایتا، بله و واتساپ) مطرح کنید. 

مرد مؤمن و صالحی که از خوبان روزگار بود در خواب باغ وسیعی را دید که قصر با شکوهی در آن ساخته بودند. در تعجبّ بود که این قصر زیبا از آن کیست. به او گفتند این قصر متعلّق به حبیب نجّار است. با شگفتی به قصر نگاه می­ کرد که ناگهان صاعقه­ ای در باغ افتاد و همه­ ی باغ و قصر را به آتش کشید.

وحشت­ زده از خواب بیدار شد و متوجّه شد که این خواب رؤیایی صادقه بوده است. فردای آن روز بلافاصله سراغ حبیب نجار رفت و به او گفت: شب گذشته چه خطایی از تو سر زده! او ابتدا کتمان می­ کرد و چیزی نمی­ گفت. امّا در نهایت لب باز کرد و گفت: دیشب با مادرم مشاجره می­ کردم و در حین مشاجره دست خود را به روی او بلند کردم!

عاق والدین بی احترانی مرد صالح خواب دیشب خود را برای حبیب تعریف کرد و به او گفت که چنین مقامی نزد خداوند داشتی، امّا به خاطر عمل دیشب خود همه­ را  از دست دادی. [۱]  

پیامبر اکرم (صلی­ الله­ علیه­­ و آله) چند نمونه از گناهان را نام می­ برند که از کبیره ­ترین گناهان کبیره است. «شرک به خداوند»، «کشتن یک مؤمن» و «عاقّ والدین» از جمله­ ی آن گناهان است.[۲] در روایت دیگری آمده است که اگر کسی والدین خود را محزون کند، عاق والدین شده است.[۳]

والدین هر کس، اساس و ریشه­ ی جسمانی او هستند. کسی که به والدین خود بی­ احترامی می­ کند در واقع خود را بی­ ارزش، و بنیان خود را سُست کرده است. شاید روی همین اساس باشد که در روایات می­ فرمایند: بی­ احترامی به والدین، عمر را کوتاه، و روزی ـ مادّی و معنوی ـ را کم می­ کند. اگر کسی از روی خشم به والدین خود نگاه کند، خداوند او را از حوزه­ ی رحمت خود دور کرده و نمازش را نمی­ پذیرد.» [۴]

از سوی دیگر، کسی که حرمت «رَحِم» خود را نگاه دارد، و والدین خود را «محترم» بشمارد، در واقع به «رحمت» بی­کران الهی وصل شده و بهره­ های مادّی و معنوی فراوانی هم در این راه خواهد برد.

پیامبر اکرم (صلی­ الله­ علیه­ و آله) می­ فرماید: «اگر فرزند نیکوکاری با نگاه رحمت به والدین خود بنگرد، خدای متعال در مقابل هر نگاهش برای وی یک حج مقبول می­ نویسد. و اگر در طول روز صد بار هم این کار را انجام دهد، خداوند هم صد حج مقبول برای وی در نظر می­ گیرد».[۵]

پی نوشت:


[۱] . داستان­ های شگفت شهید آیت الله دستغیب، صفحه­ ی ۱۵۷ (با مختصری تصرّف)  

[۲] . عن النبی (صلی ­الله­ علیه­ و آله): «إنّ أکبَرَ الکَبائِر عِند الله یَوم القیامۀ الإشراک بالله و قتل النفس المؤمنۀ بغیر الحق و عقوق الوالدین». (میزان الحکمۀ، حدیث۲۲۷۱۰)

[۳] . عن النبی (صلی ­الله­ علیه­ و آله): «مَنْ‏ أحْزَنَ‏ وَالِدَيْهِ‏ فَقَدْ عَقَّهُمَا» (من لا یحضره الفقیه، جلد۴، صفحه­ ی۳۷۲)

[۴] . أبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه­ السلام): «مَنْ نَظَرَ إِلَى وَالِدَيْهِ نَظَرَ مَاقِتٍ وَ هُمَا ظَالِمَانِ لَهُ لَمْ تُقْبَلْ لَهُ صَلاةٌ.» (مستدرك‏ الوسائل، ج۱۵، ص۱۹۵)

توجه بفرمایید که این روایت بدین معنا نیست که چنین شخصی نمازش از جهت فقهی قبول نبوده و بدین معنا نیست که باید بعد از توبه نمازش را قضا نماید. بلکه معنای روایت این است که چنین نمازی در نزد خدای متعال پاداش و اجری ندارد و نمی­تواند معراج او باشد. هر چند که نامش در ردیف بی­ نمازها نوشته نشده و به او «تارک الصلاۀ» نمی­ گویند. 

[۵] . قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی­ الله ­علیه­ و آله):‏ «مَا وَلَدٌ بَارٌّ نَظَرَ إِلَى‏ أَبَوَيْهِ بِرَحْمَةٍ إِلَّا كَانَ لَهُ بِكُلِّ نَظْرَةٍ حِجَّةٌ مَبْرُورَةٌ» فَقَالُوا يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ إِنْ نَظَرَ فِي كُلِّ يَوْمٍ مِائَةَ نَظْرَةٍ؟! قَالَ: «نَعَمْ اللَّهُ أكْبَرُ وَ أطْيَبُ». (بحارالأنوار، جلد۷۱، صفحه­ ی۷۳)

  1. محمد

    سلام حاج آقای عزیز
    ببخشید حاجی جان.بنده ۲۲ سالمه ،مربی حلقات صالحین پایگاه مقاومت شدم.می خواستم از شما کمک بگیرم …۱۲ نفر از حلقه صالحین از بنده در خواست کردن که از اعتقادات و توحید برای ما صحبت کن(سن اونها بین ۱۵ تا ۱۶ سال هست)بعضی از بچه ها هیچی نمیدونن یعنی اول راهن…….اما من نمیدونم چطور شروع کنم .از چه کتاب هایی کمک بگیرم که بتونم بهتر براشون توضیح بدم.از شما در خواست کمک دارم.ممنون

    • احمد نباتی

      سلام علیکم .. در پناه حق باشید.. در قسمت کلام و اعتقادات مطلبی را در مورد اثبات خداوند گداشتم.. می تونیداز اون مطالب استفاده کنید. همچنین گفتگو در مورد مطالب اخلاقی بسیار مفید است. مقل توحید، اخلاص در عمل، زیان های ریا کاری و ….

  2. نجمی

    سلام آقای نباتی طاعات و عباداتتون قبول
    الان ک دارم اینو مینویسم اشکم میریزم.برادر کوچیکم بیست سالشه و بخاطر اینکه پدرم ماشینمونو عوض نمیکنه خیلی بی احترامی میکنه.و چون میدونه پدرم خیلی ب مقدسات ارزش قائل هست دست گذاشته رو اون و مدام بی حرمتی میکنه.بخدا دلم خونه.پدر من یهترین پدر دنیاست حقش این نیست شما رو ب خدا قسمتون میدم ب حضرت علی ک شب شهادتش نزدیکه کمکم کنید من تحمل نمکنم این شرایطو… اجرتون با امام زمان

    • احمد نباتی

      سلام بر شما
      همان طور که خودتون هم فرمودید، این کار برادر که خیلی زشته و ایشان نباید چنین کاری رو با پدر داشته باشه.
      شما خودتن سعی کنید از این رفتار برادر درس عبرت بگیرید و بهترین و زیباترین رفتارها و احترام را تقدیم به پدر و مادر کنید.
      همچنین برای برادر دعا کنید و اگر پذیرای سخنان شما هست، گاه و بی گاه و البته به صورت های مستقیم و غیر مستقیم و با تعریف کردن داستان نصیحتش کنید.
      فراموش نکنید که وقتی پدر را نگران و ناراحت می بینید، در طرف مقابل باید وظیفۀ خود را سنگنیت تر ببینید.
      شما باید با لطف و محبت های خود، گرد و غبار ناراحتی و نگرانی را از چهرۀ پدر دور بزنید و او را خوشحال کنید و یقینا اجر بزرگی هم خواهید داشت.

  3. سورنا

    سلام حاج آقا من ۲۳دارم هر چی از پدر و مادرم خواستم برام فراهم کردن ولی چند روزیه بهشون خشم گرفتم از دستم ناراحتن برای جلب رضایتشون چکار کنم از طرفی غرورم اجازه نمیده ازشون معذرت خواهی کنم با توبه حل میشه، چکار کنم اخه دوست ندارم خدارو از دست بدم

    • احمد نباتی

      سلام بر شما / پدر و مادر، بستری برای کنار گذاشاتن غرور و به محک گذلاشتن میزان تواضع انسان می باشند. حد اقل اگر نمی توانید به صورت گفتاری عذرخواهی کنید، سعی کنید عذرخواهی رفتاری داشته باشید. به این معنا که در رفتار به آن ها محبت کنید، به آن ها خدمت کنید و در انجام کارهای خانه پیش قدم شوید. به آن ها کلمات محبت آمیز بگویید و برایشان دعا کنید. البته این رفتار باید شروعی باشد برای این که بتوانید بر هوای نفس خود غلبه کرده و کاملا راحت از آن ها عذر خواهی نمایید.

  4. فرشته

    سلام.من امروز سریک مسئله ای بامامانم حرفم شد.من هیچ بی احترامی به اون نکردم وحتی صداموهم سرش بلند نکردم امااون چون به چیزی که میخواست عمل نکردم وکاری روکه تصمیم گیری راجبش حق خودمه روانجام دادم.واون خیییییییییلی ازدستم ناراحت شد.میگه من توروش وایسادم امامن اصلا همچین قصدی نداشتم.فقط می خواستم کارخودمو کنم.حالامی خوام بدونم حقی بگردنمه یامرتکب گناه شدم.توروخدا زود بهم بگین.خیلی حیاتیه.ممنون

    • احمد نباتی

      سلام بر شما
      بابت تأخیر در پاسخگویی عذر خواهی می کنم
      بله به گردنتان حق است. سعی کنید در هر صورتی رضایت والدین را به دست آورید. حتی اگر مطالبی که مطرح می کنند غیر منطقی هم باشد، باز هم حق بزرگی برای والدین قائل باشید و آن ها را راضی نگاه دارید.
      البته در برخی مسائل بسیار مهم و حیاتی که موجب عسر و حرج است، اطاعت لازم نیست اما در عین حال احترامشان را حفظ کنید. مثلا اگر مادر گفت: “نباید ازدواج کنی” به او احترام می گذارید اما یه گفته اش عمل نمی کنید.
      ول یدر مسائل کم اهمیت و مسائلی که در حد عسر و حرج نیست، باید اطاعت کنید هر چند که به زحمت بیفتید.
      ان شاء الله موفق باشید.

  5. ناشناس

    ۴ماهه ازدواج کرد شوهرم ازدست مادر بررای یه کدورت ناراحته منم بابت اینکه شوهرم ناراحته به مادرم بی احترامی میکنم حتی کارم به بیرون کردن مادرم از خونه کشیده چی کارکنم که مادرم منو ببخشه ؟عذاب وجدان دارم.

    • احمد نباتی

      سلام بر شما
      خواهرم! همون طوری که خودتون متوجه شدید، کار درستی انجام ندادید.
      اگر شوهرتون از مادر ناراحته، شما سعی کنید ضمن احترام به شوهر و محبت به او، رابطۀ خودتون با مادر را حفظ کنید و به او بی احترامی نکنید.
      برای این منظور: می تونید هدیه ای تهیه کنید و برای مادر ببرید و از او بخواهید تا شما رو ببخشه.
      البته از خداوند هم بخواهید که دل مادر رو نرم کنه و همچنین در خلوت هاتون برای مادر دعا کنید.

  6. يا زهرا

    سلام حاج اقا.ميخواستم منا راهنمايي كنيد.من امسال ارشد دادم به خاطر يه مشكلاتي نتونستم خوب بخونم. واقعيتش ذهنم مشغول بود چون نياز به ازدواج داشتم واز طرفي نميتونستم با پدر ومادرم موضوع را در ميان بذارم چون دخترم وخجالت ميكشيدم موضوع را بگم.حالا چون شايد ارشد قبول نشم براي همين پدرم از دستم ناراحت شده.ديگه باهام حرف نميزنه. من الان بايد چيكار كنم؟

    • احمد نباتی

      سلام بر شما
      اگر پدرتان تنها به خاطر قبول نشدن در آزمون ارشد با شما قهر کرده، طبیعتا گناهی متوجه شما نیست.
      البته شما سعی کنید یک طرفه به پدرتان محبت کنید.
      در چنین صورتی شما وظیفه خودتان را انجام داده اید و مشکلی هم متوجه شما نخواهد بود.
      البته شما به نوعی مشکلتون رو با والدین در میان بگذارید.
      مثلا مشکل را به صورت کتبی با مادر مطرح کنید و یا به یکی از نزدیکانی که با او راحت هستید مشکلتان را مطرح کنید و از او بخواهید تا با والدینتون صحبت کنه.
      موفق باشید.

  7. اریا

    سلام من با پدرم دعوا شد چون هی منو سر کوب می کرد می گفت درس بخون منم داشتم درس می خوندم هی می گفت ا الکی با سه من درس نخون ولی من درس می خوندم خیلی بحثمون شد هی فوش می داد منم عصابم خرد شد سرش داد کشیدم دست روش بلند ولی نزدمش فقط یخه گرفتم الانم خیلی ناراحتم می خوام ازش معذرت خواهی کنم باید چی کار کنم

    • احمد نباتی

      سلام.
      آقا آریا همون طوری که می دونید کارتون خیلی خطرناک بوده
      خیلی زود معذرت خواهی کنید و دستش رو ببوسید.
      البته برای این که دیگه مرتکب چنین کارهایی نشوید، نگرش خودتون رو نسبت به پدر عوض کنید
      پیش پدر خودتون رو مثل یک بچه شش ساله ببینید. در این صورت، نه با پدر یکی به دو می کنید و نه این که امر و نهی های پدر براتون سنگین تموم میشه.

  8. زهرا

    سلام اقای نباتی من یه برادردارم ۲۲سالشه مدام به مادرم بی احترامی میکنه وهر اتفاقی که میفته رو از دست اون میدونه مادرم هم خیلی دوستش داره اما دیگه نمیتونه تحمل کنه حتی چندبارم اشکشو دراورده الانم که ازدواج کرده سریه چیز الکی مادزو پدرمو دعواانداخته وبلزم باعث گریش شده من چیکارکنم؟ به نظرشما عاقبت اون چی میشه؟ وظیفه من چیه؟

    • احمد نباتی

      سلام بر شما
      همان گونه که خودتون هم در جریان هستید، برادر شما در اشتباه بزرگی است.
      برای این منظور، به نکات زیر عمل کنید:
      ۱ ـ اگر در میان بستگانتان کسی هست که در جریان رفتار برادر باشه و برادرتان هم روی گفتار او حساب باز می کنه، به او بگویید تا با گفتاری عالمانه برادر را نصیحت کنه.
      ۲ ـ نقش پدر هم در این میان خیلی مهم است. برادر شما از مادر حرف شنوی ندارد، اما به هر حال جایگاه مقتدارنه پدر موجب می شود تا حرف شنوی بیشتری از او داشه باشد.
      روایت های مربوط به بی احترامی به والدین را برای پدر بخوانید و از او بخواهید تا برادرتان را نصیحت کند. وقتی که برادر شما به مادر بی احترامی کرد، لااقل پدرتان باید سویه گیری کند و نسبت به این رفتار برادر واکنش نشان دهد. اگر برادر شما مشاهده کرد که همۀ اعضای خانواده رفتار او را ناشایست می دانند، طبیعتا در رفتار خود تجدید نظر خواهد کرد.
      ۳ ـ احترام به فرزند کار خوبی است، اما احترام بی جا نادرست است. وقتی که برادر توقع نا به جایی از مادر دارد، مادر به جای برآورده کردن برادر او، باید مقابل زیاده خواهی او بایستند و خیلی راحت به او “نه” بگوید. همچنین مادر به هیچ وجه نباید در برابر توقعات بیجای فرزندش خود را گنه کار بپندارد. و به گونه ای رفتار کند که نشان از عذرخواهی باشد!
      ۴ ـ در رابطه با احترام به والدین و عاقبت بی احترامی به آن ها کتابی را تهیه کنید و به برادر هدیه بدهید. به هر حال در خلوت های خود ممکن است سری به کتاب بزند و مطالبی از ان را مطالعه کند.
      ۵ ـ محروم سازی برادر هم یکی از راه کارهای عملی می باشد. البته خیلی خوب است که همه اعضای خانوده در این کار همراه و همگام باشند. مثلا برای مدتی با او سرسنگین شوید و (البته قهر نکنید) بلکه تنها سر سنگین شوید. یعنی جواب او را با سردی بدهید و نشان دهید که دل خوشی از او ندارید.
      ۶ ـ به صور ت مستمر برای او دعا کنید و از خداوند بخواهید تا مشکلش را حل کند.
      موفق باشید.

  9. ناشناس

    سلام خسته نباشيد خانواده من بيشتر اوقات درمنزل غيبت ميكنن چندين بارتاحالا بهشون گفتم غيبت نكنيد ولي اونا اصلا توجه نميكنن وميگن حقيقته غيبت نيست ،حالا من چكار كنم هردفعه كه غيبت ميكنن بازم بايدتذكر بدم يانه واقعا خسته شدم چون واقعا بي فايده ست

  10. یه اشغال

    سلام.من ۲۴ سالمه و الانم دارم اینارو میگم به خدا روم نمیشه و میدونم تا به حال ادمی به کثافتی من مواجه نشدین.من امروز با بابام جرو بحث کردم واون منو نفرین کرد منم روش دست بلند کردم ۳ تا مشت بهش زدم یه دونشم زدم به گردنش و این کارو من چند ساله انجام میدم ولی بعدش پشیمون میشم هر دفعه قول میدم که دیگه نکنم این کارو ولی پدرم یه حرفایی به ادم میزنه که ادم اعصابش خورد میشه میدونم که نفریناش میگیره دامنمو یه روزی بچه ی منم منو کتک میزنه ولی میخوام دیگه این گناهو انجام ندم. بابام شغلش معلمیه ولی اصلا با من خوب تا نمیکنه همیشه تو جمع ابرومو برده و اشتباهاتمو به رخم کشیده ویه سری اخلاقیات منفی دیگه که نمیخوام بگم.مادرم و خواهرام بهم میگن بابام به خاطر مشغولیت ذهنی که تو مدرسه داره اینطوریه ولی من بهشون میگم که شغلش معلمیه و باید بدونه با ادم چطور برخورد کنه.همیشه مثال بچه های دیگرو واسم میزنه و میگه فلان کس اینکارو کرده. به قران خیلی حالم خرابه.

    • احمد نباتی

      سلام بر شما
      با توجه به این که مورد شما مشاوره ای است، بعد از هماهنگی پیامکی، با بنده تماس بگیرید. (بعد از ظهرها پاسخ گو هستم)
      ۰۹۱۳۶۹۶۵۹۸۳

  11. شیدای شهدا

    سلام.
    حاج آقا من به دلیل مسایلی کمی افسرده و عصبی شدم. به همین خاطر زود سر مادرم داد میزنم. یعنی وقت هایی که حرف غیر منطقی میزنه و ناراحتم میکنه. البته به چند دقیقه نمیکشه که میرم دستش رو میبوسم میگم ببخشید مامان. اما ازین رفتارم خیلی بدم میاد. چیکار کنم که هیچوقت صدام رو مادرم بلند نشه تا بعدش عذاب وجدان نگیرم؟ هروقت صدام رو مادرم بلند میشه تو نمازم هیچ حسی ندارم و خدا رو از خودم دور میبینم. خواهش میکنم بهم بگید چطوری رابطه مو با مادرم اصلاح کنم که وقتی حرف غیرمنطقی میزنه و توقعات نا به جایی ازم داره بازم عصبانیم رو کنترل کنم وخودمو نوکر مادرم بدونم و سرش داد نزنم؟ از این موضوع خیلی ناراحتم. چون خیلی مامان و بابامو دوست دارم و همیشه دعا میکنم اگر قراره خدایی نکرده اتفاق بدی براشون بیفته اون اتفاق برای من بیفته تا درد ورنج اون ها رو نبینم. اگر خواهر یا برادرم سر مادرم داد بزنم من عصبانی میشم و باهاشون برخورد میکنم. اونام میگن تو که خودت سر مامان داد میزنی! البته من از همه شون کوچیکترم. اونا خیلی بیشتر از من به مادرم احترام میذارن البته. و فقط من بدم… تو رو خدا بهم کمک کنید تا رابطه م با مادرم سرشار از احترام بشه تا دیگه برای بوسیدن پاهاش و اینکه باهاش با تواضع و مهربونی رفتار کنم و ازش اطاعت کنم خجالت نکشم..خیلی ذهنم مشغوله تو رو خدا کمکم کنید..

  12. محمود

    من مشکلی با پدرم ندارم ولی به مارم بی احترامی میکنم پدرم همیشه مرا دعا میکنه واز من راضی هست ولی مادرم مرا نفرین میکنه من موندم زندگی خوبی در انتظارمه؟لطفا وخواهشا جوابمو بدین

  13. فاطمه

    سلام پدرم چندسالیه مریضه شش ماه پای چپش حرکتش کم شده کاهی بی حرکته از بهمن ۹۲ شبانه روزی مراقبت میکنم بحز من دوپسر ویک دختر داره خواهرم ایران نیست ولی پسرا هستد از پدرم خسته شدم کاهی عصبانی میشم وبهش تندی میکنم میگم ازت خسته شدم وگذشته عذاب اوری که خودش برام تهیه کرده بود رو تکرار میکنم بعداز فوت مادرم من وخواهرم وبخاطر اینکه زن بگیره ازخونش بیرون کرد حالا من که خانه ای بمشقت فراوان خریدم ومیخوام راهت باشم پدر اینطور شده چیکارکنم

    • احمد نباتی

      سلام بر شما
      با بنده تماس بگیرید.
      ۰۹۱۳۶۹۶۵۹۸۳

  14. آذین

    سلام..این درسته ک چون مادر بچه زاییده حق داره هر بی احترامی به بچش بکنه؟هرچی تو خانوادمون اتفاق میفته مادر من به خواهراش میگه..میگه دخترم بهتون یا بچتون فلان بی احترامی یا حرف زد..کلی تهمت و حرفای نارو و خیلی زشت میزنه..من۲۳سالمه دست روم بلند میکنه..مگه تحمل ما بچه ها چقدر؟

  15. آذین

    به سوالم جواب بدیدد

  16. میترا

    سلام ،من گاهیی اوقات سر مسعله هایی با پدر و مادرم جر و بحث میکنم،خودم میدونم کارم خیلی اشتباهه ولی موقع عصبانیم نمیتونم خودمو کنترل کنم و صدامو بلند میکنم و بهشون بی احترامی میکنم،اونا هم از،دستم ناراحت میشن مخصوصا مادرم ،میخواستم بدونم این کار من باعث خشم خدا میشه؟؟ باعث میشه که دیگه منو نبخشه و تو زندگیم بلا نازل کنه؟؟ چیکار کنم که تو عصبانیت بتونم خودمو کنترل کنم؟؟؟

  17. زهرا

    سلام.طاعات و عبادتتون قبول باشه.
    راستش من یه دختر ۱۷ ساله هستم.تازه فهمیدم که در قلبم هیچ آرامشی وجود نداره.اصلا یه حالت خیلی بدی بهم دس میده.احساس میکنم خدا با من قهر کرده که به من محبت نمیکنه.من اکثر واجبات م رو انجام میدم.ولی احترام به مادرم….
    میدونم فاجعه ی بزرگی برام هستش.
    ولی خیلی سخت.حاجاقا اصلا یه حالت گم دارم نمیدونم چی درسته چی غلطه یعنی میدونما ولی…
    مشکلات روحیم خیلی زیاده و من خیلی عذاب میکشم و نمیتونم همشو الان بگم.اگه میشه راهنماییم کنین

  18. یه دختر مهربون

    با سلام من یه دختر سیزده ساله هستم. تک فرزندم بعضی وقتا به خاطر این که تنهام ناراحت میشم ولی به پدر و مادرم بی احترامی نمیککنم شبا وقتی می خوام بخوابم به خاطر مشکلاتم گریه می کنم. راستش من پدر و مادرمو مامان بابا صدا نمیزنم یعنی هیچی صدا نمی زنم فقط پدر و مادرم نیستن کل فامیلو. من خیلی خجالتیم می ترسم تو اینده دچار مشکل بشم مثلا مادر شوهرمو مامان صدا نزنم و اونم ناراحت بشه من جز مامان بابام کسی رو ندارم فقط این خجالت کشیدنم باعث میشه ناراحتشون کنم اونا هم به جز من کسی رو ندارن که مامان بابا صداشون کنه من همه ی حرفامو به مامانم میگم ولی در مورد مامان گفتن خجالت می کشم کمکم کنید یعنی نمازام قبول نمیشن برام گناه میشه

  19. یه دختر مهربون

    اگه میشه زودتر جواب بدین خب لحظه ها زود می گذرن و گناه برای من زیاد نوشته میشه

  20. پریسا

    سلام حاج اقا نباتی خسته نباشید. پدر و مادر من خیلی بی احساس شدن. یا پدرم بعد از سرکار که ساعت دو و نیم میاد خونه بعدش ساعت چهار و نیم میره بیرون درست ساعت هشت و نیم میاد واسه شام خودش به بهانه ی درست کردن ماشین میره درسته ماشینمونم خراب میشه ولی اخه تا کی ماشین زندگی نداره میره واسه ماشین از اون طرف مادرم بعد از اون که یاعت پنج باشه با همسایه ها میرن حرف بزنن یا یه چیزی بخرن منم نمیرم که یه دفعه ای نظر بدن و یه بلایی سرم بیاد همین چند روز تابستون پیش اومده این اتفاقات منم که تعطیلم تا ساعت یازده می خوابم بیدار میشم می بینم مامانم نیست اون صبح هم میره پیش همسایه ها دیگه از همسایه ها بدم میاد یعنی بی محبتی انقدر. راستش دو روزه کیف می خوام بخریم ولی با این وضع برای کیفم وقت نشده تو رو خدا کمکم کنید چه جوری به این وضع پایان بدم تورو خدا جون هرکی دوست دارین زودتر جواب بدید تو رو خدا

  21. پریسا

    راستی بعضی وقتا سر مامانم جیغ میکشم که نره پیش همسایه ها ولی میره

  22. علیرضا

    سلام خسته نباشید.من یه مشکلی دارم که واقعا اذیتم میکنه و فکر میکنم که آدم بدی هستم.پدر من یه آدمی هستش که خیلی حساسه و گاه و بی گاه سر مسائل خیلی کوچیک با هام بحث میکنه و منم تا میخوام توضیح بدم که چرا این کار شده عصبی میشه و شروع میکنه به من فحش دادن.(به خدا قسم من فقط با صدای آروم میخوام بهش توضیح بدم ولی اون عصبی میشه)آخرش هم که من با شنیدن فحش هاش اعصابم خورد میشه ولی کاری انجام نمیدم فقط صدام رو بلند میکنم و پدرم هم به حرفاش ادامه میدهو منم از جمع میرم بیرون.مادرم هم میگه که باید پدرمه و به گردنم حق داره.

  23. زینب

    سلام دیگه نمیدونم چیکار کنم حتی ب مرگمم راضیم رفتارم با پدرومادرم خوب نیست همیشه باهاشون دعوا میکنم اصلا درکم نمیکنن فقط سرکوفت و تحقیرم میکنن نمیخوام اینجوری بشه ولی اعصابم خورد میشه صدامو بلند میکنم حتی تو این دعوای تازگی با بابام دعوا شد زدم تو صورتش برا بار اول اینکار زشتو کردم خیلی پشیمونم ولی غرورم اجازه نمیده برم معذرت بخوام دیگه واقعا بریدم

  24. قادری

    من یک مادر هستم دارای دو دختر با زحمت زیاد بزرگشون کردم با نداری گذاشتم درس بخونن ولی اونقدر دلم را شکستن که نمیدونم چکنم الان دست و پام شکسته توی خونه افتادم یک روز اومدن سرم فریاد کشیدن و رفتن دختر بزرگم گفت یک دفعه دیگه به من زنگ بزنی پاشنه دهم را میکشم هر چی بیاد بهت میگم از شما میپرسم آیا این بچه ها خیر میبینن خدا ازشون میگذره من هم حلال کنم خدا حلال میکنه

  25. فرشته

    سلام.دختری۲۷ساله ام ازکودکی مبتلا به خفیف ترین نوع صرع هستم که فقط خونواده مطلعندراستش مادروبه خصوص پدرم دردرمان من غفلت کردن حتی باوجوداینکه این بیماری ارث پدرم بودتاجایی که دکترم گفت اگرقبل ازبلوغ پیگیری جدی میشداین نوع صرع درمان میشدحالااینابه کنارمن فرزنداخرم با۴برادرو۲خواهر۳برادرو۱خواهرم تربیت معلم درس خواندندمتولددهه۴۰و۵۰اندویک برادرم که تمایلی به تحصیل نداشت خواهرقبل من باابتلابهوسواس وافسردگی بعد۴سال دانشگاه سراسری قبول شد ومن که ازلحاظ درسی ممتازبودم برخلاف خواهرم بعد۴سال هم نتوانستم سراسری پذیرفته وبااصرارمادرم وباکمربندزدن پدرم راهی دانشگاه پیام نورشدم چون نمیخواست برام هزینه کنه تمام بی احترامی های من به پدروبخصوص مادرم ازشروع ۱۸بودمن که شب هاباچادرنمازمادرم میخوابیدم کارم به جایی رسید که یقه مادرمو ازفرط عصبانیت میگرفتم زندگی من پرشدازتحقیر.پدرمن که میتونست منوهمون سال اول بفرسته دانشگاه ازاداین کارونکردحتی باوجودشرایط جسمی که خبرداشت ۲سال افسردکی اقدام به خودکشی بیماری وسواس وازدست دادن اعتمادبنفس وپرخاشگری شد نتیجه غفلت پدرومادرم الان هم نه بخاطرمشکلم بلکه به خاطرشرایطی که بابام توشهرستان کوچیک درست کرده وشکل روستایی زندگی کردن بابام من نتونستم ازدواج کنم تفکراتم بامحیطوپدرومادرم خیلی فرق داره این درحالیه که خواهروبرادرام اول زندگی ازاینجارفتندوزندگی کاملا امروزی دارندپدرومادرم این شرایط روباتوجه به سنشون که۷۰دوست دارندولی من دارم تلف میشم وهفته دوسه باربه مدت۸ساله سرشون بخصوص مادرم دادمیزنم وچنددقیقه بعدپشیمون میشم بماندکه منومحتاج خواهروبرادم هم کردندو….پدرم ادم خودخواه وغافلیه ومادم بنده خداغافل وپاسوزمنوبابام چه کنم خسرالدنیاوالاخره نشم؟

  26. حسن

    سلام من یه خواهر کوچیک تر از خودم دارم که اصلا نمیتونیم به هم بسازیم گاهی وقتا با هم دعوامون میشه و پدر ومادرم فقط منو مقصر میدونن و سبب میشه که باهاشون دعوام بشه ولی بعدش خیلی پشیمون میشم فکر میکنم با این کارم دیگه بعد از این زندگیم تباهه پدرومادرم واسه من هچی کم نذاشتن منم خیلی دوسشون دارم و تحمل ناراحت بودنشون رو ندارم لطفا کمکم کنید

  27. اذين

    با سلام

  28. ali

    امروز روز شهادت امام جواد برهمه تسلیت باد برای مریضهای عصبی و افسردگی دعا کنید.ان شالله

  29. ف

    سلام من خیلی پستم
    من پدرمو که خیلی ساده وخوب و مظلوم بود به خاطر یه سری از مسایل نفرین کردم و نفرینم بعد از چند سال دقیقا همونطوری گرفت.پدرم فوت شد
    من ازون روز داغون و افسرده و شدم و کاملا پشیمون
    نمیدونم چیکار کنم
    حاج آفا کمکم کنید یه ثانیه آرامش ندارم

    • احمد نباتی

      سلام علیکم
      نفرین، به خودی خود اثری نداره و این خدای متعال است که نفرین ها را مستجاب می کند. پر واضح است که اگر نفرینی به حق نباشد، مورد اجابت قرار نمی گیرد و هیچ تأثیری هم ندار.
      بنابراین، فوت پدرتون ارتباطی با نفرینتون نداره.
      البته به خاطر این که پدر را نفرین کردید، باید اشتغفار کنید و از این به بعد، دعاگوی پدر باشید و وظایفتون رو در قبال ایشان انجام بدید.

  30. محمد جواد

    سلام .خسته نباشید ی سوال دارم من میخوام ازدواج کنم و ی مادر تنها دارم خودشم مستجره میخوام ازدواج کنم ولی دخترهای الان با مادر شوهر زندگی نمیکنن من نمیتونم مادرم رو تنها بزارم تنهایی برای سلامتی و روحیش خوب نیست حتما باید یک نفر ازش مراقبت کنه برادرام ازدواج کردن و حاضر نیستن مادرم رو نگه دارن منم دلم میخواد ازدواج کنم چون به گناه افتاد .به خدا دارم دیونه میشم احساس میکنم خدا میخواد من تو گناه باشم خسته شدم

    • احمد نباتی

      سلام بر شما
      اول باید ببینیم که مادر شما تا چه اندازه نیاز به مراقبت دارد.
      به هر حال حتما به خواستگاری بروید و ازدواج را به تاخیر نیندازید. اگر هم دختر خوبی را برای زندگی پیدا کردید که حاضر به زندگی در کنار مادرتان نبود، می توانید نزدیک مادرتان خانه بگیرید و سپس در کنار زندگی خود، وقت مناسبی را هم به مادر اختصاص دهید.
      به هر حال اگر عاقلانه رفتار کنید خداوند هم دست شما را می گیرد
      اما اگر افر اط و تفریط کنید دچار مشکل خواهید شد.

  31. parisa

    سلام..من پدرومادرمو خیلی دوست دارم و باهاشون خوب برخورد میکنم اما وقتایی که عصبانی میشم ناخودآگاه سرشون داد میکشم مخصوصا پدرم.چون هردومون میخایم حرف حرفِ خودمون باشه وبخاطرهمینم خیلی اذیت میشم.هرموقع باپدرم دعوامممیشه شروع میکنه به فحاشی ومن نمیتونم ساکت باشم وشروع میکنم دادوبیداد..حتی پدرم خیلی وقتا منو تو جمع خورد میکنه وبرعکس بقیه فامیل که همیشه ازبچه هاشون تعریف وتمجید میکنن پدرمن اینکارو نمیکنه یا اگرم تعریفی بکنه که موفقیت من باشه پز خودشو میده وازلحاظ شخصیتی هیچ وقت بزرگم نکرده بلکه کوچیکم کرده..من توجمع بی حرمتی نمیکنم بهش ولی وقتی تنهامیشیم میگم این کارت درست نیس واونم شروع میکنه به زدن حرف های تکراری که من درست میگم وازاین حرفا.این موضوع داره دیوونم میکنه..نمیدونم چکار کنم..دیروزم توجمع منو خورد کرد جلوی کسی که نمیخاستم اینکارو کنه وشب باهم دعوامون شد ومن تودلم مدام میگفتم ازهمتون متنفرمو حالم ازتون بهم میخوره..ولی امروز صبح بخاطرحرف هایی که زدم پشیمونم و طلب بخشش ازخدا کردم..بااینکه پدرم میدونم عادتشو هیچوقت ترک نمیکنه ولی میخام بدونم اگه ناخواسته سرشون داد بکشم و طلب استغفارکنم و بعدا ازخودشون معذرت بخوام خدامنو میبخشه؟؟

    • احمد نباتی

      سلام بر شما
      اگر استغفار کنید و از پدرتون عذرخواهی کنید و دلش را به دست آورید، خیلی خوب است. اما به هر حال گناه اثر خودش را در انسان می گذارد. اثری ک هشاید به راحتی قابل پاک کردن نباشد.
      بهتر است که تمرین کنید تا در مقابل رفتارهای پدرتان این گونه واکنش نشان ندهید. برای این منظور:
      معنویت خود را بیشتر کنید. توچه بهتری به نماز کنید و مشغول یاد خداوند باشید. با یا نکار سعۀ صدر شما بیشتر می شود و صبر و شکیبایی شما افزون می گردد.
      به جای فکر کردن به وظیفۀ پدر، به فکر وظیفۀ خود باشید.
      همواه توجه کنید که این پدر نیست که شما را خورد می کند، بلکه خود انسان و اعمالش است که او را خورد می کند. اگر در برابر گفته ای ناروای پدر شکیبایی کنید، خداوند شما را عزیز می کند(ان العزۀ لله جمیعا) اما اگر شکیبایی را از دست بدهید و گفتار و رفتار ناروا داشته باشید، همین گفتار و عکس العمل ناب ه جای شماست که موجب ذلت و کوچکی شما خواهد شد. (تعز من تشاء و تذل من تشاء)
      در موارد عادی تلاش کنید که عادت “حرف، حرف خودم باشه” را کنار بگذارید؛ یعنی از حرف و خواستۀ خودتان به خاطر دیگران کوتاه بیایید و سعی کنید به جای تمرکز بر روی این شعار، فکر و اندیشۀ خود را رشد دهید و به مطالب ارزشمند و واقعی نیندیشید. مثلا فکر کنید که حاللا فرض کن حرف، حرف کن شد. که چی؟! آیا چیزی به شما افزوده می شود؟! آیا نزد آسمانیان عزیزتر می شوید؟! خیر. پس باید به چیزهایی فکر کنید که برای شما ارزش و اعتبار واقعی است. به فکر گناهان خود باشید. به فکر عبادت های خود اباشید. به فکر نوع رابطۀ خود با دیگران باشید.
      به عبارت دیگر وقتی دیگران عزت و ارزش خود را در این می دانند که حرف، حرف خودشان باشد، شما عزت و ارزش خود را در این بدانید که خوب بندگی خداوند را بکنید و وظایف خود را به نحو احسن انجام دهید.
      (اینکه سؤال و جواب شما)

  32. مریم 35ساله از کرج

    سلام خسته نباشید پسری دارم شانزده ساله که خیلی زیاد به من و پدرش بی احترامی میکنه همیشه در حال بهانه گیری است مثلا سر سفره ببینه یه غذایی باب میلش نیست یه دفعه محکم میزنه زیر گوش من یا پدرش من هم خیلی ناراحت میشم و همش دارم نفرینش میکنم ولی از یک طرف هم دوست دارم عاقبت به خیر بشه من و پدرش خیلی از این رفتار پرخاشگری و تندش ناراحتیم و غصه می‌خوریم یه راهی رو جلوی پای ما بگذارید برای بهتر شدنش

    • احمد نباتی

      سلام بر شما

      با توجه به مشاوره ای بودن پرسشتان بهتر است که با همسر خود به یک مشاور مذهبی مراجعه فرماید.

      در گام اول باید ریشه یابی شود که چرا پسرتان اینگونه شده؟
      شاید از ابتدا توقع پسرتا ن را زیاد کرده اید و سعی کرده اید تا به همه خواسته های درست یا نادرست وی پاسخ گویید.
      شاید جایگاه مادری و خصوصا پدری را به او تفهیم نکرده اید و در خانه، او را در حدد خود و بلکه بالاتر از خودتان دانسته اید.
      شاید همسر شما در موجهه با فرزند به جای محبت ـ اقتدار، تنها به محبت اکتفا کرده و اقتدار پدری که مهمترین ابزار مدیریتی اوست را به کار نبرده است.
      به هر حال مطالبی که عرض کردم احتمالاتی است که باید مورد بررسی قررا گیرند
      در گام دوم، باید مشخص شود که چه نوع واکنشی را در مقابل رفتار پسرتان داشته باشید.

      آیا پسرتان بیماری خاصی دارد؟!

      آیا از چیزی رنج می برد؟!

      اخلاق و روحیات شما چگونه است؟!
      واکنش شما در برابر بی احترامی فرزندتان چیست؟!
      این پرسش ها و پرسش های دیگری که در این باب است باید در جلسۀ مشاوره روشن شود تا بتوانید به راه کار مناسب دست یابید.

      موفق باشید

  33. m

    سلام٬من امروز بامادرم جرو بحثم شد هرکاری کردم نتونستم خودمو کنترل کنم باهم درگیر شدیم واقعا دلم نمیخواست بهش آسیبی برسونم ولی وقتی شروع کردم به زدن دیگه توان نداشتم چنگ زدم رو دستش واقعا مادرم خیلی بد صحبت میکنه باهام هرچی به شوخی گرفتم ول کن نبود آخه همیشه ما بچه هام که نباید رعایت مادر پدرارو بکنیم یه خوردم اونا رعایت مارو بکنن هرموقع از جایی پر میشن سر ما خالی میکنن ٬هرموقعم باهاش دعوا میکنم میره دعوارو میندازه تقصیر من بابام میندازه به جونم واقعا دیگه بریدم…الانم غرورم اجازه نمیده ازشون معذرت بخواهم چون واقعا تقصیر کار نبودم…

  34. رضا

    استاد گرامی باعرض معضرت بنده الان بیش از بیستا چهارساعته مرتب چک میکنم ولی شما هنوز چک نکردید مطمعن هستم که سرتان شلوغ است معضرت میخواهم چون عجله میکنم ولی به اسم خداوند زیبا حالم بد خراب است امروز خواستم ازمادرم معضرت خواهی کنم رویش را ازمن گرفت وازخانه رفت بیرون درتلگرام خواستم معضرت خواهی کنم پیام منا خواند ولی فورا بلاکم کرد هردوخطم را

  35. سعید.

    سلام حاج اقا واسه من ی مشکلی پیش اومده که نمیدونم چطوری حلش کنم.اذتون کمک میخوام حاج اقا.ممنون میشم حاج اقا راهنماییم کنید.

    من بهمن ۹۵ نامزد کردم.تمام اتفافاقتی که قبلش برام رخ داده بود رو واسه نامزدم بیان کردم تا از گذشتم در جریان باشه.من فقط ی موضوع رو نتونستم بگم به نامزدم ولی ی چند وقتی هستش که متوجه شده ولی حرف منو باور نمیکنه.قبلش ی خانومی چندتا پی ام داده بود به گوشیم که وانمود کرده بوده که با من دوست بوده در صورتی که هیچ رابطه ایی نبوده.دلیل اون پی ام خانوم رو هم واقعا نمیدونم.فقط قبلش تو ی گروه تلکرام بودم که این خانوم ی مشورت خواستن از اعضای گروه و منم راهنمایی کردم.موضوع این خانوم این بود که تازه وارد مجازی شده بود در صورتی که همسر و بچه هم داشت.خواست بدونه که آیا مجازی خوبه یا ن.
    منم گفتم ک مجازی اکثرا سو استفاده میکنن مخصوص تو‌گروه ها.با حرفای عاشقانه خانوما رو خام میکنن و سو استفاده میکنن.ایشون هم خب لفت داد و رفت.بعد چند وقت پی ام داذه بود.دقیقا زمانی ک گوشیم دست نامزدم بود.این موضوع تا حدودی ثابت کردم.شکایت خواستم بکنم پیگیری نشد.پرینت تماسامو گرفتم و خیچ تماسی از شماره اون خانوم تو گوشیم نبود.خب تا حدودی قانع شده بود نامزدم.
    فقط موضوع مهم اینجاست که من ۳ ماه قبل نامزدیم ی خانوم باهام تماس گرفتن واسه کمک خواستن از لحاظ مالی.سرطان داشتن این خانوم.راستشو بخوایین من قبلا به کودکانی که مبتلا به سرطان بودن کمک میکردم.از بقیه در خواست کمک میکردم واسه خرج هزینه های این کودکان تا مشکلاتشون برطرف بشه.ازین موضوع هیچ کسی با خبر نبود.چون من فقط در راه رضای خدا اینکارو میکردم.دوست نداشتم مردم بفهمن و بگن داره خودشیرینی میکنه یا از خودش تعریف میکنه یا هرچیزی دیکه.حتی با بیمارستان هم هماهنگ کردم و تاکید کردم که پدر و مادر این کودکان متوجه نشن که هزینه ها از کجا میاد.در هر صورت این راه رو پیش رو کرفته بودم.تا اینکه این خانوم با من تماس گرفتن.گفتن که شوهرش زندانه.و بابا نداره و از لحاظ مشکلات مالی خیلی در سطح پایین هستن.منم خب تحقیق کردم و دیدم که اره اوضاع مالی خوبی ندارن و همونجور که گفته بود باباش فوت کرده بود و ی مامان مسن سال داشت.خب اولش من قبول نکردم از حرف مردم ترسیدم که نگن دوسته یا نمیدونم رابطه برقرار میکنن یا هر چیز دیکه.چون واقعا دیگران خیلی حرفا میزن.بعضیا فکراشون مثبت و بعضیا منفی.من از وقتی که به این خانوم جواب ن گفتم.دو هفته بعدش ی خوابی دیدم.که صلاح میدونم که ادامشو اینجا نگم.چون خوابم خیلی خواب خاص و مهمی بود.من بخاطر همین خوابم نتونستم که ماجرای این خانوم رو برای نامزدم بیان کنم.
    الان خواستم ببینم ک میشه من مستقیما با حاج اقا نباتی صحبت کنم و خوابمو بهشون بگم تا راهنماییم کنن.من نامزدمو دوستش دارم و دوست ندارم بخاطر این موضوع نامزدمو از دستش بدم.خواهشا اکه میشه ی شماره تماس بهم بدین که من بتونم مستقیما با حاج اقا نباتی صحبت کنم .ممنون میشم.
    تشکر

  36. زهرا

    سلام حاج آقا من ۱۸سالمه ولی به خاطر افسردگی شدیدی که دارم خیلی رنج میکشم ویجورایی پیر شدم من اذ پدرم مثل برادرام متنفرم دلایل زیادی داره مهم تراز همه اینکه زندگی برادرامو ار روی عمد نابود کرده ذره ای مارو دوست نداره برادرام هیچ امیدی واسه زندگی ندارن درست مثل من ولی همه درد من شادی اوناست که در حسرتش اند به خاطر کارهای پدرم داریم ذره ذره آب میشیم اما براش مهم نیست من تو زندگیم خیلی تنهام والبته خیلی پرخاشگر یه لحظه داغ میشمو دیگه از رفطارم چیزی نمیفهمم بامادرم دعوا میکنم میزنمش فحشش میدم اما مقصر پدرمه فقط برای این که خودمو خالی کنم و غمباد نگیرم کسی نیست که آرومم کنه دست خودم نیست کمکم کنید جواب دهید

  37. سعید.

    سلام.چرا جواب منو نمیدید‌.مسئله مهمیه خواهشن کمکم کنید

  38. زهرا

    سلام من ی دختریم که خیلی زود عصبی میشم مامانمم اینو میدونه ولی همیشه باهام لج میکنه رفتارای بچگونه از خودش نشون میده به قولاش عمل نمیکنه حرفاش حرف نیست همش میگه اینکارو میکنم ولی انجام نمیده از بقیه ناراحته همیشه سر من خودشو خالی میکنه بهم فش بد میده و بقیرو میزنه تو سر من منم زود عصبی میشم نمیتدنم احترامشو نگه دارم تروخدا کمکم کنید چکار کنم من بنظر شما

  39. امیر حسین

    سلام من ی اشتباه خیلی بزرگ تو خانوادم کردم میخاستم بدونم اگر والدینم اونو بفهمن من چطوری از دلشون دربیارم این اشتباه شاید بد ترین اشتباه باشه ی راه حلی بگید من استرسم دارم ک بفهمن وقتی فهمیدن چطور کاری کنم ک دیگه از من خیلی خیلی دل سرد نشن؟

  40. نیلا

    سلام پدر مادر من هر دوتاشون سرکار میرن با پدرم کمی مشکل دارم ولی با مادرم هروز دعوا داریم تو خونه با این ک شانزده سالمه ولی من را کتک میزنه جلوی فامیل هایمان همیشه مرا بد میکند حتی کاری کرده که پدرم هم کم کم دارد مثل او میشود یک خواهر کوچک تر از خودم دارم که کمی کم خون است برای همین همیشه با او مهربان است حتی بدون اینکه من بفهمم برای مدرسه اش خوراکی میخرد پول خرجی هفتهای حداقل پانزده هزار تومن میدهد تو رو خدا کمکم کنید آنقدر خستهام که چند بار خواستم خود کشی کنم و به جز ایناهایی که که نوشتم چیزهای دیگری هم هست ک نمیتوانم بازگو کنم

  41. علی

    سلام من خیلی ادم بدی هستم با پدرو مادرم خوب رفتار نمیکنم کمکم کنید

  42. marzieh

    سلام خسته نباشید.من مدت طولانیه که دچارافسردگی شدم البته خونوادم متوجه نشدن چون خونه نیستم ودانشجوهستم افسردگی باعث شده که من تحملم پایین باشه مخصوصادرمقابل مامانم چون حرفاش ناخواسته همراه بانیشه واین ازارم میده ومنم که کم تحمل که هرچی ازدهنم درمیادبه مادرم میگم البته همیشه مامانم تقصیری نداره منم ازشدت
    عصبانیت کلامم همراه بانیشه وخیلی بددهنم دلم میخواداصلاح شم میدونم
    اگه همینجوری ادامه بدم چه عذابی درانتظارمه مخصوصاباباومامانم که
    هیچی برام کم نمیزارن حتی اگه کمبودی
    هم باشه همه ی تلاششونوبه کارمیگیرند
    ولی میترسم رفتارم که خوب شه مامانم بامن بدتاکنه باعث بشه رفتارمامانم بامن بدتربشه نه اینکه خدای نکرده مامانم بدباشه بااینکه من ۲۲سالمه به مامانم
    اصلاکمک نمیکنم وهمه ی کارهابه دوش
    مامانمه واینکه خیلی هم منودوست داره
    گاهی دلخومیشه میگه
    توباباتوبیشتردوست داری .من خیلی
    مامانمودوست دارم فقط مشکلم باهاش
    حرفای هستش که میزنه توروخداکمکم
    کنین

    • احمد نباتی

      سلام بر شما
      با بنده تماس بگیرید: ۰۹۱۳۶۹۶۵۹۸۳

  43. ر

    سلام
    لطفا ی روش اساسی یا جایی معرفی کنید که واقعا بتونن مشکل دست بزن داشتنو حل کنن بخدا حاظرم هر چقدر هزینه داشته باشه بپردازم چرا ی روانشانس یا شخصی پیدا نمیشه بتونه این مشکل حل کنه تمام زندگی ادم جهنم میشه من نمیتونم موقعی که عصبی میشم خودمو کنترل کنم با این که هرگز دلم نمیخواد دست رو هیچ کس بلند کنم.تا اخر عمر دعاتون میکنم اگه لطف کنید ی راه حل اساسی پیش روم بزارید زندگیمو نجات میدید.

    • احمد نباتی

      سلام بر شما
      با بنده تماس بگیرید.
      ۰۹۱۳۶۹۶۵۹۸۳

  44. ر

    باسلام لطفا در دورههای کوتاهتر پرسشهای سایتتونو بازدید بفرمایید

  45. ساناز

    سلام …من چندوقت پیش توجمع جلوی چندنفر ازفامیل گفتم بابام برام زحمت نکشیده ومن تک دختربودم منو مدرسه غیرانتفاعی باید میفرستادو نفرستاده..پدرمم هم دران جمع حضور داشتن وچیزی نگفتن …الان منو عذاب وجدان گرفته ک چرا گفتم پدرم برام زحمت نکشیده بااینک خیلی زحمتم کشیده برام الان چکارکنم ازعذاب وجدان راحتشم …….

    • احمد نباتی

      سلام بر شما
      خیلی حرف اشتباهی زدید. یعنی وقتی خودتان مادر بشید و دست اخر دخترتان چنین حرفی به شما بزنه اون هم جلوی دیگران، اونه وقت متوجه میشید که یک پدر یا یک مادر په حسی پیدا می کنه
      به هر حال برای جبران این حرف، کارهای ذیل رو انجام بدید:
      ۱ ـ از پدرتان صممیمانه عذرخواهی کنید و دستش را ببوسید.
      ۲ ـ جلو دیگران و خصوصا همان افراد، از پدرتان تعریف کنید
      ۳ ـ همیشه دعاگوی والدینتان باشید و از خداوند بخواهید که شما را ببخشد.

  46. حنانه

    سلام راستش نمیدونم از کجا شروع کنم فقط در همین حد میگم که من پدر و مادرم میدونستن با یک پسر ارتباط چت کردن و این جوری داریم گفته بودن که ملاقاتی در کار نباشه اما من اون پسر رو موقعی که خانواده خونه نبودن دیدم الانم فهمیدن و بسیییار ناراحتن من نمیدونم چی کار کنم دفترجه خاطرات مادرمو که خوندم فهمیدم خیلی ناراحتن چون من بعد یک سال و نیم دوباره مرتکب همین اشتباه شدم اخه موقعی که ۱۳ تا ۱۶ سالم بود چند بار دیگه همین خطا رو انجام دادم

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


question